پژوهش – چیستی و چرایی نفی خواطر در عرفان اسلامی۹۲- قسمت ۹

0 Comments

داعی خیر، چیزی که در دار آخرت سود دارد. وی خاطرِ داعی شرّ و نکوهیده را «وسوسه» و خاطر داعی خیر و ستوده را «الهام» میداند. علت خاطر ستوده، «فریشته» و سبب خاطر نکوهیده «دیو» یا «شیطان» است. «توفیق» لطیفهای است که موجب قابلیت دل برای پذیرش الهام و «اغوا» و «خذلان» موجب پذیرش وسوسه توسط دل میشود. این دوگانهها در تقابل دائمی با یکدیگرند و قلب هم در کشاکش مستمر بین وسوسه و الهام قرار دارد.
غزالی معتقد است هر دوی شیطان و فریشته مخلوقات خداوند بوده و برای انجام همان کاری که مأمور به آنند، آفریده شدند. وی در ادامه ضمن استناد به این آیه از قرآن: «و من کل شیء خلقنا زوجین»[۹۰] اظهار میدارد ویژگی آفرینش دل به گونهای است که قابلیت پذیرش هر یک از این دو وجه متضاد را به تساوی دارد و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد.[۹۱] شایان ذکر است که قائلین به تقسیم‏بندیهای چندگانه نیز در یک تصور کلی از اقسام خواطر به همین دستهبندی میرسند. از جمله صاحب مصباحالهدایه در ادامه توضیح خواطر چهارگانه، اصل این خواطر را وجود لمّه (قوای) شیطانی و لمّه (قوای) ملکی میداند[۹۲]
۲-۲-۲- ۲- تقسیم سهگانه
غزالی در جایی دیگر به خواطر دوگانه فوق، قسم دیگری را میافزاید که عبارت است از:
خواطری که در آن تردید است و معلوم نیست که از خطرات فریشته است یا شیطان؛ زیرا از جمله حیلههای ابلیس، آراستن بدی و زشتی به نیکی است، به گونهای که تشخیص آن از فعل پسندیده و نیک حقیقی دشوار است و از آنجا که مؤمنان مکر و فریب آشکار شیطان را میشناسند، برای اغوای آنان از این قسم سوم خطابات استفاده میکند. از این رو سالک باید در هر خاطری که به ذهن او وارد میشود تأمل کند و در تمییز آن بکوشد.
آمده است که شیطان بر حضرت عیسی(ع) وارد شد و گفت که بگو: لا اله الا الله، عیسی(ع) گفت: گرچه این کلام حق است ولی به خواست تو نمیگویم.[۹۳]
۲-۲-۲-۳-تقسیم چهارگانه
همانطور که قبلاً گفته شد، این تقسیم مورد قبول اکثریت اهل عرفان و تصوف است و باقی انواع را هم به این چهار قسم برمیگردانند. محیالدین ابنعربی، قلب را به «کعبه» تشبیه کرده و کعبه را در واقع دارای سه رکن میداند و میگوید به دلیل شباهت کعبه به سنگ که سهگوش (مکعب) است، آن را کعبه نامیدهاند. وی همچنین خواطر موجود در قلب آدمی را نیز دارای سه رکن میداند که عبارت است از:
خاطر الهی ۲- خاطر ملکی ۳- خاطر نفسی
در ادامه از آنجا که قلب و کعبه هر دو جایگاه خداوند است برای هر یک از این خواطر، مابازایی از ارکان کعبه را قرار داده است؛ بدین ترتیب که برای خاطر الهی، رکن حجرالاسود، برای خاطر ملکی، رکن یمنی و برای خاطر نفسی، رکن شامی قرار داد. البته ابنعربی برای خواطر نوع دیگری نیز قایل است، ولی چون این خاطر که خاطر شیطانی است، در قلب جای ندارد، برایش شأن حقیقی محسوب نمیکند. رکن معادل خاطر شیطانی را رکن عراقی میگیرد و سبب آن را اینگونه عنوان میکند که شارع وضع کرده است که به نزد رکن عراقی از بدبختی، نفاق و اخلاق بد باید به خدا پناه برد. بدین ترتیب سایر ارکان برشمرده نیز جایگاه خواطر را نشان میدهند. نکته دیگر آنکه ابنعربی ساحت قلب انبیاء و اکثر اولیاء را از قسم چهارم خواطر پاک میداند و آن را وسیله تمایز قلوب انبیاء از مؤمنین میداند. به عبارتی قلوب مؤمنین با داشتن چهار خاطر و چهار رکن به شکل مربع است.[۹۴]
قیصری در مقدمه شرح فصوص الحکم و در ذیل بحث کشف و شهود انواع واردات و خواطر را با این عناوین ذکر میکند:
رحمانی ۲- ملکی ۳- جنّی ۴- شیطانی[۹۵]
عزالدین محمود کاشانی اقسام چهارگانه خواطر را چنین توصیف میکند:
«۱- خاطر حقانی: علمی که حق – سبحانه – از بُطنان غیب بیواسطه در دل اهل قرب و حضور قذف کند؛ چنان که نص کلام مجید است: «قل انّ ربی یقذف بالحق علام الغیوب».[۹۶]
۲- خاطر ملکی: آن است که بر خیرات و طاعات ترغیب کند و از معاصی و مکاره تحذیر نماید.
۳- خاطر نفسانی: آن است که بر تقاضای حظوظ عاجله و اظهار دعاوی باطله مقصور باشد.
۴- خاطر شیطانی: آن است که داعی بود با مناهی یا مکاره؛ زیرا که شیطان در مبدأ حال به معصیت فرماید و چون بیند که بدین وجه اغوا و اضلال صورت نمیبندد، به عین طاعت و ازاغت قلب به جانب افراط که شرعاً مکروه است، وسوسه کند».[۹۷]
در کتاب شرح تعرف، مؤلف بعد از تعریف خاطر در نزد عموم، به معنای خاطر از نگاه اهل تصوف اشاره میکند و اقسام واردات را اینگونه از هم متمایز میکند:
واردی که از سوی حق تعالی بر قلب آید و آن را «خاطر» نامند.
آنچه از سوی فرشته رسد که آن را «الهام» خوانند.
واردی که از سوی دیو دریافت شود « وسواس» نام دارد.
چیزی که منشأ آن نفس باشد و آن را «هاجس» گویند.[۹۸]
با این تفکیک مستملی (م قرن پنجم ق) «خاطر» را صرفاً به دریافتهای سالک از سوی حق اختصاص میدهد و سایر واردات را «خاطر» نمیداند. همچنین جنید در ذکر خواطر چهارگانه می‏گوید: «خاطرها چهار است:
خاطری است از حق که بنده را دعوت کند به حق.
خاطری است از ملک که بنده را دعوت کند به طاعت.
خاطری است از نفس که دعوت کند به آرایش نفس و تنعم به دنیا .
خاطری است از شیطان که دعوت کند به حقد و حسادت و عداوت».[۹۹]
۲-۲-۲-۴-اقسام پنجگانه خواطر
نجمالدین کبری (م ۶۱۸ ق) با افزودن خاطر دل به اقسام چهارگانه خواطر آنها را به پنج قسم تقسیم میکند: ۱
خاطر حق که بیسبب در دل پدید آید
خاطر دل
خاطر ملک۴
خاطر نفس
خاطر شیطان[۱۰۰]
۲-۲-۲-۵-اقسام ششگانه خواطر
این نوع دستهبندی از ابوطالب مکّی (م قرن چهارم ق) است که از نظر نامگذاری با اقسام قبلی اندکی متفاوت است. خواطر مورد نظر مکّی عبارت است از:
۱-خاطر نفس۲- خاطر عدو ۳- خاطر روح ۴- خاطر ملک ۵- خاطر عقل که حد واسط چهار خاطر مذکور است و هر بار با یکی از آنها توأم میشود زیرا عقل مرکوب خیر و شرّ است، ۶- خاطر یقین که خصوص اهل ایقان است.[۱۰۱]

مطلب دیگر :
سایت مقالات فارسی - اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری کوتاه مدت بر کاهش افسردگی دانشجویان با ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است