جستجوی مقالات فارسی – چیستی و چرایی نفی خواطر در عرفان اسلامی۹۲- قسمت ۱۵

0 Comments

ذکری که موجب میشود فقط مذکور بر دل ماند و ذکری باقی نماند[۱۹۱] و این غایت مرتبه ذکر است.
صاحب مرآت الحق نیز مراتب سهگانهای برای ذکر برشمرده است:
۱-ذکر لسانی که پستترین مرتبه ذکر است (و به آن ورد نیز گفته میشود). ملا عبدالصمد همدانی(م ۱۲۱۶ ق) میگوید: «مقصود از ذکر لسانی توجه کلی است به جمیع قوای روحانی و جسمانی تا نفی خواطر شود به این توجه کلی».[۱۹۲]
۲- ذکر قلبی که خود دارای درجاتی است که پایینترین مرتبه آن ذکر قلبی با توجه به مذکور باشد و بالاترین مرتبه ذکر قلبی مستغرق شدن در مشاهده جمال و جلال الهی است و در قلب خود به جز مذکور چیزی نمییابد.
۳- ذکر اعضاء و جوارح، به این معنا که اعضاء را از معاصی بازداشته و متوجه واجبات و مستحبات کند.[۱۹۳]
مولوی درباره بالاترین مرتبه ذکر میگوید:
چونکــه با حــق مـتصل گردید جـان ذکـرِ آن ایـنست و ذکـرِ ایـنســت، آن
خالی از خود بود و پر از عشق دوست پس ز کــوزه آن تلابد کـه در اوسـت[۱۹۴]
در وجه دیگری از دستهبندی ذکر، اذکار به دو قسم تقسیم شده است:
ذکرهای عام که به عنوان دستورالعمل کلی برای عموم افراد قابل استفاده است؛ مانند ذکر تهلیل، استغفار و صلوات.
ذکرهای خاص به ویژه اگر ادای آنها با عدد خاص و در شرایط چلهنشینی همراه باشد. این نوع ذکر با توجه به آثار و نتایجی که در پی دارد، اگر بدون اجازه و دستور استاد سلوکی باشد، ممکن است تبعات بدی برای سالک داشته باشد.[۱۹۵]
خواجه عبدالله انصاری (م ۴۸۱ ق ) ذکر را در سه سطح تقسیم میکند:
ذکر ظاهر که خود، بر سه نوع است، یا از نوع ثناء و تحمید است، یا از نوع دعا و یا رعایت کردن مانند نماز که در عین ذکر بودن، رعایت امر شرعی است.
ذکر خفی، یعنی ذکر قلبی با حضور دائم
ذکر حقیقی که در واقع اتحاد ذکر و ذاکر و مذکور است.[۱۹۶]
اگر سالک در عمل ذکر حق را به درستی ادا کند، از مراتب مختلفی که برای ذکر بیان شد، عبور می‏کند و به عالی ترین مرتبه آن خواهد رسید.
ابوالقاسم قشیری در باره نحوه تاثیر ذکر در ذاکر و کیفیت صعود وی به مدارج کمالی کلام دلنشینی دارد.وی می‏گوید، ذکر زبانی وقتی به طور صحیح ادا شود، جز ذکر برای ذاکر چیزی نمی‏ماند و دلش متوجه خدا خواهد شد واحساس می‏کند به کمال رسیده است، اما خداوند برای آنکه او را به درجات بالاتر سوق دهد، قهر خویش را بر او غالب می‏کند تا این حال از او گرفته شود و پیوسته این حال بر او عارض شده و سلب ‏می‏شود تا زمانی که به مقام فنابرسد.
پس از این مرحله ذکر زبانی از او گرفته می‏شود. در این حال ذاکر درک ضعیفی از خود دارد اما بعد از این وارد مرحله ذکر قلبی می‏شود و ذکر را از قلب خود می‏شنود.
نکته قابل توجه دیگر آن است که سالک با شروع ذکر در جوارح خود حرکاتی را حس میکند که با قوّت یافتن این حرکات، گویی تمام بدن او به ذکر در میآید و صدای آنها را میشنود؛ ولی برای درک مراتب بالاتر به آن توجه نمیکند. البته این حالت مربوط به زمانی است که ذکر قلب وارد شده باشد.[۱۹۷]بدیهی است تحقق ذکر با این کیفیت مستلزم رعایت آداب و شرایطی است که باید به کار گرفته شود.
۳-۱-۱-۲-آداب و شرایط ذکر
برخی از مشایخ و بزرگانِ طریقت برای تحقق حقیقت ذکر بر جانِ سالک، شرایط و آدابی را برای ذکر گفتن قایل شدهاند. مهمترین نکتهای که اکثراً بر آن تأکید داشتهاند، شرط دوام و ملازمت ذکر است.[۱۹۸] نجمالدین رازی علاوه بر شرط مداومت، آداب دیگری را برای ذکر بر میشمرد، از جمله آنکه، سالک پس از قصد ذکر، اساس کار خود را بر توبه از جمله معاصی گذارد و: غسل یا وضو کند، جامه پاک پوشد، در خانهای خالی، تاریک و تمییز، رو به قبله و به حالت مربع بنشیند، دست بر ران قرار داده، با دل متوجه، چشمها را بربندد و با قوت تمام ذکر را بر زبان آورد ولی در عین حال صدای خود را بلند نکند؛[۱۹۹] چنانکه قرآن میفرماید: «واذکر ربّکَ فی نفسک تضرعاًو خیفهً و دون الجهر من القول بالغدوّ والاصال و لا تکن من الغافلین».[۲۰۰]طهارت ظاهر و طهارت باطن که عبارت است از به دل راه ندادن خواطر اعم از خوب و بد، نیز از جمله شرایط ذکر گفتن و به ویژه شرط ادای ذکر «لا اله الا الله» شمرده است.[۲۰۱]
در کتاب بحرالمعارف آمده است که هنگام ذکر، سالک باید به قلبِ صنوبری شکل خود توجه کند؛ به گونهای که ذکر را بر آن قلب فرود آورد. عدهای از این عملِ اشراف بر قلب ظاهری، به «وقوف قلبی» یاد کردهاند.[۲۰۲]
بازداشتن نَفَس در وقت ذکر نیز به عنوان یکی از شرایط ذکر گفتن آمده است که «به سبب ظهور آثار لطیفه است و مفید شرح صدر و اطمینان دل و یاری دهنده است در نفی خواطر».[۲۰۳]
۳-۱-۱-۳-اذکار وارده برای نفی خواطر
برای رهایی از خواطر و اندیشهها، در کلام معصوم و نیز در طریقتهای عرفانی ذکرهای گوناگونی آمده است. در این قسمت به برخی از مواردی که از معصومین در مصادر حدیثی نقل شده است، اشاره میشود.
الف – حضرت امام صادق(ع) برای نفی حدیث نفس فرمودهاند که شخص هنگام بروز حدیث نفس دو رکعت نماز گزارد و از آن به خدا پناه برد. همچنین ایشان فرمودهاند، جبرئیل برای دور شدن حضرت آدم از حدیث نفس، ذکر «لا حول و لا قوه الّا بالله» را به او تعلیم داد.
همچنین از ایشان ، درباره دفع وسوسه شیطان ، دست بر سینه کشیدن و خواندن این ذکر وارد شده است: «بسم الله و بالله، محمدٌ رسول الله، و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، اللهم امسَح عنّی ما احذَرُ».
ب – از امام باقر(ع) روایت شده است که حضرت رسول(ص) در پاسخ به سؤال شخصی درباره راه رهایی از وسوسه و حدیث نفس فرمود این ذکر را مکرّر بگوید: «توکّلت علیالحی الذی لایموت، والحمدلله الذی لم یتّخذ ولداً و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولیّ من الذلّ و کبّرهُ تکبیراً».[۲۰۴]
مؤثرترین و عامترین ذکری که در نفی خواطر راهگشا است و تقریباً همه‍ بزرگان عرفان و سلاسل تصوف روی آن تأکید داشتهاند، ذکر مبارک «لا اله الا الله» است که شامل دو بخش نفی و اثبات است. ادایِ با توجۀ این ذکر در بخش اول (لا اله)، هر یادی غیر از یاد خدا را نفی و در بخش دوم (الا الله)، ذکر حق را در قلب سالک محقق میسازد. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «خیر العباده قول لا اله الا الله».[۲۰۵]
نجمالدین رازی مراد از کلام خداوند: «الیه یصعدُ الکلم الطیب»[۲۰۶] را ذکر لا اله الا الله میداند که «مرض نسیان را به شربت نفی و اثبات» خود دفع میکند، و بر اثر مداومت این ذکر «به تدریج تعلقات روح از ماسوای حق به مقراض لا اله منقطع شود و جمال سلطان الا الله از پس تتق عزت متجلی گردد».[۲۰۷]
نجمالدین کبری ذکر لا اله الا الله را به معجونی تشبیه میکند که از «نفی» و «اثبات» ترکیب شده و به «نفی»، مواد فاسدهای را که به بیماری دل و تقویت نفس منجر شده است، از شخص زایل میکند و به اثبات، دل، سلامت خود را به دست میآورد و به واسطه نوری که در آن پدید میآید، از انحرافات نجات مییابد.[۲۰۸]
نورالدین اسفراینی (م ۷۱۷ ق )، ذکر «لا اله الا الله» را اینگونه توصیف میکند: «سرمایه درویشان، مرهم جراحت دردمندان، مونس مشتاقان، دوای درد دل مسکینان، شربت مجروحان، شراب شوق، همنشین هیچ کسان، یار بینشانان، جاذب عطاها و دافع بلاها».[۲۰۹] وی در وصف ذکر «لا اله الا الله» ابیاتی سروده است:
بـاش تـا بر گــل دلــت آیـد شـــــب نـــمِ لا الـــــه الا الله
صد هزاران گلت شـکفته کنـد یــــک نـــــمِ لا الـــــه الا الله
هـر دمـت عیسـی دگـر زایـد مـــــریـــــمِ لاالــــــه الا الله
ملـک روح را شـود مسـجـود آدمِ لا الـــــــــــــــــه الا الله[۲۱۰]
علاوه بر ذکر لا اله الا الله، در دستورات سلوکی اذکار دیگری هم سفارش شده است که برای نفی خواطر به کار گرفته میشود؛ از جمله، ذکر «الله»، «سبحان الله» و نیز ذکری که شیخ به اقتضای حال مرید به او القاء میکند.[۲۱۱]

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir