ژانویه 18, 2021

دسترسی متن کامل – چیستی و چرایی نفی خواطر در عرفان اسلامی۹۲- قسمت ۱۱

۸- خاطر لسانالقلب: قلب هم زبان و گوشی دارد که از لسانالغیب میشنود و با روح و عقل سخن میگوید و بواسطه آن نفس و شیطان را باز میدارد و چه بسا که از لوح ملکوت و لوح محفوظ، احکام غیبی را که در پس آن ملکوت صفات است، میخواند. خداوند میفرماید: «ان فی ذالک لذکری لمن کان له قلب اوالقی السمع و هو شهید».[۱۱۵]
۹- خاطر نفس: این خاطر زبانی دارد که با آن بنده را به شهوات و پیروی از خواهشهای نفسانی، دوری از خدا و سستی در عبادت و تمامی اخلاق مذموم اعم از کبر، حسد، بغض، بخل و… میخواند و تمام سخنش موافق خواست شیطان است.
۱۰- خاطر شیطان: این خاطرِ روشنی است و اشکال مختلف ندارد. خاطر شیطانی برخلاف علم و حق است، القاء کننده پلیدیها به نفس است. چه بسا بنده مؤمن را به شب زندهداری زیاد، گرسنگی و عبادات زیاد و مجاهده طولانی دعوت کند تا وی را به جنون و دعاوی باطل بیفکند و از این کید و نیرنگ کسی جز شخص تأیید شده به ولایت آگاه نیست. بیشترین کلام شیطان درباره کفر، شک، نفاق، شبههافکنی و نفی شرع است و یاریگر نفس در حین غضب و شهوت است. البته نفس و شیطان نمیتوانند جز به اجازه خدا به بنده آسیب برسانند زیرا که: «و ما هم بضارین به من احد الا باذنالله».[۱۱۶]و[۱۱۷]
چنان که قبلاً گفته شد، تمامی اقسام خواطری که ذکر شد، در یک جمعبندی کلی، در انواع چهارگانۀ حقانی، ملکی، نفسانی و شیطانی و حتی کلیتر از آن در دو قسم «الهام» و «وسواس» قابل جمع و تأویل است و سایر عناوین ذکر شده از خواطر برای تبیین دقیقتر موضوع است.
۲-۳-ارتباط بروز اقسام خواطر با درجات کمالی انسان
همانگونه که خواطر دارای مراتب و اقسامی است، انسان ها نیز به میزان شایستگی، تقرب و ظرفیت وجودی خویش جایگاه معرفتی و کمالی متفاوتی دارند و بر همین اساس نوع خواطر و خلجان‏های روحی که با آن مواجه‏اند، مختلف خواهد بود. البته روشن است با فائق آمدن بر خطرات و واردات هر مرحله، توفیق صعود به مرحله بالاتر را خواهند یافت. به یک تعبیر سالک با گذر از خواطر هر مرتبه گویی از آن خواطر توبه می‏کند. در این خصوص روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است. ایشان می فرماید:
«توبه الانبیاء من الاضطراب السرّ، و توبه الاولیاء من تکوین الخطرات، و توبه الاصفیاء من التنفس، و توبهالخاص من الاشتغال بغیرالله و توبه العام من الذنوب».[۱۱۸]« توبه پیامبران از اضطراب سرّ(و ناآرامی هنگام شدائد) است؛ توبه اولیاء خدا از بروز خواطر است؛ توبه اصفیاء از طلب راحتی کردن از سختیها است؛ توبه خواص از اشتغال به غیر خدا و توبه عوام از ارتکاب به گناه است».
بر اساس این سخن امام صادق(ع)، میتوان افراد را از نظر درجات کمالی به پنج گروه تقسیم کرد:
عامه مردم که ابتداییترین سطح از نظر تقرب به خدا هستند وگناه برای آنها در اقدام به محرمات معنا پیدا میکند.
خواص، که مؤمنانند. این گروه در وجود خویش دارای ملکه عدالتاند که مانع ارتکاب گناه آنها میشود؛ لذا برای این افراد، توجه و اشتغال به غیر خدا گناه محسوب میشود و باید مراقب باشند.
اصفیاء، کسانی هستند که از مرحله خواص عبور کرده و در اسماء و صفات حق غرق
گشتهاند، اما برای صعود به درجات بالاتر مورد امتحاناتی واقع میشوند؛ حال اگر در مواجهه با ابتلائات و سختیها احساس خستگی کرده و طالب خلاصی از شدائد و به عبارتی تنفس باشند، برایشان مذموم بوده و باید از این حال و وسوسه درونی توبه کنند.

اولیاء؛ اولیاء خدا از سه مرحله قبل گذشتهاند و آنچه برای آنها ناپسند است، «تکوین خاطر» است، یعنی صفحه ضمیر و ذهن آنها باید کاملاً از هر خاطری پاک باشد و هیچ اندیشهای در ساحت درونشان ظهور نیابد.
انبیاء؛ در این مرحله که بالاتر از مراحل پیشین است، چیزی از اشتغال به غیر خدا، تنفس و وجود خواطر مطرح نیست، اما ممکن است لحظهای در رویارویی با شدائد، فرد دچار اضطراب و نگرانی درونی شود و موجی در دریای وجودش پدید آید که در صورت بروز این حالت ، باید از آن توبه کند.
اما بالاترین مرتبه در سلوک ، مقام مخلَصین است؛ سالک در این مرحله از شائبه‏ها و ضعفهای مراحل قبل رهایی یافته و به آرامش و سکون محض میرسد.[۱۱۹]
در این مقام فناء از خویش و یگانگی با خدا را تجربه خواهد کرد. در اینجا حتی یاد کردن از خدا هم مطرح نیست، چون دوئیتی وجود نخواهد داشت و یاد کننده و یاد شونده یکی هستند.
بایزید بسطامی(م قرن سوم ق ) می‏گوید: «سی سال از حق تعالی غایب بودم، غیبت من از او یاد کرد او بود؛ چون از این کار باز ماندم، او را در همه حال چنان یافتم که گویی او منم».[۱۲۰]
۲-۴-روشهای تشخیص انواع خواطر از یکدیگر
قبل از ورود به بحث چگونگی نفی خواطر باید راههای تشخیص هر یک از آنها را دانست، چون هر کدام تبعات و بازخوردهای درونی خود را دارند. اما از آنجا که وقوع خواطر از کیفیات نفسانی است و نفس هم لایه لایه و بطون تو در تویی دارد و هر یک از انواع خواطر متعلق به یکی از لایههای وجودی آدمی است، لذا صرف دانستن اقسام خواطر برای تمییز آنها از یکدیگر کافی نیست؛ به ویژه خواطر شیطانی و پیچیدگی وقوع آن که ناشی از اختیارات و تواناییهای عدیده شیطان است. برخی از بزرگان تصوف و عرفان معتقدند این کار بسی دشوار است و برای آن موانع یا شرایطی را برشمردهاند، از جمله گفتهاند: «هر که حرام خورد میان الهام و وسواس فرق نداند کرد».[۱۲۱]
از دیگر شرایطی که برای تمییز خواطر برشمردهاند، آنست که «آیینه دل از زنگ هوا و طَبَع طبع به مصقله زهد و تقوا جلا دهد تا صور حقایق خواطر کماهی در آن مکشوف گردد»[۱۲۲] زیرا «چون ظلمت نفس غالب بود، کدورات آن زنگار دل شود و فرق میان لمّه ملکی و لمّه شیطانی نتواند کرد».[۱۲۳] شاید به دلیل دشواری فرق خواطر از یکدیگر باشد که سید حیدر آملی(م قرن هشتم ق) کار تشخیص خواطر را به عهده عارف کامل، امام معصوم(ع) و پیامبر(ص) میداند که به باطن و حقیقت اشیاء و قابلیت موجودات آگاهاند.[۱۲۴]علیرغم موانع و شرایط ذکر شده برای تمییز خواطر، راههایی ذکر شده است که برای تبیین بهتر موضوع، این امر را در راستای دستهبندیهای بخش پیشین دنبال میکنیم. گفته شد که تمامی اقسام خواطر ذیل اقسام کلی دوگانه و یا چهارگانه قابل درجاند و براساس این دو تقسیمبندی نحوه شناخت آنها از یکدیگر بیان میشود.
۲-۴-۱-تشخیص خواطر دوگانه
صاحب کتابعوارفالمعارف در مواجهه با خواطر در نحوه رویارو شدن با آن میگوید: «سالک باید که در امضای آن تعجیل نکند و تأنی و سکون بر کار گیرد و در وقت اشتباه خاطر رجوع با حضرت عزت کند تا حق تعالی که خالق انس و جان (و محرّک نفس و جان) است، معلوم او کند که آن خاطر رحمانی است یا شیطانی».[۱۲۵] اما نجمالدین کبری در تشخیص میان خواطر دل و ملک و خواطر نفس و شیطان هفت تفاوت را برمیشمرد:
«۱-خاطر دل و ملک به قربت حق تعالی خوانند و میل کنند به رضای حق تعالی و دریافت ثواب آخرت، و [لی] نفس و شیطان پهلو تهی کنند از قربت حق تعالی و میل دارند به زخارف دنیا و شهوات نفسانی.
۲- از خاطر ملک و دل سکونی و طمأنینه دل حاصل شود و اعتراض از درون نه، و[لی] از خاطر نفس و شیطان گرانی درون پدید آید و از هر گوشهای معترضان پدید آیند.
۳- دل و ملک به محمودات خوانند در غالب احوال و نفس و شیطان به مذمومات خوانند در غالب احوال.
۴- خاطر دل و ملک موافق کتاب الله و سنت رسول باشد و [لی] خاطر نفس و شیطان مخالف کتاب الله و ملک و دل و سنت رسول باشد.
۵- خاطر ملک و دل یقین بیفزاید و از خاطر نفس و شیطان شک و ریب پدید آید.
۶- خاطر ملک و دل از جنس خواطری باشد که نزدیک جان دادن باشد و خاطر نفس و شیطان از جنس خواطری باشد که در وقت تندرستی و کامرانی پدید آید.
۷- در وقت خاطر ملک و دل، مشاهده صافیتر شود و تیرگی برود و[لی] خاطر نفس و شیطان به جز تیرگی و گرانی دل طبعی نارد».[۱۲۶]
در همین ارتباط سید حیدر آملی این تفاوتها را به اختصار چنین ذکر میکند: «هر خاطری که موجبات خیر و صفای باطن را فراهم کند به طوری که با سرانجام نیک همراه بوده و به سرعت تغییر نپذیرد و نیز بعد از ورود خود توجه کامل به حضرت حق و لذت با ارزش شوق در عبادت را در پی داشته باشد، خاطر ملکی یا رحمانی است و هر آن خاطری که به بدی و تیرگی باطن منجر شده و در جهت عکس پیامدهای فوق باشد، خاطر شیطانی و نفسانی است».[۱۲۷] همچنین ایشان تفاوت دیگری بین این دو دسته خواطر میشمارد و میگوید هر خاطری که از سمت راست یا روبرو (پیش) وارد شود، الهی و ملکی و هر آنچه از سمت چپ یا پشت ظاهر شود، شیطانی و نفسانی است؛ البته توضیح میدهد که این ضابطه کلی نیست، چون شیطان از تمام جهات امکان ورود دارد؛ همانطور که در قرآن آمده است: «ثم لاتینّهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثرهم شاکرین».[۱۲۸]و[۱۲۹]
ابو حامد غزالی به مغالطه‏ای که در بروز خواطر احتمال وقوع دارد، اشاره می‏کند؛ به این معنا که گاهی خاطری رحمانی سالک را از روی امتحان دعوت به شرّ می‏کند و نیز خاطری شیطانی از روی سنت استدراج شخص را به خیر فرا می‏خواند. وی در ادامه ملاک‏هایی را برای شناخت مصادر خواطر شری که معلوم نیست از سوی خدا باشد یا شیطان، مطرح می‏کند و می‏گوید اگر خاطر شرّ بر یک حالت مصمم و ثابت باشد، ممکن است از سوی حق یا نفس باشد ولی اگر در تردد و متغیر باشد از شیطان است. دیگر آنکه اگر خاطر پس از انجام گناهی واقع شود از سوی حق است و عقوبت آن گناه محسوب می‏شود، ولی اگر ابتدائاً و بدون فعل گناه باشد از شیطان است.
ملاک دیگر تشخیص خواطر آن است که خاطر شرّ نفسانی با ذکر حق از بین نخواهد رفت، چون در کار خود مصمم است؛ اما خاطر شیطانی توسط ذکر از بین رفته یا ضعیف می‏شود. غزالی همچنین برای تمییز خاطر خیر صادر شده از شیطان و خداوند ویژگی‏هایی را ذکر می‏کند و می‏گوید خاطر ظاهراً خیر شیطانی موجب نشاط، تعجیل، امنیت و غفلت از عاقبت خواهد شد و خاطر خیر رحمانی عکس این نشان‏ها را دارد.[۱۳۰]
غزالی در جایی دیگر اشکال ورود خاطرات شیطانی را که به عنوان وسواس از آن یاد میشود به سه طریق ذکر میکند و همچنان که در سطور بالا ذکر شد، میگوید:
گاهی خاطر به شکل تلبیس به حق و خیرخواهی و یا ترغیب به عجب از عمل بروز میکند که اگر شخص با توجه به خدا و کتاب او خود را از این گونه خواطر رها کند، شیطان عقب‏نشینی خواهد کرد.
گاهی وسواس با انگیزاندن شهوات و هوای نفسانی همراه است که البته این نوع خواطر برای بنده به راحتی قابل تشخیص است.
برخی وسوسهها به نفسِ ایجاد خواطر موضوعیت دارند و منجر به عمل یا حالتی در انسان نخواهند شد. مانند خاطرهای پی در پی که هنگام اقامه نماز سراغ نمازگزار میآیند که البته مهار و رفع آن گرچه محال نیست، ولی دشوار است و به همین سبب رسولالله(ص) فرمود: «من صلّی رکعتین لم یحدث فیهما نفسه بشیء من امر الدنیا غفر له ما تقدم من ذنبه».[۱۳۱]و[۱۳۲]
محمد داوود قیصری با تقسیم خواطر به جنّی، ملکی و رحمانی درباره تشخیص آنها از یکدیگر به لحاظ افعالی که از آنها صادر میشود، اینگونه معیار مصداقی به دست میدهد مبنی بر اینکه انجام امور دنیایی مانند احضار چیزی مادی از غیب مانند احضار میوه تابستانی در زمستان ناشی از خواطر جنّی است، اما اطلاع دادن از ضمایر و اندیشههای اشخاص از خاطر ملکی است. خاطر رحمانی منجر به تصرف در عالم ملک و ملکوت و انجام اعمالی چون زنده کردن، میراندن و وارد کردن مرید طالب به عوالم ملکوت میشود.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir