مطالعه تجربی امکان اتصال آفلاتوکسین ۱M به باکتریهای بیفیدو باکتر بیفیدوم ، …

0 Comments

گزارشات نشان داده که آفلاتوکسینM1 و سمیت آن در شیر پس از پاستوریزاسیون شیر، تغییر محسوسی نمی کند. از آنجایی که این نوع آفلاتوکسین محلول در آب است،بنابراین با جداکردن چربی ، غلظت آن در شیر افزایش می یابد. در جریان خامه گیری و جدا کردن چربی، فقط ۱۰ و ۲۰ درصد آفلاتوکسین مذکور موجود در شیر اولیه به ترتیب به خامه و کره راه می یابند(المر و جیمز،۲۰۰۱).
۱- ۱۴- باکتری های آغازگر
کشت اصلی که در تولید ماست به کار برده می شود، حاوی لاکتوباسیلوس بولگاریکوس واسترپتوکوکوس ترموفیلوس است. رشد توام دومیکروارگانیسم فوق در مقایسه با تک تک آنها، منجر به ایجاد اسید بیشتری به علت تاثیر مثبت این دو بر یکدیگر(سینرژیست) می شود. بدین معنی که در اثر فعالیت پروتئولیتیک لاکتوباسیلوس بولگاریکوس، اسیدآمینه والین ایجاد می شود و والین، رشد و تولید اسید در استرپتوکوکسی ها را تحریک می کند. از طرفی، استرپتوکوکوس ترموفیلوس نیز با تولید اسیدفرنیک، رشد لاکتوباسیلوس را تحریک می نماید(حصاری و منافی،۱۳۸۹).
تولید دی اکسید کربن در نتیجه فعالیت اوره آز استرپتوکوکوس ترموفیلوس است که اوره شیر را به دی اکسید کربن و آمونیاک می شکند.مشخص شده که تولید دی اکسید کربن در حین هیدرولیز اوره ، رشد لاکتوباسیلوس بولگاریکوس را تقویت و تحریک می کند. باکتری اخیر در دیواره سلولی خود دارای پروتئاز بوده و لذا قادر به تولید اسیدهای آمینه و پپتیدهای کوچک از کازئین شیر است. از طرفی، استرپتوکوکوس ترموفیلوس با کاهش اسیدیته شیر، تغییر پتانسیل اکسیداحیاء ، مصرف اکسیژن محلول در شیر و تولید دی اکسید کربن،رشد لاکتوباسیلوس بولگاریکوس را تقویت می کند(Mahdian et al,2007).
۱-۱۵- قارچ آسپرژیلوس
این قارچ از سلسله آسکومیست ها،گروه پلکتومیست ها و در راسته یوروشیال ها قرار دارد. کنیدیوفر آسپرژیلوس ، عمودی و بدون انشعاب بوده و در قسمت انتهایی متورم شده و به یک سر کروی تبدیل می شود. در این دسته از قارچ ها فیالید دارای ساختمان ویژه ای است به طوری که در قسمت وسط پهن تر و در نوک باریک تر می شود. کنیدی از قسمت انتهایی فیالید جوانه می زند، اما به وسیله دیواره جدا نمی شود تا اینکه کامل رشد نماید(تجلی و همکاران،۱۳۹۰).
۱-۱۵-۱- آفلاتوکسین ها
آفلاتوکسین های M1 و M2 متابولیت های هیدروکسیله آفلاتوکسین های B1 و B2 هستند و در شیرو محصولات شیری دام هایی که غذای آلوده حای آفلاتوکسین B تغذیه کرده اند،یافت می شوند.گرچه سمیت آفلاتوکسین M1 نسبت به آفلاتوکسین B1 کمتر می باشد ولی وجود آن در شیر بویژه برای کوکان که مصرف بالاتری از شیر و فراورده های لبنی دارند، به عنوان یک خطر بهداشتی محسوب می گردد. معمولا ًمقدار آفلاتوکسین M1 در شیر بیشتر از آفلاتوکسین M2 بوده و سمیت ان نیز شدیدتر است(هولزاپفل و استین،۱۹۹۶).
۱-۱۵-۱-۱- آفلاتوکسین M1 :
آفلاتوکسین M1 دارای نقطه ذوب ۲۹۹ درجه است. با استفاده از میکرو آنالیز و طیف سنجی جرمی نشان دادند که فرمول تجربی آفلاتوکسین M1 نسبت به آفلاتوکسین B1 یک اتم اکسیژن بیشتر دارد. شباهت نزدیک داده های مربوط به طیف فرابنفش آفلاتوکسین های M1 و B1 نشان می دهدکه سیستم کوروموفوریک در این دو ترکیب مشابه است. طیف مادون قرمز آفلاتوکسین M1 نیز مشابه B1 و دارای دو پیک در ۱۷۶۰cm-1 و ۱۶۹۰cm-1 می باشد. باند جذبی در ۳۴۲۵cm-1 نشان می دهد که آفلاتوکسین M1 دارای یک گروه هیدروکسیل است(Holzapfel and Steyn,1996). آفلاتوکسین M1 از مشتقات ۴ ـ هیدروکسی آفلاتوکسین B1 می باشد که در شیر پستاندارانی که خوراک حاوی آفلاتوکسین B1 را مصرف می کنند، دفع می شود. فرمول مولکولی آن C17H12O7 است(آدامز و موس،۲۰۰۰).
شکل ـ چرخه تبدیل انواع آفلاتوکسین
به علاوه در این مطالعات چهار نوع آفلاتوکسین اصلی به نام های B1، B2، G1 و G2 شناسایی شدند. علاوه بر این، دو نوع متابولیت تولید شده از آن ها به نام های M1 و M2 که باعث آلودگی مستقیم غذای انسان و حیوانات می شوند، معرفی گردید(جی،۱۹۹۲).
هنگامی که گاو شیری غذای آلوده به آفلاتوکسین B1 را مصرف می کند، این نوع آفلاتوکسین به آفلاتوکسین M1 متابولیزه می شود که قسمتی از آن از طریق شیر دفع می گردد(المرو جیمز،۲۰۰۱). نتایج مطالعات نشان می دهد که سرطان زایی آفلاتوکسین M1 نسبت به B1 کمتر است. با توجه به اهمیّت آفلاتوکسین ها، در سال ۱۹۹۷ ، ۶۶ کشور پیشنهادی را درباره تعیین محدوده مجاز آفلاتوکسین ها در مواد غذایی مطرح کردند. بر این اساس در ایالات متحده آمریکا و نیز اتحادیه اروپا حداکثر مقدار مجارز آفلاتوکسین M1 در شیر نوشیدنی و شیر مورد استفاده به عنوان غذای کودک به ترتیب ۵/۰ و ۱/۰ قسمت در بیلیون تعیین شد(المرو جیمز،۲۰۰۱).
۱-۱۶- روش های سنجش آفلاتوکسین ها
روش های متنوعی جهت تشخیص وتعیین میزان آفلاتوکسین ها وجود درد .در اندازه گیری کمی وسنجش آفلاتوکسینM1 از وش های مختلف نظیر روش های کروماتوگرافی، اسپکتروفتومتری ، بیولوژیکی و ایمونولوژیکی استفاده می گردد(بی نام،۱۹۹۳).
۱-۱۷- روش های حذف آفلاتوکسین ها
برای جلوگیری از ورود آفلاتوکسین M1از طریق شیر به زنجیره غذایی انسان، قبل از هر چیز باید از ورود پیشساز آن یعنی آفلاتوکسین B1 به خوراک دام های شیری جلوگیری نمود. چون انجام این کار، بسیار مشکل و در حال حاضر تقریباً غیرممکن است، اقدام فوری تر و عملی تر، آن است که با اندازه گیری میزان آفلاتوکسین M1در شیر و فرآورده های آن از توزیع و مصرف لبنیات آلوده به مقادیر بالاتر از حد مجاز این سم در جامعه جلوگیری کرد. همچون بسیاری از کشورها، در ایران نیز مقرراتی برای حداکثر مقدار مجاِز آفلاتوکسین M1 در محصولات لبنی مختلف وضع شده است.حد مجاز آفلاتوکسین M1 در لبنیات ، ۰٫۰۵(mcg/lit) است(گوربای و همکاران،۲۰۰۶). استفاده از عوامل کلرینه کننده نظیر هیپوکلریت سدیم ، عوامل اکسید کننده مانند پراکسید هیدروژن (مرتضوی و طباطبایی،۱۳۷۶٫، رحیمی و همکاران،۲۰۱۰) عوامل هیدرولیز کننده نظیر آمونیاک(بنت و کیلچ،۲۰۰۳) ، انواع اسیدها مانند اسید استیک، بنزوئیک، سیتریک، لاکتیک، پروپیونیک و سوربیک (یوسفی،۱۳۶۹) ، ترکیبات فنلی نظیر ارتووانیلین (مرتضوی و طباطبایی،۱۳۷۶)، آنتی بیوتیک ها مانند پیماریسین[۲۱] (حشمتی و میلانی،۲۰۱۰) آفت کش ها بویژه حشره کش ها وعلف کش ها نظیر دیکلروس ، تری دکانون ها ، سلنیت ، نیترات ،اتیلن ، سدیم کلراید ، پتاسیم کلرید و روش های بیولوژیکی(یوسفی،۱۳۶۹) از مهمترین روش های حذف آفلاتوکسین ها می باشند. برخی از پژوهشگران(۲۰۰۴) نشان دادند که از تعداد ۲۲۳ نمونه انواع فراورده های شیری،۵۸٫۹۰ درصد آنها غلظت سم آفلاتوکسین بالای ۰٫۰۵ پی.پی.اِم دارند(آسیسگ و عبدالرحمان،۲۰۰۴).
۱-۱۷-۱- روش های بیولوژیکی
از مهمترین روش ها برای حذف آفلاتوکسین M1 می توان به استفاده از گرما ، سرما ،اشعه ماوراء بنفش ،مواد جاذب نظیر سیلیکاس ها ، آلومینوسیلیکات و آلومیناس اشاره کرد. عوامل شیمیایی نظیر سولفیت سدیم ،ریبوفلاوین ،پراکسیدهیدروژن و سیستم لاکتوپرکسیداز نیز قابل ذکر هستند. ماکزیمم میزان آفلاتوکسین M1 در شیر و فراورده های آن طبق اتحادیه اروپا ، ۵۰ نانوگرم در لیتر می باشد و نبایتی از این میزان تجاوز کند(رحیمی و همکاران،۱۳۹۱). استفاده از روش های بیولوژیکی نیز یکی از بهترین راهکارها برای کاهش تعداد مایکوتوکسین هایی مانند آفلاتوکسین و اکراتوکسین از بافت مواد غذایی نظیر شیر و فراورده های شیری می باشد(پیوتروسکا و زاکوسکا،۲۰۰۵).
درسال ۱۹۶۶، دانشمندان توانستند از میکروارگانیسم هایی مانند مخمرها ، کپک ها ، اکتینومیست ها ، باکتری ها ، خزه و جلبک ها جهت از بین بردن آفلاتوکسین استفاده نمایند.آسپرژیلوس نیجر مهمترین عامل رقابت کننده بیولوژیک در تولید آفلاتوکسین توسط آسپرژیلوس فلاووس می باشد. همزیستی آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس نیجر در غلات و حبوبات وسایر تولیدات کشاورزی به طور مکرر گزارش شده است. ریزوپوس نیز قادر به تجزیه و تخریب آفلاتوکسین ها می باشد. علاوه بر قارچ ها باکتری ها نیز ممکن است از طریق رقابت ،تولید آفلاتوکسین را متوقف ویا آن را متابولیزه وتبدیل به ماده ای با سمیت کمتر نمایند. برای مثال نوعی باکتری به نام فلاوباکتریوم اور آنتیکوم(B-184NRRL) می تواند سبب تخریب آفلاتوکسین در محیط کشت شود .عمل سم زدایی این میکروارگانیسم در محیط شیر ،روغن،ذرت،کره، بادام زمینی، سبوس وبادام به اثبات رسیده است(گاریدو و همکاران،۲۰۰۳).
بسیاری از مطالعات نشان داده که نژادهای باکتریایی و بیفیدوباکتریوم ها پتانسیل بالایی برای ایجاد اتصال با آفلاتوکسین ها دارند(ال نظامی و همکاران،۱۹۹۸).
اخیراً لاکتوباسیلوس ها و باکتری های اسید لاکتیک توانایی خوبی را در بعضی از آزمایشات در سیستم های برون زیستی و درون زیستی از خود نشان داده اند (ال نظامی و همکاران،۱۹۹۶٫،ال نظامی و همکاران،۱۹۹۸).
در مطالعه ای مشخص شد که باکتری های اسید لاکتیک توانایی مناسبی برای جلوگیری از رشد مایکوتوسین هایی نظیر اُکراتوکسین در محیط مایع را دارند(پیوتروسکا و زاکوسکا،۲۰۰۵).
مکمل سازی شیر تخمیر شده با لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس موجب کاهش در میزان ترشح موتاژن کل در مدفوع و اوره در مقایسه با مصرف نمونه شیر کنترل گردید. اگر چه بسیاری از دانشمندان ، فاکتورهای دیگری را نیز در امر اتصال باکتری ها و آفلاتوکسین و در نتیجه حذف این سموم دخیل می دانند(پلتونن و همکاران،۲۰۰۰).
به دلیل اثرات سمی آفلاتوکسین ها، راهکارهایی به منظور جلوگیری از رشد قارچ های تولید کننده مایکوتوکسین در مواد غذایی و جیره غذایی دام و طیور پیشنهاد شده است(کابک و همکاران،۲۰۰۶٫،کابک و همکاران،۲۰۰۹).
پیشنهاد شده که مکانیسم احتمالی اتصال باکتری ها به سموم قارچی نظیر آفلاتوکسین ها فرضیه ای مرتبط با دیواره سلول باکتری و پپتیدوگلیکان و پلی ساکاریدها می باشد و این دو ترکیب درحقیقت عامل اصلی اتصال مذکور هستند.حذف آفلاتوکسین مستلزم ایجاد پیوند سموم به دیواره سلول های باکتریایی و یا ترکیبات دیواره سلول است(حاسکارد و همکاران،۲۰۰۱).
نشان داده شده که سطوح باکتری های پروبیوتیک نظیر بیفیدوباکتریوم و لاکتوباسیلوس رامنوزوسGG بطور مؤثری به آفلاتوکسین متصل می شود.گزارشاتی در دست است که اگزوپلی ساکاریدها و لایه پپتیدوگلیکان باکتری ها عامل مهمی در ایجاد این پیوند می باشد. از طرفی،باکتری لاکتوباسیلوس رامنوزوس در معرض تیمار آنزیمی قرار گرفت و اثر آن بر روی ایجاد پیوند با آفلاتوکسینB1 بررسی شد.نتایج نشان داد که هیچ شاهدی مبنی بر دخالت اگزوپلی ساکارید در این مورد وجود ندارد ولی پروتئین های دیواره سلول، یون های کلسیم و منیزیم نقش تعیین کننده ای در این باره نشان دادند. مطالعات بسیاری مشخص نموده که پپتیدوگلیکان دیواره سلول بخشی اساسی در ایجاد اتصال باکتری به مایکوتوکسین هاست(لاحتینن و همکاران،۲۰۰۷).
نتایج برخی از مطالعات نشان داده است که گونه های پروبیوتیکی نظیر لاکتوباسیلوس رامنوزوسGG و لاکتوباسیلوس رامنوزوسGG نژاد LC-705 از باکتری های بسیار فعال در حذف آفلاتوکسین می باشند. این روش یکی از تکنیک های بیولوژیکی مؤثر است(ال نظامی و همکاران،۲۰۰۰). استفاده از سوش های پروبیوتیک در شیر مورد مصرف برای تولید فراورده های لبنی نظیر دوغ و ماست یکی از راهکارهای مفید در حذف آفلاتوکسین از این محصولات و نیز از دستگاه گوارش انسان می باشد(ال نظامی و همکاران،۲۰۰۰).
مشخص شده است که فلاوباکتریوم اورآنتیکوم[۲۲] در حرارت ۲۸ درجه به مدت ۱۲ ساعت ، قادر است تمامی آفلاتوکسین ها را در محیط کشت از بین ببرد. محیط حاوی کورینه باکتریم روبروم[۲۳] نیز آفلاتوکسین را تجزیه می کند. در تحقیقی استرپتوکوکوس لاکتیس به محیط حاوی آسپرژیلوس فالووس تلقیح شد .این عمل سبب گردید که سطح آفلاتوکسین به طور چشم گیری کاهش یابد. اثر لاکتوباسیلوس کازئی[۲۴] نیز بر رشد آسپرژیلوس و تولید توکسین توسط آن بررسی شد. نتایج حاصله نشان داد که مهار رشد در صورتی رخ می دهد که لاکتوباسیلوس کازئی و آسپرژیلوس پارازیتیکوس به طور همزمان کشت داده شوند و یا لاکتوباسیلوس قبل از افزایش کندی های آسپرژیلوس پارازیتیکوس تلقیح شود. از سوی دیگر ، چنانچه آسپرژیلوس پارازیتیکوس ابتدا رشد نماید وسپس لاکتوباسیلوس اضافه شود، هیچ مهاری در رشد و یا تولید آفلاتوکسین به چشم نمی خورد. نتایج مشابهی با استفاده از استرپتوکوکوس لاکتیس نیز به دست آمده است(مرتضوی و طباطبایی،۱۳۸۷).
۱-۱۷-۲- سمیت زدایی آفلاتوکسین M1 از شیر
بعضی از روش های فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی جهت غیر فعال سازی آفلاتوکسین ها به کار گرفته شده اند. ولی همه ی این روش ها قابلیت کاربرد در حذف آفلاتوکسین M1 از شیر را ندارد. بهترین راه برای حذف مستقیم شیر از آلودگی به آفلاتوکسین M1 ، جلوگیری از آلودگی اولیه خوراک گاوهای شیری می باشد. استفاده از آب اکسیژنه به علاوه ریبوفلاوین یا لاکتوپر اکسیداز می تواند برای غیر فعال سازی آفلاتوکسین M1 در شیر کامل و خام به کار رود. استفاده از حرارت نیز به عنوان روشی برای حذف آفلاتوکسین M1 مورد آزمایش واقع شده است(ال نظامی و همکاران،۲۰۰۰).
گرما به تنهایی باعث کاهش جزئی در محتوای آفلاتوکسین M1 در شیر کامل و خام می گردد. استفاده از آب اکسیژنه همراه با ریبوفلاوین وافزایش درجه حرارت تا ۶۳ درجه سانتی گراد منجر به تخریب ۹۸ درصد آفلاتوکسین موجود در شیر کامل وخام گردید. البته تحقیقات بیشتری نیاز است تا این روش از نقطه نظر ایمنی، بیولوژیکی وویژگی های تغذیه ای مورد قبول واقع شود. به علاوه، این روش عموما در صنعت شیر وتهیه پنیر قابلیت کاربرد ندارد، بنابراین توسعه و پیشنهاد سایر روش ها ضروری به نظر می رسد(ال نظامی و همکاران،۲۰۰۰).
دو روش دیگر برای حذف آفلاتوکسین M1 از شیر کامل و خام پیشنهاد شده است که یکی روش شیمیایی ودیگری فیزیکی می باشد. در روش شیمیایی از سولفیت پتاسیم برای خنثی سازی آفلاتوکسین استفاده می شود و روش فیزیکی براساس جذب سطحی توکسین به وسیله بنتونیت می باشد. ماکزیمم حذف آفلاتوکسین M1 به وسیله سولفیت پتاسیم در غلظت ۰۵/۰ مولار ، در حدود ۴۵ درصد می باشد(۲۵ درجه و مدت ۵ ساعت(سایتو،۲۰۰۴٫،کراسکوپت و همکاران،۲۰۰۸).
میزان ۲ درصد از بنتونیت باعث حذف آفلاتوکسین M1 به میزان ۸۹ درصد می گردد ومقادیر بیشتر بنتونیت از میزان آفلاتوکسین به مقدار بیشتری می کاهد. آفلاتوکسین B1 موجود در یک محلول به شدت در داخل بنتونیت جذب می شود. به طوری که تنها مقادیر ناچیزی از توکسین در محیط باقی می ماند .هر دو عامل اندازه ذرات و چگونگی خاک رس(۶۵۰درجه و۲۴ ساعت) در توانایی ،جذب و نگهداری توکسین مؤثر است. با توجه به شباهت ساختمانی بین آفلاتوکسین های M1 و B1 می توان از بنتونیت به عنوان ماده ای برای حذف آفلاتوکسین M1 ازشیر کامل وخام کمک گرفت. مطالعات دقیقتری برای تعیین سلامت وحفظ مواد مغذی شیر در صورت به کار گیری هر دو روش فوق نیاز است تا مشخص گردد که کیفیت شیر سمیت زدایی شده در حد شیر سالم بوده و می توان از آن برای ساخت انواع فراورده های لبنی استفاده کرد(مرتضوی و طباطبایی،۱۳۷۶).
۱-۱۸- ماست
ماست یک محصول تخمیر شده لبنی است که از تخمیر شیر به وسیله استرپتوکوکوس ترموفیلوس و لاکتوباسیلوس دلبروکی زیرگونه بولگاریکوس بدست می آید(سایتو،۲۰۰۴٫،کراسکوپت و همکاران،۲۰۰۸).
شیرهای تخمیری نظیر ماست از این جنبه با پنیر متفاوتند که در تولید آنها آنزیم رنین مورد استفاده قرار نمی گیرد و حالت قوام ایجاد شده در آنها ناشی از اسیدی شدن شیر توسط باکتریهای اسید لاکتیک است. ماست امروزه رایج ترین و پرمصرف ترین محصول لبنی تخمیری است(خورانا و کاناوجا،۲۰۰۷٫،کریتندن و همکاران،۲۰۰۵).
فعال سازی هضم گلوسیدها و پروتئین ها، سنتز گروه های ویتامین B و ویتامین K، اسیدهای مختلف و لذا جلوگیری از گسترش فعالیت پاتوژن ها، سنتز آنتی بیوتیک ها، جلوگیری از انواع سرطان ها، توقف رشد دیسانتری، تولید دوباره باکتری های فلور روده ای در طول و بعد از درمان با آنتی بیوتیک، بهبود اگزمای پوستی، بهبود زخم ها، تسکین پوست، کمک به مشکلات گاستروانتریت، جبران کمبود ویتامین ها، رفع مشکل هضم لاکتوز در افراد مبتلا به عدم تحمل لاکتوز، رفع حساسیت های مربوط به شیر، کاهش استرس و اضطراب، بهبود هپاتیت، آنفلوآنزا، سرخک، صرع، تشنج و دیفتری ، افزایش جذب فیبرها و تقویت حافظه از مزایای استفاده از ماست می باشد(ال وابل و همکاران،۲۰۰۸٫،هارلی و همکاران،۲۰۰۸).
۱-۱۸-۱- خاصیت ضد میکروبی ماست
ماست محصولی با pH پائین است که این pH از طریق تولید اسید لاکتیک توسط میکروارگانیسم های آغازگر ایجاد شده و بدین ترتیب موجب می شوند که قابلیت نگهداری این محصول طولانی تر از شیر گردد. ماست نسبت به فساد میکروبی حساس نبوده و در حالت طبیعی، معمولاً خطری برای سلامتی در بر ندارد. بیشترین اطمینان از کیفیت محصول را می توان با کنترل شرایط تولید و اطمینان از کاهش یافتن مناسب pH آن ، حاصل کرد. جهت ارزیابی و تضمین بهداشت عمومی محصول و بررسی آلودگی پس از پاستوریزاسیون می توان از آزمایشاتی که برای بررسی حضور کلی فرم ها انجام می گیرد، استفاده کرد. این موضوع، از سال ۱۹۹۱ میلادی که ۱۶ مورد عفونت ناشی از مصرف ماست به توکسین های حاصل از باکتری اشرشیاکلی نسبت داده شد، از اهمیّت ویژه ای برخوردار شده است(مرتضوی و همکاران،۱۳۸۹).
اسید لاکتیک تولید شده در ماست قادر است با ورود به سلول های باکتریایی نظیر اشرشیاکلی موجب مرگ آنها شود، اما عقیده بر آن است که در حضور pH بالای صفرا، مولکول های اسید لاکتیک به شکل نمک در می آیند و اثر باکتری کُشی خود را از دست می دهند. صرف نظر از اسید لاکتیک، اثرات احتمالی سلامت بخش ماست های معمولی را به سایر متابولیت های تولید شده بوسیله باکتری های لاکتوباسیلوس بولگاریکوس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس نسبت می دهند(حصاری و منافی،۱۳۸۹).
۱-۱۹- دوغ

مطلب دیگر :
چیستی و چرایی نفی خواطر در عرفان اسلامی۹۲- قسمت ۲۷

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.