ژانویه 26, 2021

مقاله – چیستی و چرایی نفی خواطر در عرفان اسلامی۹۲- قسمت ۴

۱-۱-کلیات تحقیق
۱-۱-۱-بیان مسأله
طریق عرفان و کشف حقیقه الحقایق، طریق زدودن و پیراستن وجود وبه تعبیری ‍«اسقاط الاضافات» است. در این رهگذر «نفی خواطر» به مثابه مظهر اتمّ پاکسازی درون و اعظم مطهرات سرّ، تلقی
میشود که در فرآیند آن سالک با در اختیار گرفتن عنان ذهن و قلب خود، مانع ورود اغیار به آن ساحت میگردد. عنصر نفی خواطر به دلیل نقش قابل تأمل در گشودن باب حقیقت و شهود، در میان گرایشهای عرفانی سایر ادیان و به ویژه ادیان شرق که دغدغه رهایی و فرزانگی دارند، نیز جایگاه در خور ملاحظهای دارد. متأسفانه علیرغم اهمیت شایان توجه نفی خواطر در سلوک عرفان اسلامی، طبق بررسیهای انجام شده، تحقیق مستقلی درباره آن مشاهده نشده و عمدتاً در ذیل دستورات سلوکی در کتابهای عرفانی مورد بحث قرار گرفته است. نفی خواطر و کنترل آن علاوه بر آن که در طریقت عرفانی مورد توجه جدی است، در حیطه اخلاق در زندگی عموم مردم نیز بسیار تأثیرگذار خواهد بود و آنان را به سوی یک زندگی توأم با آرامش، صفا و معنویت سوق خواهد داد. امروزه اکثر افراد این خلأ را در زندگی پرهیاهوی خویش احساس کردهاند و از آنجا که از معارف غنی خود آگاهی ندارند، به جنبشها و مسلکهای مدعی عرفان رو میآورند تا نیازهای معنوی خود را برطرف سازند. با عنایت به این مسأله، ضرورت پرداختن به موضوعاتی چون نفی خواطر با نگاه کاربردی و ارائه راهکارهای عملی میتواند از افتادن افراد جامعه به دام جریانات انحرافی نوظهور جلوگیری نماید. البته این تحقیق با توجه به عنوانش به تبیین این موضوع نمی‏پردازد، اما امیدوار است نتایج به دست آمده در این مطالعه زمینه ساز تحقیقات کاربردی قرار گیرد.
۱-۱-۲-سؤالات اساسی تحقیق
این پژوهش به یاری خداوند ضمن مطالعه و بررسی متون عرفانی پاسخگوی این سؤالات خواهد بود:
خواطر چیست؟
نفی خواطر به چه روش‏هایی صورت میگیرد؟
نفی خواطر چه نتایجی در پی دارد؟
نفی خواطر با سایر عناصر سلوکی در عرفان اسلامی چه ارتباطی دارد؟
۱-۱-۳- سابقه تحقیق
همان گونه که اشاره شد، بر اساس جستجوهای انجام شده، تاکنون پژوهش مستقلی درباره نفی خواطر صورت نگرفته است و آنچه موجود است، مربوط به آثار مشایخ طریقت در سدههای گذشته است؛ البته عرفای بزرگ معاصر نیز به نفی خواطر در سلوک اهتمام داشتهاند، اما به صورت موضوع جداگانهای بدان نپرداختهاند.
۱-۱-۴- فرضیه اصلی تحقیق
با توجه به نقش برجسته نفی خواطر در سلوک و نیز به دلیل ارتباط تنگاتنگ آن با دیگر عناصر سلوکی و معرفتی، در پی تحقق کامل نفی خواطر در سالک، زمینه وصول به فناء فی الله محقق خواهد شد.
۱-۱-۵- جنبه نوآوری تحقیق
یافتن روشهای عملی نفی خواطر با اتکا به روایات و متون عرفانی
تأثیر در رفع خلأ پژوهشهای کاربردی در زمینه عرفان عملی
استفاده از آرا و نظریات عرفای معاصر
۱-۱-۶-روش تحقیق
پژوهش حاضر براساس روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است. روش گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانهای است که با استفاده از فیش برداری و نیز به کارگیری نرم افزارهای اطلاعاتی انجام شده است.
مفاهیم
به منظور دریافت مشترک از واژهها و مفاهیم بنیادی مورد بحث، در این بخش به توضیح معنای آنها میپردازیم.
۱-۲-۱-عرفان
۱-۲-۱-۱-معنای لغوی
کلمه «عرفان» مصدر ماده عَرَفَ به معنای «شناختن» است. اسم فاعل این مصدر «عارف» و دیگر مصدرش «معرفت» است. ماده «عرف» برای نوعی علم به کار میرود که با دقت نظر و موشکافی همراه باشد؛ لذا میتوان اینگونه نتیجه گرفت که در اصطلاح «عرفان» دستیابی به شناختی عمیق و باطنی مدنظر است که به آسانی برای عموم روشن نیست.
معنای دیگری که برای واژه «عرف» برشمردهاند، «نوعی علم بعد از جهل یا فراموشی» است[۱]
۱-۲-۱-۲-کاربرد مشتقات واژه «عرف» در قرآن، نهجالبلاغه و ادعیه به معنای«شناخت»
واژه معرفت و هم‏ریشههای آن در قرآن، نهجالبلاغه و ادعیه بارها تکرار شده است که به نمونههایی از آن اشاره میشود.
۱-۲-۱-۲-۱- در قرآن
«و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق»: «و چون آیاتی را که به پیامبر فرود آمده است، بشنوند، میبینی چشمانشان از اشک بجوشد، به سبب شناختی که از حق دارند.» (سوره بقره-آیه ۸۹)
«فلنعرفنهم فی لحن القول»: «تو آنها را به لحن سخن میشناسی.» (سوره محمد (ص) – آیه ۳۰)
۱-۲-۱-۲-۲- در نهجالبلاغه
«الحمدلله الذی اظهر من آثار سلطانه و جلال کبریائه ما حیّر مقلی العیون من عجائب قدرته، و ردع خطرات هماهم النفوس عن عرفان کنه صفته …»: «سپاس خداوندی را که برخی از آثار سلطنت و شکوه بزرگواری خویش را آشکار ساخت، تا که حدقه دیدگان را از شگفتیهای قدرتش متحیر ساخت و نگاههای دزدانه مردمان را از درک ژرفای وصف خویش بازداشت…»[۲] (خطبه ۱۹۵)
۱-۲-۱-۲-۳- در ادعیه
«الهی و الحقنی بنور عزّک الابهج ، فاکون لک عارفاً ، و عن سواک منحرفاً»: «خدایا مرا به نور پر فروغ عزتت برسان تا تو را بشناسم و از غیر تو بگسلم.» (مناجات شعبانیه)
«انت الذی لا اله غیرک فتعرفت لکلّ شیءٍ فما جهلک شیءٌ و انت الذی تعرفت الیّ فی کلّ شیءٍ فرایتک ظاهراً فی کلّ شیء»: «تو آن خدایی هستی که خدایی جز تو نیست، خود را به همه چیز شناساندی، پس چیزی نیست که تو را نشناسد، و تویی که خود را در هر چیز به من شناساندی، پس تو را در همه چیز آشکار دیدم.»[۳] (دعای امام حسین در روز عرفه)
۱-۲-۱-۳- معنای اصطلاحی

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir