بررسی نقش تعامل برون سازمانی روسای کلانتری در پیشگیری از جرائم در …

0 Comments

سازمانهای غیر دولتی،یعنی هرحرکت سازمان یافته داوطلبانه که به صورت غیرانتفاعی وبه منظور هدف خاصی برای مردم انجام پذیرد.
موسساتی که مستقیماً ازبودجه دولتی استفاده نمی کنند واعضای آنها درمقابل فعالیتی که انجام میدهند،مسئولیت واگذار شده دولتی ندارند.
گاهی این اصطلاح هم مفهوم «سازمانهای مردمی»هم بکار برده می شود.(اعرابی، ۱۳۷۹ :۱۳)
برخی ویژگیهای سازمان های غیردولتی به قرار ذیل است:
داوطلبانه بودن .
غیر انتفاعی بودن.
برای مردم وبه خاطرمردم بودن.
به علت هدفهای خاصی تشکیل شدن.
ازدل اجتماعات محلی بیرون آمدن.
به صورت خودجوش ایجادشدن.
انجام یک فعالیت تمام وقت تخصصی وحرفه ای.
سازمانهای غیردولتی،دارای ضوابط .
ارائه خدمات خاص وباکیفیت مطلوب به گروهای خاص.(چاروسه، ۱۳۸۱: ۱۳۰)
۲-۳-۲- جامعه مدنی و رویکردهای علمی به آن
امروزه اصطلاح «جامعه مدنی »در علم اجتماعی معمولاًدرمقابل دولت به حوزه ای از روابط اجتماعی اطلاق می شود که فارغ از دخالت قدرت سیاسی است ومجموعه ای از نهادها،موسسات،انجمن هاوتشکل های خصوصی ومدنی(غیر خصوصی)رادربر می گیرد.اگر بگوییم که ویژگی اصلی دولت ساختار قدرت آمرانه یا آمریت وتابعیت است درآن صورت جامعه مدنی فاقد چنین ساختی است (بشیریه، ۱۳۸۶: ۳۲۹)
تمیز جامعه مدنی ازمفهوم دولت،محصول اندیشه سیاسی قرن هیجدهم ونوزدهم در غرب است.
رویکرد های علمی به جامعه مدنی عبارتند از:
الف) رویکرد ارسطو به جامعه مدنی: ارسطو(۳۸۲-۳۲۲ق.م)فیلسوف یونانی در بحث اجتماعات انسانی، دولت شهر را در برابر خانواده قرار می دهد وبراین باوراست که «خانواده برای ارضای نیازهای زیستی ومعیتی اعضایش به وجودمی آید»؛یعنی خانواده حوزه اقتصاد ونیازهای روزمره است درحالی که دولت- شهرحوزه ای سیاسی است وقلمروگفتاروعمل آزادانه به لحاظ توانایی ذاتی اش قادر به برآوردن تمام نیازهای شهروندان نیز هست (ارسطو، ۱۳۷۱ : ۳۶)
ب) رویکرد مکتب قرارداد اجتماعی به جامعه مدنی :درطی قرون وسطی ،اعتقادبراین بودکه اساس جامعه برقوانین غیرموضوعه استوار است . یعنی قوانینی که یا ماورایی بوده وازآسمان آمده است ویا اینکه فئودال وحاکم آنهاراوضع می کند . بنابراین سخن از قوانینی که افراد با توافق جمعی آنها را وضع کرده باشند ، بدعتی است درمقابل کلیساوفئودال.درقرن شانزدهم ،عده ای به ترویج این تفکر پرداختند که اساس جامعه بر قوانین موضوعه وحقوق طبیعی استواراست.جامعه باید براساس قوانینی اداره شود که افراد درتوافق بایکدیگر آنهاراوضع کرده وتصویب نموده اند . درغیر این صورت غیر انسانی بوده وموجد ظلم است .
ج) رویکردآدام فرگوسن به جامعه مدنی :آدام فرگوسن (۱۷۲۳-۱۸۱۶) متفکر انگلیسی درکتاب «رساله ای درباره تاریخ جامعه مدنی »معتقد است :«جامعه مدنی یکی ازخصوصیات جوامع پیشرفته درمقابل جوامع بدوی می باشد» از نظرفرگوسن جوامع باطی «چهار مرحله رشد،شکارگری، دامداری،کشاورزی وتجاری» به پیشرفت وتکامل می رسند. حال اگرجوامع مراحلی ازپیشرفت اقتصادی ،اجتماعی واخلاقی راپشت سرگذاشته وچون هریک ازاین مراحل هم پیشرفته تراز مراحل قبل ازآن است، دراین صورت جوامع رابراساس مرحله ای که درآن بسر می برند، می توان طبقه بندی کرد.بنابراین جامعه مدنی به ابزارسنجش پیشرفت وتکامل درآمدوفرگوسن نتیجه گرفت که جوامع پیشرفته دارای جامعه مدنی ولی جوامع ابتدایی فاقدآن می باشد(عالم، ۱۳۷۷ : ۲۸).
د) رویکرد هگل به جامعه مدنی :هگل (۱۷۷۰-۱۸۳۱) فیلسوف آلمانی درادبیات جامعه مدنی دخالتی پرتاثیرکرد«جامعه مدنی راشناسایی نمودوبدان جایگاه تاریخی بخشید »(چاندوک،۱۳۷۷: ۱۳۷) . هگل معتقداست حیات اخلاقی درسه امر یامرحله متجلی می شود : ۱-خانواده ۲- جامعه مدنی ۳- دولت . به عقیده هگل، این سه مرحله به تنهایی ومستقل از یکدیگر وجود ندارند. دولت حقیقی است وآن دوی دیگر به تبع آن موجودند. به نظر هگل تصور جامعه مدنی منطقاً ازانحلال خانواده نتیجه می گیرد، تازمانی که خانواده به صورت یگانه باقی است اعضای آن دربرابر یک دیگر استقلال ندارند.باانحلال آن اعضائ به استقلال دست می یابند . درجامعه مدنی افراد به دنبال نفع شخصی خود هستند ودیگران راواسطه تحصیل اهداف می دانند.هگل جامعه مدنی را میدانی برای نزاع مصالح هر فرد علیه افراد دیگر می داند. «خانواده مظهر وحدت وعشق وجامعه مدنی مظهرتفرق ورقابت است» (بشیریه، ۱۳۸۶ :۳۳۱)
۲-۳-۳- ارتباط
ارتباط فرآیندی است مستمر همه جانبه وهمه گیراست که برای انتقال اطلاعات و برقراری تفاهم، هماهنگی در میان فرآیند و گیرنده پیام بکار گرفته می شود (دعاگویان، ۱۳۸۴: ۱۰۹)
با توجه به ریشه لغت ارتباط یا communication می توان آنرا به تفاهم و اشتراک ترجمه کرد و در حقیقت ارتباط فرآیندی است که از آن نوعی اشتراک فرو اندیشه عقاید، نظریات وعمل را رد پی دارد.
از طرف دیگر ارتباط میان فردی را می توان جریانی در نظر گرفت که در طی آن دو نفر یا بیشتر به تبادل افکار، نظر یات، احساسات وحقایق می پردازند و از طریق بکار بردن پیامهای که حقایقش برای کلیه آنها یکسان است به انجام این مبادرت ورزند .
چارلز هورتون کولی[۱۴] جامعه شناس آمریکائی در سال ۱۹۰۹ در کتاب معروف خود «سازمان های اجتماعی» اولین تعریف از «ارتباط» را این چنین ارائه می دهد «ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی به وسیله آن به وجود می آمد و تمام مظاهر فکری و وسائط انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا می کند، ارتباط حالات چهرها، رفتارها، حرکات طنین صدا، کلمات، نوشته ها، چاپ، راه آهن، تلگراف، تلفن و تمام وسائطی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شده اند همه را در بر می گیرند.
۲ – در دائره المعارف عمومی فیشر[۱۵] آمده است ارتباط در مفهوم گسترده آن برای بیان هر نوع انتقال اطلاعات بکار می رود .
۳- دنیس لانگلی و میشل شین[۱۶] ارتباط را این گونه تعریف می کنند. پیام برای سهیم ساختن گیرنده از اطلاعات عقایدوطرز فکرهایش می دانیم،مسئله تفاهم وهماهنگی فرستنده و گیرنده اهمیت خود را به دست می آورد. (متولی، ۱۳۸۴: ۱۶)
از طرف دیگر ارتباط تبادل تاثیر وتاثر دو جانبه میان برقرار کنندگان بر یکدیگر در یک بسته دو سویه محسوب می گردد. ارتباط هنریست که انسان به دلیل آنکه ذاتاً اجتماعی آفریده شده است ازآن استفاده می کند.
انسان در روابط اجتماعی و معاشرت های دوطرفه ازآن لذت می برد و موجب شکل گیری روابط دو جانبه و همکاری های گروهی می گردد (الیاسی، تقوی، ۱۳۸۸: ۳۳۱)
تعریف ارتباطات :ارتباطات معانی متفاوتی نزد اشخاص گوناگون دارد دارد محققین غربی که پایه گذاران دیدگاه های جدید وروشهاوفنون ارتباطی موجود می باشند، در این مورد بر این عقیده اند که کلمه ارتباطات[۱۷] ازلغت لاتین ((Communicate مشتق شده است که این لغت خود در زبان لاتین به معنای عمومی کردن و یا به عبارت دیگر در معرض عموم قرار دادن است. این بدین معنی است که مفهومی از درون فردی برخاسته است به میان دیگران راه یافته دراصل اعتقاد بر این است که ارتباطات برخی از مفاهیم و تفکرات و معانی و یا به عبارت بهتر پیام ها[۱۸] را به دیگران و یا میان عموم گسترش می دهد. تعاریف جدیدتر آنرا «انتقال مفاهیم» و یا «انتقال معانی»[۱۹] و نیز «انتقال و یا تبادل پیام ها»[۲۰] می دانند.
ارتباطات به گونه ای وسیع و گسترده «تسهیم تجارب»[۲۱] نیزتعریف شده است .دراین معنی هرموجود زنده ای تجارب وآنچه دردرون خودداردبا دیگران، چه همنوعان خود وچه باانواع دیگر در میان می گذارد. آنچه ارتباطات انسانی را ازدیگر موجودات زنده متمایز و مشخص می سازد توانایی بسیار زیاد انسانها در خلق و استفاده از نمادها[۲۲] است. براساس این توانایی است که انسانها مستقیماً وبی واسطه ویاغیر مستقیم وباواسطه، تجارب خودبادیگران درمیان می گذارند. (فرهنگی، ۱۳۸۹ : ۶)
نویسندگان دیگری، ارتباطات را«فراگرد تفهیم وتفاهم و تسهیم معنی» درنظر گرفته اند. در این تعریف ارتباطات به عنوان فراگردبه کار گرفته شده است زیراآن رافعالیتی که با کنش[۲۳]، دگرگونی[۲۴]، مبادله[۲۵] و حرکت[۲۶] سروکار داردمی دانند .
ما به عنوان یک انسان نه می توانیم فراگرد ارتباطی راباز داریم ونه می توانیم آغاز وانجامی برای آن درنظر گیریم.
ارتباطات با تفهیم[۲۷] سر وکار دارد .اشخاصی که با ارتباطات سروکاردارند باید بدانند و این نکته برای خود آنها نیز تفهیم شده باشدکه چه می گویندو چه می شنوند. برای همه ما بارها اتفاق افتاده که پیام فرستنده پیام را، دقیقاًتکرارمی کنیم بی آنکه پیام اثری در ما بگذارد یا به عبارت دیگر پیام رادریافت کرده باشیم . ارتباط شکل نمی گیرد مگر آنکه تفهیم انجام گرفته باشد.
ارتباطات به تسهیم معنی[۲۸] نیازمند است. معنی متداول تسهیم را،بین مردم درنظر بگیرید. انسانها غذای خودرا بادیگران سهیم می شوند، انسانها چیزی راکه دوست دارند بادیگران درمیان می گذارند وآنهارا نیزدرآنچه دوست دارندشریک وسهیم می کنند تسهیم هدیه ای است که انسانها به دیگران می دهند. این عمل اهدا ممکن است نیز باخودنیز باشد وقتی که ما درشرایط آرام بخش وکاملاً دلچسبی خود را قرارمی دهیم ویاهنگامی که در رویاهای بیداری[۲۹] خودفرومیرویم، وقتی که مابه آینده خودواهداف بلند مدّت خویش می اندیشیم، چیزی راباخود درمیان نهاده ویا با خودقسمت می کنیم . این تسهیم باخود برای ما«ارتباط باخود»[۳۰] راپدید می آوردوتسهیم بادیگران آن چیزی است که امروز درمیان اکثر علمای علوم اجتماعی ، به نام « ارتباط بادیگران »[۳۱] شناخته شده است .
۲-۳-۳-۱- انواع ارتباط
ارتباط چیست؟ ارتباط فرآیند تبادل، مبادله یا انتقال معنا، اطلاعات، ایده ها ،نگرش ها، اعتقادات و احساسات میان دو نفر یا بیشتر به صورت شفاهی یا کتبی، کلامی یا غیر کلامی، چهره به چهره یا از طریق رسانه، واقعی یا مجازی؛ با هدف اثرگذاری بر گیرنده پیام است.
 
ارکان اصلی و فرعی ارتباط با تاکید بر دیدگاه جان کاتر[۳۲] به قرار ذیل است:
۱) فرستنده پیام یا منبع پیام[۳۳]: آغازگر ارتباط است. در یک سازمان، فرستنده پیام کسی است که دارای اطلاعات است و هدف وی این است که آن را به یک یا چند نفر اطلاع دهد .
۲) به رمز درآوردن پیام[۳۴] : زمانی انجام می شود که فرستنده پیام، اطلاعات را به صورت یک رشته علامت یا نماد درآورد. به رمز درآوردن پیام از آن جهت لازم است که اطلاعات تنها باید بین یک نفر و نفر دیگر از طریق علامت و نشانه مبادله شود.

مطلب دیگر :
پژوهش - جایگاه احراز تقصیر در اثبات مسئولیت مدنی۹۳- قسمت ۸

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.