مطالعه تجربی امکان اتصال آفلاتوکسین ۱M به باکتریهای بیفیدو باکتر بیفیدوم ، …

0 Comments

AfB1
در رابطه با اثر پاستوریزاسیون بر میزان آفلاتوکسین M1 در شیرگزارش های مختلفی وجود دارد. پاستوریزاسیون ۶ تا ۱۳ درصد غلظت آفلاتوکسین با M1 را کاهش می دهد. افزون بر این، در حدود ۴۰ درصد از توکسین بعد از ۴ روز و ۸۰ درصد بعد از ۶ روز نگهداری در دمای صفر درجه سانتی گراد ناپدید می شود. همچنین ۳۴ درصد از آفلاتوکسین M1 در شیر بعد از دو هفته نگهداری در دمای ۲ درجه کاهش می یابد. از سوی دیگر، نتایج برخی تحقیقات نشان می دهد پاستوریزاسیون و استریلیزاسیون هیچ گونه اثری در کاهش تولید سم ندارد(Galvano et al,1996).
در مطالعات انجام شده توسط راستوگی و همکاران(۲۰۰۴) در هند بر روی ۸۷ نمونه غذای شیری کودکان به روش الایزا ، مشخص گردید که دامنه آلودگی به آفلاتوکسین M1 در شیر خشک کودکان (۱۰۱۲-۶۵ نانو گرم در لیتر)در مقایسه با شیر مایع (۱۶۴-۲۸ نانو گرم در لیتر) بالاتر است و تقریبا ۹۹ درصد آلودگی بالاتر از محدوده ی تعیین شده توسط استاندارد کدکس(۵۰ نانوگرم در لیتر) به دست آمد. این در حالی بود که ۹ درصد از نمونه ها آلودگی بالاتر از محدوده تعیین شده توسط FDA (500 نانو گرم در لیتر) داشتند(Rastogi et al,2004).
در کشورهای آسیایی نظیر هند ، هیچ محدودیتی برای آفلاتوکسین M1 در شیر و محصولات لبنی ثبت نشده است، بنابراین نیاز فوری به پایه گذاری یک سطح بیشینه برای آفلاتوکسین M1 در شیر و تولیدات شیر نوزاد در هند است(Rastogi et al,2004). با توجه به آلودگی بالای شیرخشک ، توصیه می گردد که از مصرف شیرخشک در رژیم غذایی کودکان تا حد امکان جلوگیری به عمل آید و یا روش های مناسبی برای سمیت زدایی آفلاتوکسین M1 در شیر خشک تعیین گردد(Correa et al,1997).
در بررسی هایی که توسط گالوانو[۲۷] و همکاران(۲۰۰۱) در ایتالیا بر روی ۱۶۱ نمونه شیر انجام شد، مشخص کرد که ۱۲۵ نمونه(۷۸ درصد) از نظر آفلاتوکسین M1 مثبت بودند، ولی آلودگی هیچ کدام از نمونه ها از استاندارد اروپایی بالاتر نبود(Galvani,2001)
آیسیسک [۲۸] و همکاران (۲۰۰۵) با مطالعه ۲۲۳ نمونه از فراورده های لبنی در ترکیه گزارش کردند که در ۵۸/۹۰٪ نمونه ها آلودگی به آفلاتوکسین M1 وجود داشت و در ۵۲/۸٪ از نمونه ها میزان آفلاتوکسین M1 بیش از حد مجاز تعیین شده به وسیله اتحادیه اروپا بود.
در مطالعه دیگری که توسط کامکار(۱۳۸۱) بر روی ۶۴ نمونه از شیر های فرادمای عرضه شد در تهران به روش TLC انجام شد مشخص گردید که ۵۳ نمونه (۶/۸۲ درصد) از نظر وجود آفلاتوکسین M1 مثبت و ۱۱ نمونه (۴/۱۷ درصد) منفی و میزان آلودگی در محدوده ی بین ۳۸۷-۶۹ نانوگرم در لیتر بود(کامکار،۱۳۸۱).
کامکار در بررسی دیگری (۲۰۰۵) نشان داد که در ۶/۷۶ درصد نمونه های شیر خم اخذ شده از کارخانجات لبنی شهر سراب آلودگی به آفلاتوکسین M1 در دامنه ۰۱۵/۰ تا ۲۸/۰ میکروگرم بر لیتر وجود اشت که در ۴۰ درصد موار آلودگی بیش از حد مجاز تعیین شده به وسیله اتحادیه اروپا بود(Kamkar,2005). البرزی وهمکاران (۲۰۰۶) نیز گزارش کردند که از ۶۲۴ نمونه شیر پاستوریزه تولید شده در شهر شیراز ۱۰۰ درصد نمونه ها آلودگی به آفلاتوکسین M1 داشتند و در ۸/۱۷ درصد نمونه ها آلودگی بیش از حد مجاز تعیین شده به وسیله اتحادیه اروپا بود(Alborzi et al,2006)
تحقیقات انجام شده توسط محسن زاده و بیسجردی(۱۳۸۴) بر رو ی۶۲ نمونه شیر فرادما در مشهد به روش الایزا نشان داد که ۱۰۰ درصد نمونه های مورد مطالعه به آفلاتوکسین M1 آلودگی داشتند. میانگین غلظت آلودگی بین ۲۲ تا ۳۸۹ نانوگرم در کیلوگرم بود. در ۶/۸۰ درصد نمونه ها میزان آلودگی بیش از حد مجاز تعیین شده به وسیله اتحادیه اروپا گزارش گردید(محسن زاده و بیسجردی،۱۳۸۴). محسن زاده و هکاران (۱۳۸۵) در مطالعه دیگری نشا دادند که ۴/۸۰ درصد نمونه های پنیر سنتی وفتای تولید شده در مشهد به آفلاتوکسین M1 آلوده بودند. میانگین غلظت آلودگی در پنیرهای سنتی فتا به ترتیب ۳۹۹/۰ و ۳۸۴/۰ میکروگرم در کیلوگرم بود.
فلاح و همکاران(۲۰۰۹) در مطالعه ای بر روی پنیر سفید ایرانی وپنیر خامه ای در ۶/۷۶ درصد نمونه های پنیر سفید ایرانی و۱/۸۰ درصد پنیر خامه ای آلوگی به آفلاتوکسین را تشخیص دادند. میزان آلودگی ۱/۵۲ نانوگرم در کیلوگرم تا ۴/۷۸۵ نانوگرم در کیلوگرم متغیر بود که در ۴/۲۸٪ نمونه های پنیر سفید ایرانی و۱/۱۹ درصد پنیر خامه ای میزان آلودگی بیش از حد مجاز استاندارد اتحادیه اروپا برسد (Fallah et al,2009). در مطالعه دیگری که توسط فلاح(۲۰۱۰) بر روی شیر پاستوریزه و فرادمای عرضه شده در مناطق مرکزی ایران انجام شد، مشخص گردید که آفلاتوکسین M1 در ۱/۶۷ درصد نمونه های شیر پاستوریه و ۳/۶۲ درصد نمونه های شیر فرادما وجود داشت(Fallah et al,2010)
در تحقیقات انجام شده توسط حشمتی و میلانی(۲۰۱۰) بر روی شیر فرادما در ایران نشان داد که در ۲/۵۵ درصد نمونه ها آلودگی به آفلاتوکسین M1 وجود داشت و ۳/۳۳ درصد نمونه ها میزان آلودگی بیشتر از حد مجاز استاندارد اتحادیه اروپا (۰۵/۰ میکروگرم در لیتر) داشتند
(Heshmati and Milani,2010).
رحیمی وهمکاران(۲۰۱۰) نیز دریافتند که میزان آلودگی شیر خام عرضه شده در اهواز که شامل نمونه های شیر خام گاو ، شتر ، گوسفند بز می شد، بالغ بر ۱/۴۲ درصد بود(Rahimi et al,2010).
در گذشته در ایران طبق مطالعات انجام شده، درصد بالایی از شیرهای توزیع شده از لحاظ کیفیت بهداشتی با استانداردهای موجود در کشورهای اروپای منطبق نبوده از جمله این مطالعات می توان به اولین مطالعه انجام شده در ایران توسط دکتر کریم و همکاران اشاره کرد. از ۷۳ نمونه شیرهای تحویلی به کارخانجات شیر پاستوریزه تهران در سال ۱۹۹۸، ۶۰ نمونه(۲/۸۲ درصد) آلودگی آفلاتوکسینM1 به میزان بیش از حد مجاز استاندارد اتحادیه اروپا ( ۵۰ نانوگرم درنمونه بودند (۱۹۹۸et al., Karim)
در مطالعه ای که توسط دکتر تبری در سال ۱۳۸۸ بر روی نمونه های ماست های سنتی و صنعتی، برای اولین بار در ایران صورت گرفت. نمونه های ماست صنعتی آلودگی کمتر ازng/kg 25 ( 5/72 درصد نمونه ها) مشاهده گردید و از این تعداد ۲۵ درصد نمونه ها آلودگی کمتر از ۱۰ نانوگرم بر کیلوگرم به آفلاتوکسین داشتند. همچنین در این نمونه های ماست ۵/۲۷ درصد نمونه ها میزان آلودگی بالاتر از ۲۵ نانوگرم بر کیلوگرم مشاهده شد و تنها ۱۰ درصد نمونه ها (۴ نمونه) آلودگی بالاتر از ۵۰ نانوگرم بر کیلوگرم داشتند و به طور متوسط میزان آلودگی در این ماست ها ۶/۲۱ نانوگرم بر کیلوگرم ارزیابیگردید که پایینتر از حد استاندارد اروپا بود. در ماست های محلی در ۵۵ درصد نمونه ها آلودگی آفلاتوکسین پایین تر از ۲۵ نانوگرم بر کیلوگرم داشتند که از این تعداد، میزان آفلاتوکسین در ۱۵ درصد نمونه ها (۳ نمونه) آلودگی پایین تر از ۱۰ نانوگرم بر کیلوگرم ارزیابی شد و ۴۵ درصد نمونهها آلودگی بالاتر از۲۵ نانوگرم بر کیلوگرم داشتند و در این میان، در ۲۰ درصد نمونه ها(۴ نمونه) آلودگی بالاتر از ۵۰ نانوگرم بر کیلوگرم مشاهده گردید. میزان متوسط آلودگی در بین نمونه های ماست محلی ۹/۳۲ نانوگرم بر کیلوگرم ارزیابی گردید. لازم یه ذکر است مطالعه ای مبنی بر اندازه گیری آفلاتوکسین در دوغ در ایران مشاهده نگردید. آلودگی به آفلاتوکسین در شیر و فراورده های آن (به عنوان یک ترکیب سمی و سرطانزا)، نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز مشاهده شده است و حذف کامل این آلودگی تنها به کمک اعمال روشهای کنترلی و پیشگیری از دامداری ها امکانپذیر است(Galvano et al,1998).
هم چنین مطالعات مختلف نشان می دهد که سطح آفلاتوکسین شیر دارای نوسان می باشد بطور مثال کامکار و همکاران در سال ۲۰۰۵ با بررسی فصلی آلودگی آفلاتوکسین Mدر شیر نشان داد که میانگین آفلاتوکسین Mدر نمونه های پاییز و زمستان بطور معنی داری بیشتر از نمونه های بهار وتابستان می باشد. در بررسی شیرهای استان گیلان که توسط دکتر مهسا تبری و دکتر امین افشار صورت گرفت، میزان آفلاتوکسین بطور متوسط ۷۳/۱ ± ۹۱/۷۴ مشاهده شد. برای تعیین بیشترین ناحیه آلوده و وجود یا عدم وجود تفاوت در میزان آفلاتوکسین، داده های هر ناحیه با ناحیه دیگر با آزمون ANOVA مقایسه گردید. نتایج حاصل از این آزمون ها نشان داد که تفاوت معنی داری در میزان آلودگی در نواحی مختلف وجود دارد و بر مبنای آن میزان آلودگی در دو ناحیه به طور معنی داری(۰۱/۰p>) بالاتر از سایر نواحی است. این بالاتربودن آلودگی، می تواند به میزان رطوبت بالاتر در این مناطق نسبت داده شود. هرچند ۸۰ درصد نمونه های شیر آفلاتوکسین بالاتری از حد مجاز ng/l50 آفلاتوکسین M1 اتحادیه اروپا داشتند. میزان آلودگی به آفلاتوکسین کمتر از حد حداکثر استاندارد میزان آلودگی آمریکا ( µg/l5/0) است. کمترین میزان آلودگی ng/l 19 و بیشترین میزان آلودگی ۱۲۸ نانوگرم بر لیتر ارزیابی گردید که کمتر از حد کدکس الیمنتاریوس و استاندارد ملی ایران(ng/l 500) بود.
در ایتالیا Galvano و همکاران در سال ۱۹۹۵، ۱۵۹ نمونه شیر، ۹۷ نمونه شیر خشک جهت تغذیه نوزادان و ۱۱۴ نمونه ماست که بطور تصادفی از سوپرمارکت ها و فروشگاههای دارویی در چهار شهر بزرگ ایتالیا جمع آوری کردند و به روش HPLC آفلاتوکسین Mرا بررسی نمودند. آفلاتوکسینM1 در ۱۳۶ نمونه شیر(۸۶ درصد) حدود کمتر از یک نانوگرم در لیتر(که بطور متوسط ۱۹/۱۰ نانوگرم در لیتر)، ۸۱ نمونه شیر خشک (۸۴درصد) حدودکمتر از ۱ نانوگرم در لیتر تا ۳/۱۰۱ نانوگرم در لیتر (و بطور متوسط ۷۷/۲۱ نانوگرم در لیتر) ودر ۹۱ نمونه ماست (۸۰ درصد) حدود کمتر از ۱ نانوگرم در لیتر تا ۴۹۶ نانوگرم در لیتر و بطور متوسط ۰۸/۱۸ نانوگرم در لیتر شناسایی شد. میزان آفلاتوکسینM1 شیر و ماست در دوره آبان تا فروردین چهار برابر بیشتر از نمونه های اردیبهشت تا مهر بودند(Galvano et al,1998).
در بررسی دیگر که توسط نامبرده روی ۱۶۱ نمونه شیر، ۹۲ نمونه شیر خشک جهت تغذیه کودکان و ۱۲۰ نمونه ماست انجام شد، ۱۲۵ نمونه شیر (۷۸ درصد) حدود کمتر از ۱ نانوگرم در لیتر تا ۶/۷۹ نانوگرم در لیتر(که بطور متوسط ۲/۳۲ نانوگرم در لیتر) آفلاتوکسین و در ۷۳ نمونه ماست حدود ۶۱ درصد کمتر از۱ نانوگرم در لیتر تا ۱/۳۲ نانوگرم در لیتر(که بطور متوسط ۰۲/۹ نانوگرم در لیتر) آفلاتوکسین جدا کردند و فقط چهار نمونه بیش از حد استاندارد اروپایی بود(Galvano et al,2001).
در تحقیقی،آزاد سازی آفلاتوکسینB1(AFB1) و اکراتوکسینA (OTA) از محصولات غذایی مختلف در سیستم گوارشی و در حضور و عدم حضور پروبیوتیک ها به عنوان یک جاذب بررسی شد. متوسط قابلیت دسترسی زیستی (AFB1) و (OTA) بدون پروبیوتیک ها به ترتیب حدود ۹۰ درصد و ۳۰ درصد بود که به فاکتورهای مختلفی نظیر فرآورده غذایی،سطح آلودگی، ترکیب و نوع آلودگی بستگی دارد. شش باکتری پروبیوتیک ظرفیت های ایجاد باند متفاوتی را نسبت به (AFB1) و(OTA) نشان دادند که این مورد نیز به گونه(نژاد یا سوش) باکتری،نوع ماده غذایی و سطح آلودگی بستگی دارد. برای دسترسی زیستی (OTA) و (AFB1) در حضور باکتری های پروبیوتیک به ترتیب کاهش نسبت به ماکزیمم ۳۷ درصد و ۷۳ درصد مشاهده گردید. این اولین گزارش در رابطه با اثر باکتری های پروبیوتیک بر روی کاهش فراکسیون مایکوتوکسین های موجود برای جذب در سیستم گوارشی از منابع غذایی مختلف است(کباک و همکاران،۲۰۰۹).
ال-نظامی و همکاران در سال ۱۹۹۸ ، گزارش نمودند که کشت ۲۴ ساعته لاکتوباسیلوس رامنوزوسGG و لاکتوباسیلوس رامنوزوس LC-705 قادر به حذف حدود ۸۰ درصد از آفلاتوکسین B1 می باشد
در بررسی دیگری توسط پلتئونن و همکاران در سال ۲۰۰۰، ایجاد اتصال آفلاتوکسین B1 بوسیله باکتری های پروبیوتیک در محدوده ۵٫۸ تا ۳۱٫۳ درصد اعلام شد.
در مطالعه دیگری، پییردیس و همکاران در سال ۲۰۰۰، بیان داشتند که توانایی های ایجاد اتصال آفلاتوکسینM1 بوسیله سه باکتری پروبیوتیک در محدوده ۱۸٫۱ تا ۵۰٫۷ درصد است.
اخیراً،کباک و وار در سال ۲۰۰۴،بیان نمودند که میزان ایجاد اتصال مؤثر آفلاتوکسینM1 به نژاد های مورد نظر در مطالعه آنها به ترتیب ۲۵٫۷ تا ۳۲ درصد و ۲۱٫۲ تا ۲۹٫۳ درصد در نمک بافری فسفات و شیر پس چرخ(بدون چربی(البته حدود ۰٫۱ درصد چربی دارد)) است.
در تحقیقی، ال ـ نظامی در سال ۲۰۰۰، کاهش ۷۴ درصدی در جذب بافت روده ای از آفلاتوکسین B1 در حضور لاکتوباسیلوس رامنوزوسGG طی ۶۰ دقیقه را گزارش نمود. حضور باکتری های اسید لاکتیک می تواند همچنین به عنوان یک فاکتور نامطلوب برای پایداری آفلاتوکسینM1 در ماست باشد. اگرچه اثر لاکتوباسیلوس بولگاریکوس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس بر روی پایداری آفلاتوکسینM1 در ماست بررسی شده است، چندین گونه از باکتری های لاکتیکی با سلول های زنده و یا تحت تیمار حرارتی قرار گرفته مطالعه شده اند.
گزارش شده که این فاکتورها نیز موجب کاهش تعداد آفلاتوکسینM1 می شوند. پییردیس و همکاران در سال ۲۰۰۰ گزارش نمودند که گونه لاکتوباسیلوس رامنوزوس نژادGG به ترتیب ۱۸٫۸ و ۲۶٫۰ درصد از آفلاتوکسینM1 را از خامه پس چرخ و خامه حذف کرده و در مقابل نژادLL-705 این گونه پروبیوتیکی به ترتیب عامل حذف ۶۹٫۶ و ۶۳٫۶ درصد از آفلاتوکسینM1 به ترتیب از دو فراورده نامبرده شده در طول گرمخانه گذاری شبانه در دمای ۳۷ درجه سانتی گراد هستند.
فصل سوم
مواد و روش ها
۳-۱- مواد و تجهیزات مورد نیاز جهت اندازه گیری آفلاتوکسین M1:
در اندازهگیری آفلاتوکسینM1 مواد و تجهیزات مورد نیاز شامل مواد و تجیزات مربوط به کار با دستگاه HPLC با دتکتور فلورسنت و مواد مورد نیاز جهت تهیه محلولهای استاندارد آفلاتوکسینM1 می باشد که جهت اسپایک گذاری و تهیه منحنی کالیبراسیون استفاده می شود.
۳-۱-۱- تجهیزات و دستگاه های مورد استفاده
جدول۳-۱ تجهیزات مورد استفاده

مطلب دیگر :
مطالعه تجربی امکان اتصال آفلاتوکسین ۱M به باکتریهای بیفیدو باکتر بیفیدوم ، ...

نام شرکت سازنده کشور سازنده
شیکر (بهم زن) GFL آلمان
برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.