مقاله علمی با منبع : چیستی و چرایی نفی خواطر در عرفان اسلامی۹۲- قسمت ۱۰

0 Comments

وی در جای دیگر اسامی نهگانهای هم برای خواطر ذکر کرده است، ولی خواطری را که منشأ آن از خزاین غیب باشد همان خواطر ششگانه میداند. این عناوین به این قرار است:
الهام: آنچه در دل عمل به خیر کند.
وسواس: آنچه از او عمل شرّ به وقوع رسد.
حساس: آنچه در دل هراس و ترس انگیزد.
نیت: هر چه تقدیر خیر نماید.
اُمنیّت و امل: هر چه تدبیر امور مباحیه و ترجیح یکی بر دیگری نماید.
تذکر و تفکر: آنچه به تذکر و وعده و وعید انجامد.
مشاهده: هر چه با عینالیقین به معاینه غیب منجر شود.
هم: هر چه به حدیث نفس و تصریف احوال (تحدث بمعاشها و تصریف احوالها) کشد.
لمّ: آنچه از نوع خواطر و تمایل به شهوات باشد.[۱۰۲]
۲-۲-۲-۶-اقسام هفتگانه خواطر
مجدالدین بغدادی(م ۶۰۷ ق) خواطر را هفت مورد میداند که عبارت است از:
۱- نفسانیه ۲- شیطانیه ۳- ملکیه ۴- قلبیه ۵- روحیه ۶- شیخیه و ۷- الهامیه.
عزالدین محمود کاشانی در توضیح تقسیمبندی مجدالدین بغدادی میگوید: خواطر روحیه و قلبیه در ذیل خاطر ملکیه جای دارند و درباره خاطر شیخیه میگوید: «آن معنیی بود که از مدد همت شیخ به دل مرید طالب پیوندد و مشتمل بر کشف معضلی و حل مشکلی [است] که مرید در استکشاف آن از ضمیر شیخ استمداد کند و فیالحال بر او مکشوف و مبیّن گردد. [این خاطر] در تحت خاطر حقّانی داخل بود؛ چه وجود شیخ به مثابت بابی است مفتوح بر عالم غیب که از او هر لحظه امداد فیض حق به دل مرید میرسد».[۱۰۳]
۲-۲-۲-۷-خواطر دهگانه
سرانجام در بیان اقسام خواطر «روزبهان بقلی» ( م ۶۰۶ ق) یک تقسیمبندی دهگانهای از آن به دست میدهد و هر یک را به شکل مبسوطی توضیح میدهد. عناوین این اقسام عبارتند از:
۱- الهی ۲- لسانالغیب ۳- سرّ ۴- سرّسرّی ۵- روحی ۶- عقلی ۷- ملکی ۸- قلبی
۹- نفسانی ۱۰- شیطانی

همچنین درباره جنس و ماهیت این خواطر اشاراتی دارد و در تأیید گفته خود آیاتی از قرآن و روایاتی ذکر میکند. وی چنین میگوید:
۱- برخی از این خواطر از نوع وحی هستند: «فاوحی الی عبده ما اوحی»[۱۰۴] و «و اوحی ربک الیالنَحل».[۱۰۵]
۲- برخی از نوع الهاماند: «فالهمها فجورها و تقویها».[۱۰۶]
۳- قسم دیگر نفث ( دمیدن) اند: «ومن شر النفّاثات فی العقد»[۱۰۷]
۴- نوع دیگر، القاء است: «انّا سنلقی علیک قولاً ثقیلاً».[۱۰۸]
۵- برخی از لماتاند: «ان للملک لمّه و للشیطان لمّه».[۱۰۹]
۷- برخی نداء هستند: «و نادیناه من جانب الطور».[۱۱۰]
۸- برخی از جنس کلام است: «و کلّم الله موسی تکلیماً».[۱۱۱]
۹- برخی حدیثاند: «ان فی امتی محدثین و مکلّمین ».[۱۱۲]
۱۰- بعضی از آنها به صورت نجوی است: « لا خیر فی کثیرٍ من نجویهم».[۱۱۳]
۱۱- قسمی هم از نوع وسواساند: «فوسوس الیه الشیطان».[۱۱۴]
سپس در ادامه برای هر یک از اقسام دهگانه توضیحاتی میآورد که به اختصار در ذیل میآید:
۱-خواطر الهی: سخن گفتنِ بدون واسطه خداوند با بنده است. در وقوع این نوع خواطر حجاب‏های جبروتی کنار میرود و انوار جلال حق در قلب ساطع میشود. نشانه صاحب این خاطر، تثبیت شدن در وجود و آشکار شدن نور جمال در صورتش است. آنجا موضع بهت و حیرت و بیهوشی است و به مقام مشاهده کلیم (خدا) و خطابش میرسد.
۲-خاطر لسانالغیب: این خطاب، زبان قدرت است که از ملکوت و عالم صفات از سرّالسرّ خبر می‏دهد و بنده را به مراقبت در کشف و ازدیاد معرفت دعوت میکند و این وحی و الهام خاص است و هنگامی که خدا بخواهد از عالم قدرت و ملکوت خبر دهد، با زبان غیب سخن میگوید که مرتبه دوم از زبان ذات است.
۳- خاطر زبان سرّالسرّ: و آن زبان عمل خاصی است بین فعل عام و قدرت که واسطه وحی خاص صفاتی است و «الهام» هم نامیده میشود. در این حالت خداوند به صورت سرّ ندا میدهد و در قالب افزودن نیرو و عشق و شوق، بنده را به محبت و طلب مشاهده میخواند.
۴- خاطر لسانالسرّ: و آن روح الروح و نور در روح است. در این خاطر بنده گوشی دارد که با آن کلام خدا را میشنود و زبانی دارد که از حق میگوید. آن زبان فعل حق است که به واسطه آن به روح الهام میشود (میکند) و سرّالقدر در ملکوت را به او تعلیم میدهد. این زبان «فراست» نامیده میشود که بر قلبها و غیوب اشراف دارد. جایگاه آن سرّ ملکوت حق در قلب و روح است.
۵- خاطر لسانالروح: در هنگام ورود این خاطر، گاهی کلام حق را بیواسطه میشنود و آنچه که از حق میشنود و آنچه را که در عالم قدرت میبیند و نیز ملکوت غیب، موجب میشود که شخص از ناسوت بیزار شود و با لاهوت تنها شود (خلوت کند) و گاهی به واسطه ملک کلام حق را میشنود که در این صورت «الهام» نام دارد.
۶- خاطرالعقل: در این خاطر بنده در نفس خود کلام حق و نیز کلام ملک و روح را میشنود و مقام این خاطر، مقام الهام است و آنچه در قلب میگوید، خاطر عقل است و به این صورت از سرّ عبودیت خبر میدهد و با حقایق اشیاء آشنا میکند.
۷- خاطر لسانالملک، که در شرع لمهالملک (جنود ملک) خوانده میشود که به روح، عقل و قلب هر آنچه که مربوط به تقوی و اطاعت خدا و ترساندن نفس از عذاب خداست، الهام میکند و به ثواب و رفع حجابها و دور شدن شیطان وسوسهگر نفس، وعده میدهد.

مطلب دیگر :
سایت مقالات فارسی - چیستی و چرایی نفی خواطر در عرفان اسلامی۹۲- قسمت ۱۴

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.