بررسی نقش تعامل برون سازمانی روسای کلانتری در پیشگیری از جرائم در شهر کرمانشاه- …

0 Comments

پیام[۳۵]: اطلاعاتی است که فرستنده پیام آن را از نظر فیزیکی به صورت رمز درآورده است. پیام ممکن است به هر شکل و صورتی باشد و فرد دیگری آن را دریافت و درک کند.
کانال یا مجرای ارتباطی[۳۶]: وسیله‌ای است برای ایجاد ارتباط بین فرستنده و گیرنده پیام ( مثل بی سیم یا نوشته یک روزنامه). غالبا نمی توان کانال ارتباطی را از پیام جدا کرد.
دریافت کننده یا گیرنده پیام[۳۷]: شخص یا اشخاص اند که پیام ارسالی از سوی گیرنده را دریافت کرده اند. امکان دارد گیرنده های پیام، ویژگی های فردی یا اجتماعی متفاوتی داشته باشند.
از رمز خارج کردن پیام[۳۸]: فرآیندی است که به وسیله آن گیرنده پیام، پیام را پس از دریافت، تفسیر می کند. تفسیر پیام از سوی گیرنده، وابسته به عوامل فراوانی مانند سن، جنس، میزان تحصیلات، و غیره است.
بازخورد[۳۹]: مسیری دارد در جهت عکس فرآیند ارتباط است که در آن گیرنده پیام به فرستنده پیام واکنش نشان می دهد. بازخورد ممکن است مستقیم و یا به صورت غیر مستقیم باشد.
پارازیت: پارازیت را می توان هر نوع اختلال یا شکافی دانست که به هنگام دریافت یا ارسال پیام مانع برقراری ارتباط یا مانع درک درست پیام از سوی گیرنده می شود.
۲-۳-۳-۲- ارتباطات یک‌ سویه‌ و دو سویه‌
الف) ارتباطات یک‌ سویه‌ دو حالت‌ دارد.
ارتباط‌ یک‌ سویه‌ پلیس با دیگران ممکن‌ است‌ به این صورت باشد که وی پیامی‌ را به‌ مخاطبان‌ خود (دوست، همکار، مخاطب یا راننده) منتقل‌ کند که‌ سمت‌گیری‌ جانبدارانه‌ باشد و پلیس تنها به‌ منافع‌ خود یا سازمان مربوط بیندیشد، که به آن الگوی‌ ارتباط‌ یک‌ سویه‌ نامتقارن[۴۰]‌ می گویند.
در حالت‌ دوم‌ ممکن‌ است‌ در یک‌ ارتباط‌ یک‌ سویه‌ اطلاعات‌ عینی‌ از سوی یک پلیس ، به‌ مخاطبان‌ دیگر منتقل‌ شود که به این نوع از ارتباط، ارتباط‌ یک‌ سویه‌ متقارن[۴۱] گفته می شود.
بارتباط‌ دو سویه‌ نیز همانند یک‌ سویه‌ به‌ دو حالت‌ تقسیم‌ شده‌ است‌.
۱) حالت‌ اول،‌ ارتباطی‌ است‌ که‌ با استفاده‌ از سنجش‌ نظرات‌ مخاطبان‌ ، می‌توان‌ مخاطبان‌ را بهتر به‌ سوی‌ خود جلب‌ کرد (الگوی‌ دو سویه‌ نامتقارن‌). ارتباط‌ دو سویه‌ نامتقارن‌ شامل‌ پیام‌های‌ کنترل‌ شده‌ای‌ هستند که‌ به‌وسیله‌ یک پلیس یا فرستنده پیام به‌ خدمت‌ گرفته‌ می‌شوند. این‌ پیام‌ها که‌ معمولاً مبتنی‌ بر مطالعه‌ دقیق‌ مشتریان، مخاطبان و مردم است‌ به‌ نحوی‌ طراحی‌ می‌شوند که‌ با سلیقه‌ مشتریان، مخاطبان و مردم ‌ سازگار باشند و هدف‌ها و امیال‌ اجتماعی‌ آنها را برآورده‌ کنند.
۲) در حالت‌ دوم‌ ارتباطات درباره‌ گیرندگان‌ پیام‌ برای‌ هماهنگ‌ ساختن‌ آنها با سیاستی‌ که‌ نیازهای‌ مخاطبان‌ را بهتر برآورده‌ سازد به‌کار گرفته‌ می‌شود (الگوی‌ ارتباط‌ دو سویه‌ متقارن‌). پیداست‌ که‌ الگوی‌ دوجانبه‌ متقارن در انواع ارتباطات، مسئولانه‌ترین‌ و احتمالا اثرگزارترین نوع‌ ارتباط‌ است (ویندال، سیگنایتزر و اولسون، ۱۳۷۶)‌.
نوعی دیگر از دسته بندی ارتباطات، که بیشتر در درون سازمان ها وجود دارد، به گونه ای است که گفته شده: ارتباط نباید همچون خیابانی یکطرفه باشد. برای سهولت در پیشرفت سازمان ۳ شیوه ارتباط وجود دارد.
۱- اطلاعات نباید فقط از بالا به پایین انتقال یابد بلکه باید از پایین به بالا نیز منتقل شود. یعنی فقط این شما نیستید که اهداف و استراتژیهای سازمان خود را به زیرمجموعه های خود انتقال می دهید بلکه آنها نیز بایستی بتوانند افکار و احساسات و عقایدشان را به اطلاع شما برسانند.
۲- از آنجا که همکاری میان مدیران و رهبران همتراز و مدیران و رهبران بالا سری در پیشبرد اهداف کلی یک سازمان بسیار مهم است پس باید میان مدیران و رهبران همتراز یک بخش یا واحد سازمانی یک جریان افقی اطلاعات برقرار گردد.
۳- تبادل اطلاعات با منابع خارجی نیز باید بنا به ضرورت انجام پذیرد. بعنوان مثال شما باید از آخرین تحولات و اهداف و استراتژیهای سازمان اطلاعات کامل و جامعی داشته باشید تا بتوانید آنها را در اختیار زیر مجموعه های خود قرار دهید. «بیکر» در این باره اذعان داشته که دو وضعیت متصور است: سازمان ها یا برای تقویت کسب و کار یا هدف فعلی و یا وضعیت فعلی مورد نیاز و یا برای ورود به کسب و کاری یا فعالیتی جدید و یا حل مشکلی پیش آمده، نیازمند ارتباط با مشتریان، مخاطبان، همکاران سازمانی و یا رقبا هستند (بیکر، ۱۳۸۲).
۲-۳-۳-۳- ارتباطات ها به لحاظ سطح:
یکی از دسته بندی از رتباط، تقسیم آن به سبب فردی، بین فردی، گروهی، شبکه ای، سازمانی، بین (برون) سازمانی، نهادی و بین المللی است. …. بی شک تمامی افراد جامعه از نسبت خاصی از تمایلات و انگیزه های فردی (و حتی گروهی) در هنگام بر قراری ارتباط با دیگران بر خوردارند و تحت تاثیر آن قرار دارند. این بدان معناست که پلیس نیز به عنوان یکی از اعضای جامعه، بالقوه با تمایلات شخصی، گروهی، سازمانی در عرصه ارتباطات بین فردی حضور می یابند، اگر چه که به آنها گفته شده یا آموزش داده شده چنین نباشد. اگر چنین پیش فرضی در ارتباط بین فردی را بپذیریم (که البته چندان پر بیراه هم نیست)، وجود یا پرهیز از پیچیدگی ها، ابهامات و تناقضات رفتاری در ارتباطات پلیس با مخاطبان اجتناب ناپذیر است و آنها در این مواقع با وضعیت دشواری روبرو هستند؛ چرا که تمایلات فردی و گروهی معمولا با تمایلات سازمانی (مبتنی بر قوانین و مقررات، که همه چیز را در قالب قانون و تعهد به سازمان می بیند) همسان نیستند و این خود از جمله موانعی است که در برقراری ارتباطات با مخاطبان، پلیس را دچار مشکل می سازد.
در فرهنگ سازمانی پلیس، ماموران عموماًدچار نوعی تعارض اند، چرا که آنان اساساً میان جدایی و انزوای از مردم از یک سو و با آنها بودن از سویی دیگر قرار دارند. آن ها همیشه در برزخی که یک سوی آن قانونگرایی صرف و حفظ صداقت در شغل است و در طرف دیگر زندگی خصوصی، قرار دارند. هنگامی که یک داوطلب جدید به استخدام سازمان پلیس در می آید، اعم از اینکه مرد و یا زن باشد، اغلب دوستان خود از وی انتظاراتی دارند که ممکن است قابل انجام نباشد و در مواقعی رو در روی دوستان خود قرار بگیرد به همین خاطر ممکن است بسیاری از دوستان خود را از دست بدهد. (تای بولت و لینچ و مک براید، ۱۳۷۶ : ۵۰ و۴۸)
از سوی دیگر پلیس ها به جهت صنفی و شغلی دارای برخی ویژگی ها متفاوت (مانند شهرت طلبی، خود نمایی، سخت گیری، پنهان کاری، خشن و بدبین (عبدالرحمانی، ۱۳۸۴) با مشاغل دیگر هستند، که خود شرایط و وضعیت های ویژه ای در برقراری ارتباطات با مخاطبان فراهم می آورد. در فرهنگ سازمانی پلیس، با این که ماموران عمدتاً نفع شخصی خود را در ارتباطات دنبال می کنند، لکن هوای همدیگر را هم خوب دارند. در نظر سنجی هایی که «ترومپنرز»[۴۲] از برخی مدیران سطوح عالی و میانی کشورهای اسکاندیناوی انجام داد، دریافت که نه نفر از هر ده نفر آنان حاضر نیستند تا به نفع دوستان و همکاران خود دروغ بگوید (شنایدر و بارسو، ۱۳۸۲: ۶۲). این در حالی است که ماموران ادارات پلیس برای حمایت از رفقای همکار خود به راحتی حتی حاضرند سوگند پلیسی خود را شکسته، شهادت دروغ بدهند (تای بولت و لینچ و مک براید، ۱۳۷۶ :۴۱-۲).
«وفاداری» پلیس ها نسبت به یکدیگر به عنوان نوعی «حمیت صنفی»، در مطالعات گروهی از محققان فرهنگ سازمانی افسران برخی کشورها در قالب شکلی از پیوند «وفاداری» و «پنهان کاری» و یک احساس به اصطلاح «ما بر علیه دیگران» لااقل در دهه ۱۹۸۰ نمود داشته است. برهمین اساس اگر فردی قواعد و روش های عادی و روابط مرسومی که در بین همکاران معمول است، را بشکند: از بین دوستان طرد می شود؛ از برقراری ارتباط با وی خود داری می گردد؛ همه خود را از او کنار می کشند تا در رویارویی با مشکلات و مخاطرات تنبیه گردد؛ از جانب هیچکس جریان کارها و اخبار به او گزارش نمی شود؛ و …. به این ترتیب مامورین پلیس نه تنها در امور شغلی، بلکه در امور اجتماعی و حتی زندگی خصوصی خود کاملاً به یکدیگر متکی اند (تای بولت و لورنس و مک براید، ۱۳۷۶: ۴۸). در نتیجه ارتباطات و علایق درون گروهی شدید پلیس ها به همدیگر گاه موجب اختلال در ایجاد ارتباطات برون گروهی با دیگر گروه ها و صنوف می گردد؛ به قسمی که گاه پلیس ها اعتمادشان نسبت به سایر مشاغل کم می شود.
تحقیقات دیگر حاکی از وجود ستیزه جویی، شکاکیت و سوء‌ظن به مردم در فرهنگ شغلی پلیس است. مشاهدات «آدلم» در خصوص افزایش تدریجی خصیصه سوء ظن و بدبینی در افسران پلیس پس از سپری شدن سال های اولیه خدمت، آئینه تمام نمایی از یافته های منتقدان آمریکایی و کانادایی است. این بدبینی و سوظن ها به گونه ای شدت دارد که «لیرخام»[۴۳]، پلیس خوب را پلیسی می داند که خصیصه سوء ظن شدید ناشی از کار را به عمل در نیاورد و شب ها که به خانه باز می گردد آن را بیرون از خانه بگذارد (والس، ۱۳۸۲). نتیجه آن که افسران بدبین پس از مدتی، نه تنها به اصول اخلاقی ای که در بدو امر، محرکی برای خدمت آن ها در سازمان پلیس محسوب می شد، اهمیتی نمی دهند، بلکه بالعکس ارزش هایی چون خدمت به مردم، عدالت ورزی، اصلاح جامعه و پاک سازی جامعه از جرایم و مجرمان را، به دیده تحقیر می نگرند (بنت و هس،۱۳۸۰: والس، ۱۳۸۲).
آنچه بیش از همه در خصوص سطوح ارتباطات پلیس در سطح صنفی با سایر مخاطبان اهمیت دارد، همچنان که «کاتر» و «هسکت» پس از تحقیق بر روی علل موفقیت دویست سازمان و شرکت مهم دنیا دریافتند، آن است که فرهنگ سازمانی اثری غیر قابل انکار بر کارکرد سازمان و عملکرد کارکنان داشته، به احتمال زیاد، در دهه آینده نقشی تعیین کننده در میزان موفقیت های سازمان ها خواهد داشت (استونر و فری من و گیلبرت، ۱۳۷۹ :۳۰۶).
۲-۳-۳-۴- ارتباط بادیگران
این ارتباط، فراگرد تفهیم وتسهیم معنی بین یک شخص وانسانهای دیگر، حداقل یک نفر دیگر است .این ارتباط نیز مانند ارتباط باخود به دلایل گوناگون به وقوع می پیوندد: برای حل مسایل ومشکلات خود با دیگران ،رفع تضادها و تعارضات ردوبدل کردن اطلاعات ،درک بهتر خود، رفع نیاز های اجتماعی همانند نیاز تعلق به گروه وجمع ودوست داشتن ودوست داشته شدن .علاوه برموارد فوق، موارد بسیار زیاد دیگری وجود دارندکه لزوم ارتباط بادیگران رابرای هرانسانی محقق می سازند .این ارتباط باصور مختلف درزندگی روزمره هرانسانی خودرانشان می دهد .در مصاحبه با مدیر ما فوق یا استاد،گفتگو با والدین،گفت و شنود با همسر و فرزندان و یا گفتگو با همکاران وهم قطاران و نیز قرار گرفتن درگروه های شغلی واجتماعی و تفریحی وغیره وایجاد ارتباط با اعضای این گروه ها،همه وهمه نشان دهنده ارتباط بادیگران است. (فرهنگی، ۱۳۸۹: ۱۴-۱۳)
آمدن فرد دیگری به محدوده ارتباطی هرانسان، فراگرد ارتباطی راه پیچیده تر می کند. هرانسان با خود مسایل و پیچیدگی های زیادی را به همراه خواهد آورد و در تقابل با دیگران این پیچیدگی ها به مراتب وسیع تروگاه به گونه ای مساله سازجلوه گر می شوند. هر چند هر انسانی دارای ادراکات متفاوت نسبت به پدیده ای می باشد و هر چندکه باورها، ارزش ها و نگرش های او در شرایط متفاوت به گونه ای متفاوت متجلی می شوند (این ها مقوله های هستند که در ارتباط با خود مورد بحث واقع می شوند) تفاوت های میان انسان ها، حتی دو نفر بایکدیگر، معمولاً بسیار شدیدتر از این ها می باشد. به علاوه هر انسانی راهی متفاوت، خاص خود او، برای بیان احساسات و عواطف خود دارد و این راه در بیشتر موارد با راه دیگران نزدیکی نداشته، بلکه کاملاً مغایر است بنابراین، احتمال وقوع ارتباط موثر و موفق کاهش می یابد.
پس از ارتباط باخود، ارتباط با دیگران به گونه ای جدّی و برانگیزانده برای هرانسانی مطرح می شود. ارتباط با دیگران در بیشتر موارد در شرایط رسمی برگزار می شود و شامل ارتباط «چهره به چهره » بوده که خودازطریق«کلامی» و«غیرکلامی »انجام شدنی است دراین ارتباط نقش فرستنده وگیرنده پیام ،آن طورکه بعداً خواهد آمد، جا به جا می شود. هرگز یک نفر به عنوان فرستنده علی الدوام و نفر دیگر به عنوان شنونده و یا دریافت کننده پیام باقی نمی ماند. بلکه به گونه ای مداوم جای آن دوبایکدیگرعوض می شود. فرستنده پیام می شودگیرنده وگیرنده پیام درجای خود، به فرستنده پیام تبدیل می شود ، در برخی موارد دراین نوع ارتباط برنامه ریزی از پیش انجام گرفته ای وجودندارد و بر اساس شرایط حاکم بر فراگرد ارتباطی، ارتباط شکل می گیرد (فرهنگی، ۱۳۸۹: ۱۴-۱۳).
۲-۳-۳-۵- ارتباط جمعی یا عمومی
ارتباط جمعی، نوعی از ارتباط است که براساس آن فرد با تعداد کثیری از انسانها ی دیگر ارتباط برقرار می کند. این نوع ارتباط فراگرد تفهیم و تفاهم و تسهیم معنی با شمارکثیری از انسانهای دیگراست. امروزه به این ارتباط توجه زیادی مبذول می شود و دست اندرکاران سیاست، تجارت و غیره کم و بیش، بیشترین تلاش خود را در جهت بهبود آن مبذول داشته وخود را ملزم و مکلّف به شناخت بهتر آن و فراگیری نکات ظریف آن می دانند. این ارتباط ویژگیهای خود را دارد و بیشتر ازطریق، رسمیت، ساختار و برنامه ریزی خود قابل تشخیص است. فردی سخن می گوید دیگران گوش می دهند. هر انسانی به اقتضای شرایط وتجارب و وضعیت خود، در سخنرانی های زیادی به عنوان مستمع شرکت داشته است؛ به عنوان دانشجو درکلاس درس، به عنوان شرکت کننده دریک گنگره علمی ویاهنری، به عنوان مستمع دریک سخنرانی مذهبی وغیره گاه ممکن است به عنوان سخنور یاسخنران درفراگرد ارتباطی شرکت داشته باد .این نقش به طرق مختلف شکل می گیرد. مانند استاد یا معلم سخنران مذهبی وغیره .ارتباط جمعی یاعمومی در اکثر موارد فبراساس هدف اطلاعاتی و یا اقناع یا متقاعد سازی طرح ریزی می شود وشکل می گیرد، ولی علاوه بر اینها ممکن است هدف آن ، مشغول کردن و یا ایجاد وضعیت تفریحی برای دیگران باشد، یا آنکه به معرفی و خوش آمد گویی ویا موارد دیگر که مرتبط باجمع زیادی از انسانهاست باشد.( فرهنگی، ۱۳۸۹: ۱۵)
ارتباطات خود یک فراگرد یاجریان مداوم است :
مفهوم فراگردی بودن ارتباطات خود مبیّن این نکته است که ارتباطات پدیده ای پویا ومبتنی بر تغییرات یادگرگونیها است. همه چیز در گذرقابل تغییر است .همان طور که بعداً نیز خواهد آمد تمام اجزاء فراگرد ارتباطی در تغییراند وهیچ کدام به عنوان جزیی ثابت وغیر قابل دگر گونی دیده نمی شوند. شاید سخن «هراکلیتوس»[۴۴] فیلسوف نامدار عهد باستان دراین مقوله سخن بجای باشد که گفته است :«شما نمی توانید ازیک رودخانه دوباره عبور کنید »وشاید این فکر بسیار قابل تعمق ترباشدکه بگوییم، «شما نمی توانید ازیک رودخانه بخصوص حتی یک بار عبور کنید» چراکه در فاصله تفکر وعمل هم رودخانه تغییر کرده است وهم شما. بنابراین حتی برای یک بار شما که خود تغییرپذیرید ودیگرشمای فعلی نیستید ورودخانه که خود در گذر است ودیگررودخانه فعلی نیست نمی توانیدازرودخانه ای موردنظر است عبور کنید. این مفهوم بیان کننده تغییر مداوم است.
برای تجزیه وتحلیل یک فراگرد، لازم است که آن رامتوقف کردواجزاء کوچک تر تجزیه کرد، درحالی که یک فراگرد، همان طور اشاره شد در گذر است و توقفی برآن متصور نیست و این مشکل اساسی در تجزیه وتحلیل یک فراگردوجود دارد .برای تجزیه وتحلیل یک فراگردتنهاراهی که وجوددارداین است که اول رابطه بین اجزای آن رامشخص کرده، سپس تاثیر وتاثر متقابل آنهادرنظر گرفته شود. اغلب تصور ما ازجهان آنچه در اوست، این است که ساکن است و هنگامی فعال می شود که در محرکی آن را به حرکت درآورد. از این رو، تحرک و عمل فراگردی عموماً کمتر در نگرش ما نسبت به جهان در نظر گرفته می شود و این خود باعث آن می شود که وقتی ما در مورد یک مفهوم فراگردی می اندیشیم، می باید مفاهیم و اصطلاحات ساکن را به کار گیریم. نتیجه روشن این نگرش آن است که در هنگام بررسی یک فراگرد، اندکی درنگ فراگرد را از حالی به حال دیگر متحول کرده دوکار بررسی را بسیار دشوار وحتی غیر ممکن می سازد.
این اعتقاد فراگردی بودن ارتباطات آن رابه گونه ای طرح می کند که ارتباط غیر قابل برگشت ویک شرایط ارتباطی تکرار ناپذیراست.همواره یک پدیده ارتباطی از شرایط حاکم بر خودبرمی خیزدوبرپدیده ارتباطی بعدی تاثیر گذارد. در این راستا، برخی از صاحب نظران ارتباطات، ارتباطات را پدیده ای تکاملی می دانند که به گونه فراگردی از افراد و نظام اجتماعی که درآن زیست می کنند، نشات گرفته وخود به نوبه خود بر آنها تاثیر می گذارد ازاین طریق این جریان یا فراگرد، انسان ها و نظام های اجتماعی تکامل می یابند، تغییر می پذیرند، خود را با شرایط منطبق می کنند، جایگزین می وند، رشد می کنند، با کهنگی ازمیدان به درمی روند و نهایتاً خاموش می شوند. (فرهنگی ، ۱۳۸۹ :۲۰ )
۲-۳-۳-۶- تعریف ارتباطات بین‌سازمانی[۴۵]
در اینجا منظور از ارتباطات بین سازمانی (که گاه با مفاهیم دیگری مانند «همکاری برون سازمانی»، «هماهنگی برون سازمانی»، «روابط برون سازمانی[۴۶]»، «تعامل برون سازمانی» و «مشارکت برون سازمانی» یکی انگاشته می شود (آقاجانی، ۱۳۸۸)، ارتباطاتی است که معطوف به امور عملیاتی و وظایف به اصطلاح «صفی» نیروی انتظامی است. ارتباطات برون سازمانی به این امر توجه دارد که چه سازمانی با سازمان دیگر ارتباط دارد، در چه مورد ارتباط دارد (محتوای پیام)، از چه طریق (یا از چه کانال یا مجرایی)، به چه میزان و در چه سطحی (فرد، دو نفر، گروه، سازمان) با یکدیگر ارتباط دارند. یکی از دسته بندی های مهم و پذیرفته شده ارتباطات برون سازمانی، تقسیم آن به دو گونه رسمی و غیررسمی است. در حالی که ارتباط غیر رسمی، نانوشته است و در تمام سطوح سازمان وجود دارد؛ ارتباطات بین سازمانی رسمی در چارچوب اختیارات، تکالیف، سلسله مراتب سازماندهی و ساختار اداری بوده، مبتنی بر اساسنامه، آئین‌نامه‌ها، و قوانین و مقررات سازمان هاست (یوسفی، ۱۳۷۶: ۶۴). یکی از شیوه های برقراری ارتباطات رسمی، به طور سنتی مکاتبات و نامه های اداری و به طور مدرن و مجازی، از کانال هایی مانند نمابر، ایمیل، اینترنت یا اینترانت و غیره است.
ارتباطات غیر رسمی یا بین شخصی اساسا مبتنی بر گفت و گو متقابل، تعاملات چند سویه، تشکیل جلسات و محافل دوستانه و از این قبیل است.
 
ماخذ: تلخیص و اقتباس از ویگاند، ۱۹۷۴
مطالعه «تعامل بین‌سازمانی» از این بابت که سازمان‌ها هرگز به تنهایی عمل نمی‌کنند و همیشه در ارتباط متقابل با یکدیگرند و از آنجا که ارتباطات برون سازمانی نخستین وظیفه مدیریت برنامه‌ریزی قلمداد شده (هامیلتون، ۱۳۷۵: ۲۵) و امروزه ارتباطات بین سازمانی جزو مهمترین ابزار مدیریت به ویژه در محیطهای پیچیده و آشفته است (هال، ۱۳۸۴: ۲۷۹؛ زبردست، ۲۰۰۶)، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می باشد.
ارتباطات به باور بارنارد (۱۹۸۳)، قلب سازمان، در نزد کتز و کان (۱۹۷۸) روح و اساس سازمان، و به اعتقاد استینج کامب (۱۹۹۰)، کانون و مرکز سازمان ها، تداوم بخش آن، و بالاخره به زعم موهان (۱۹۹۳)، داروی همه دردهای سازمان ها نیز هست (هال، ۱۳۸۴: ۲۷۸ و ۲۸۱).
یافته های «ترومن» نشان داد که ارتباطات برون سازمانی قابلیت های ارزشمندی مانند شیوه های انتشار سریع اطلاعات، نوآوری های سریع و افزایش رقابت ها برای سازمان های دخیل در ارتباط بوجود می آورد (ترومن، ۱۹۹۶؛ راب و میلوارد، ۲۰۰۳). تحقیقات جدیدتر در این باره به این سو گرایش دارند که ارتباطات برون سازمانی فرآیندی دینامیک است که در حل بسیاری از مشکلات اجتماعی از بهداشت و سلامت گرفته تا کاهش جرایم، و ارتقاء امنیت به سازمان ها کمک می کند.

مطلب دیگر :
مطالعه تجربی امکان اتصال آفلاتوکسین ۱M به باکتریهای بیفیدو باکتر بیفیدوم ، استرپتوکوکوس ترموفیلوس ...

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است