رشد و توسعه فردی

چگونه از احساس پشیمانی یک فرصت بسازیم؟

درود بر شما دوستان امیدوارم که حالتان خوب باشد من سپهر خداونده هستم و امروز با اپیزود سیزدهم پادکست صلح درون با موضوع پشیمانی در کنار هم خواهیم‌بود.

صحبتم را میخواهم با یک سوال شروع بکنم.تابه حال در زندگیتان آدمی را دیده اید که اشتباه نکرده باشد! یعنی کلا،اصلا چنین آدمی وجود دارد تقریبا وجود ندارد،میشود گفت اگر هم باشد دیگر یا واقعا آدمی که هیچ کاری نکرده است که هیچ اشتباهی نکرده باشد یا اگر واقعا همچین آدمی وجود دارد که هیچ اشتباهی کلا در عمرش نکرده باشد،خیلی دیگر کارش درست است. اصلا ما در مورد این آدم صحبت نمی‌کنیم و بهتر است که این اپیزود را هم گوش ندهد و اگر دوستان چنین شخصیت کلا،همین ‌الان قطع بکنید این داستان را.

از اشتباه کردن نترسید

ولی واقعیت این است که آدمیزاد جایز الخطاست؛یعنی کلا همه‌ی ما در زندگیمان اشتباه می‌کنیم،اگر قرار بود اشتباه نکنیم که دیگر آدم نبودیم،یعنی اصلا ماهیتا یک موجود دیگر با میشدیم،چون هیچکدام از ماها کامل نیستیم که نخواهم اشتباه بکنیم.یعنی شما کار درست‌ترین و حرفه‌ای‌ترین خفن ترین آدم دنیا را پیدا بکنید در کار زندگیش اشتباه می‌کند. خطا می‌کند،راه غلط میرود دیگر یک چیز عادی که بین همه وجود دارد ، ولی مهم اینه که شما از اشتباهاتتان درس بگیرید و یک خطا را دو بار تکرار نکنید تا پیشرفت بکنید،حالا اون یه مبحث دیگه‌ای که بعدا در بخش های دیگر به آن میپردازم.

ولی الان می‌خواهم در مورد این صحبت بکنم اشتباه یک امر طبیعی است که در زندگی همه‌ی ما پیش می آید.در واقع ببینید ما خودآزاری نداریم که بخواهیم به خودمان آسیب بزنیم،باز حالا اگه بین دوستان کسی وجود دارد که خودآزاری دارد واقعا دم شما گرم و حالش را ببرید اصلا باز از اینجا به بعد گوش نکنید.

ولی اگر یک آدم نورمال که خودآزاری ندارد، قصد آزار خودش را ندارد که راه غلط و برود و به عمد برود در کوچه بن بست بایستد،ما که اینگونه نیستیم که مثلا خودمان بدانیم که یک راهی غلط است و فکر کنید یک آدم می‌داند که این کوچه بن‌بست است و برود در آن کوچه‌ و دوبار برود در آن کوچه ایستاده است و فکر میکند که  راه دارد،همچین آدمی واقعا نرمال نیست ولی ما خیلی اوقات ناآگاهانه و غیر عمد اشتباه می‌کنیم یعنی اصلا قصدمان این نیست که بخواهیم به خودمان صدمه بزنیم ولی ناخودآگاه این کار می‌کنیم.

با شکست خوردن دانش و تجربه کسب کنید

در واقع اگر دانش و تجربه و درک و فهم و شعور که من نوعی در لحظه‌ی اکنون دارم و دو سال پیش داشتم که آن خطاها را نمی‌کردم و از آن مهمتر اگر آن خطا را انجام نمیدادم که این درک و شعور را به دست نمی آوردم بعضیا فکر می‌کنند، مثلا بعضیا فکر میکنند هیچوقت نباید راه اشتباه نروند،شما اگر این راه را نروید که نمیدانید این راه اشتباه است، شما اگر در این کوچه‌ی بن‌بست نروید صد در صد متوجه نمی‌شوید که این کوچه بن‌بست است،حتما باید یک بار این خطا را انجام بدهید دیگر تا ببینید یک سری جاها خطا کردن قابل کنترل است یعنی میشود از آن اجتناب کرد.مثلا شما در مورد کاری که می‌خواهید انجام بدهید بروید اطلاعات کسب بکنید با چند نفر مشورت کنید و دانش تان را بالاتر ببرید.

از خطاها پیشگیری بکنید ولی خیلی جاها اصلا دست ما نیست،یعنی مثلا یک کار جدیدی را فکر کنید یک کسی یک بیزینس جدیدی را شروع کرده است .که کلا سه نفر در ایران دارند این کار را انجام میدهند بعد بخواهد در این کار کلا خطا نکند یعنی نه آدم مشخصی وجود دارد که بخواهد از آن مشورت بگیره نه راه و چاه را کسی میداند که بخواهد به آن نشان و یاد بدهد. نه در اینترنت می‌تواند در مورد آن سرچ بکند. خب این آدم باید برود صحیح و غطا بکند تا یاد بگیرد دیگر اگر آدمای بزرگ در زندگیشان صحیح و خطا نمی‌کردند که رشد نمی‌کردند. این همه تغییر و چیزهای مثبت در این دنیا پیش نمی آمد. تمام این‌ها به خاطر صحیح و  خطا کردن است.

هر انسانی اشتباه می کند، پس نهراسید

از بحثمان دور نشویم می‌خواهم بهتان بگویم که چون موضوع پشیمانی است، ولی مجبورم از موضوع اشتباه شروع بکنم.اشتباه یک امر طبیعی است که در زندگی اتفاق می افتد در خیلی از موارد می‌توانیم آگاهی و دانشمان را بالا ببریم و از آن جلوگیری کنیم و در خیلی از مواقع نمی‌توانیم و باید خطا بکنیم تا راه درست را یاد بگیریم و به همین خاطر اشتباه را با یک دید منفی به آن نگاه نکنید.خطا را به آن خیلی بد بینانه نگاه نکنید بدانید که اشتباه و خطا کردن بخشی از فرایند رشد و پیشرفت است و در واقع بلوغ ماست. و ما برای اینکه به رشد شخصیت لازمان برسیم حتما خطاهایی را خواهیم داشت . در زمینه‌ی کاریمان،در زمینه‌ی روابطمان

، در هر زمینه‌ای که فکرش را  بکنید این خطاها را خواهیم داشت و رشد بکنیم،یاد بگیریم،بزرگ شویم و بتوانیم با درس هایی که می‌گیریم زندگی بهتری برای خودمون بسازیم . برویم سراغ موضوع پادکست که پشیمانی است. ببینید میگویند آب رفته از جوی دیگر برنمی‌گردد، خب این یک چیزی است که مال سالیان،سال قبل است که بزرگان آمده اند و این صحبت را کرده اند این به چه معناست؟ یعنی اتفاقی که افتاد دیگر نمی‌توانی برگردید و اصلاحش بکنید تمام شده رفته است.

ببینید ما همین الان مثلا فکر کنید شما دارید به این پادکست گوش می‌کنید همین سه چهار دقیقه پیش که شروع کردید دیگر تمام شده است آن تایم،آن زمان دیگر نمیتوانید شما حتی به سه چهار دقیقه پیش برگردید،چه برسد که به دو سال قبل،پنج سال قبل،ده سال قبل برگردید و بخواهید انتخابتان را تغییر بدهید مثلا میگویم،یکی ازدواج نامناسبی کرده است و از زندگیش راضی نیست،الان دیگر نمی شود کاری کرد حالا می‌توانید با مراجعه به مشاور و هرکسی که میدانید،صلاح میدانید شرایط زندگی را بهتر بکنید یا جدا بشوید،حالا هر جوری که در مشاوره با آدم های کارشناس به نتیجه می‌رسید که خودتان مشکلتان را حل بکنید ولی دیگر نمیتوانید برگردید به دوسال،پنج سال قبل،ده سال قبل بگوید من چرا ازدواج کردم،عجب آدم احمقی هستم،من که این انتخاب کردم،نمیشود این کار را کرد پس پشیمانی تاثیری ندارد و کاربردی هم ندارد.

در آینده تصمیمات خود را باتجربه گذشته بکیرید

بهترین کار در واقع این است که شما در هر لحظه برای همان لحظه انتخاب کنید و تصمیم بگیرید و برحسب شرایطی که در آن هستید راهی که به نفعتان است و بتواند کمک کند را انتخاب کنید. برای همین خیلی مهم است که بتوانید اشتباهات گذشته تان را بپذیرید،اگر بتوانید آن را بپذیرید و طبیعی بدانید و بدانید که این اتفاق می افتد، در زندگی هر کسی پشیمانی جای خودش را به تعقل میدهد و حالا شما عاقلانه می‌تانید فکر بکنید و خیلی منطقی راه مناسب برای خروج از این بحران را پیدا کنید.

در واقع به جای اینکه خودتان را سرزنش کنید می‌دانید که سرزنش خیلی راهکار فوق‌العاده‌ای برای تخریب اعتماد به نفس است و هر موقع خواستید خودتان را نابود کنید شروع کنید به سرزنش کردن.خیلی خوب  است و کوتاه مدت جواب میدهد،روحیتان را به طور کامل از دست میدهید و سرزنش کردن فایده‌ای ندارد و سرزنش خودش یک نوع در واقع حسی است که به خاطر پشیمانی در آدم ایجاد میشود،آدم پشیمان از آن اتفاق خودش را سرزنش می‌کند،سرزنش را فراموش بکنید.هرگز این کار را انجام ندهید پشیمانی هم هیچ سودی به حالتان ندارد.

چه چیزی اینجا میتواند کمکتان بکند، تغییر واژه‌ی فوق‌العاده ارزشمندی است که باید جایگزین پشیمانی بشود شما به جای اینکه بعد از اشتباهتان بر  سر خودتون بزنید و به خودتان فحش بدهید، به اطرافیانتان توهین نکند، نگوید من چقدر بدبخت هستم،چرا اینگونه شد اشتباهتان را بپذیرد اول ار همه بپذیرید.حالا ببینید با توجه به شرایط موجود چگونه می‌توانید این شرایط را بهتر بکنید چه تغییری می‌توانید در آن ایجاد کنید ،با چه راهکاری می‌توانید از این بحران خارج بشوید یا مشکل را برطرف کنید.

احتمال اشتباه برای هر فردی وجود دارد

به همین خاطر در مسیر زندگیتان به جای اینکه اشتباهاتتان بزرگ کنید و خودتان را سرزنش کنید و روحیه‌ی خودتان را از دست بدهید و پشیمانی وارد کار کنید خیلی عاقلانه بپذیرید. البته احساسات همیشه وارد کار میشود و خیلی کمکتان می‌کند که آن تکنیک تخلیه فکر کتاب من  راحتما اجرا کنید.

بهتان کمک می‌کند احساساتتان آزاد بشود چون موقعی که احساسات بر ما غلبه می‌کند کلا مغزمان از کار می افتد ولی وقتی احساسات منفی و ناخوشایندتان را بیان می‌کنید،حتی احساسات خوشایندتان را بنویسید،هر دو آنها کمک می‌کند،باعث می‌شود فضا در ذهنتان باز بشود و حالا بتوانید عاقلانه‌تر تصمیم بگیرید.

این تصمیم منطقی و عاقلانه به شما کمک میکند کار درست‌تری پیدا کنید و برای ادامه‌ی زندگیتان مسیر بهتری را بروید،که باعث آرامشتان باشد، باعث شادیتان بشود حس بهتری بهتان بدهد و در نهایت حالتان را بهتر کند و امید به زندگیتان افزایش بدهد

سخنم را می‌خواهم، خیلی دیگه حرفه ای شد،سخنم را می‌خواهم با این موضوع تموم کنم،پشیمانی هیچ سودی به جز ضرر ندارد ولی چیزی که میتواند به ما کمک بکند تغییر و تغییر یعنی اینکه بپذیرید اشتباهتان و راهکارهای مناسب را به هر طریقی که می‌دانید مشورت،بعضی از چیزا هستند با سرچ کردن در اینترنت میتوانید راهشان را پیدا کنید به هر طریقی که می‌دانید راهکارش را پیدا کنید و بعد با ایجاد تغییر و حرکت کردن به سمتش مسیرتان را در جهت دلخواهتان تغییر بدهید و زندگی که دوست دارید را و لایقش هستید را بسازید.

دوستان عزیزم ممنون از توجه و همراهیتان با اپیزود سیزدهم پادکست صلح درون امیدوارم که همیشه دلتان شاد و لبتان خندان باشد.

نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا