دسته بندي علمی – پژوهشی : بررسی رابطه بین رضایت شغلی و سازگاری با بهره وری شغلی- قسمت …

0 Comments

سطح معناداری

مرد

۸۰

۳۱/۸۴

۰۲/۱۷

۱۰۹

۱۲/۲

۰۳۹/۰

زن

۳۰

۳۹/۹۹

۸۵/۱۷

بر اساس اطلاعات جدول(۴-۶)، t مشاهده شده از مقدار بحرانی جدول در سطح خطای ۰۵/۰ کوچکتر میباشد، به عبارت دیگر t مشاهده شده در سطح ۰۵/۰ ≥ p معنادار بوده، بنابراین فرضیه پژوهشی تأیید میگردد. یعنی میزان بهرهوری کارکنان زن بیشتر از کارکنان مرد بوده است.
فصل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
در این فصل پس از بیان خلاصه‏ای از پژوهش، در مورد یافتهها بحث شده و نتایج پژوهش با پژوهشهای مرتبط دیگر مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته است. در ادامه با استناد به یافته‏های پژوهش، پیشنهادهایی بیان شده و در پایان ضمن بیان محدودیت‏ها، موضوعاتی برای انجام پژوهش‏های بعدی مطرح گردیده است.
خلاصه پژوهش
هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین رابطه رضایت شغلی و سازگاری با بهرهوری در بین کارکنان شرکت کیمیا الیاف مرودشت بوده است. به لحاظ ماهیت و اهداف، این پژوهش از نوع کاربردی و برای اجرای آن از روش همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۵۲ نفر از کارکنان شرکت کیمیا الیاف بوده که در سال ۹۲-۹۱ مشغول به کار میباشند. در این پژوهش از روش نمونه‏گیری تصادفی ساده استفاده شده است. برای گردآوری دادهها از ۳ پرسشنامه؛ ۱- پرسشنامه سازگاری سهرابی و سامانی، ۲- پرسشنامه خشنودی شغلی کندال و هیولین و ۳- پرسشنامه بهره وری اچیو استفاده شده است که روایی و پایایی آنها مورد تأیید قرار گرفته است.
تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسشنامهها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. در سطح آمار توصیفی از آمارههایی نظیر فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار استفاده شده است. در سطح آمار استنباطی از آزمون همبستگی پیرسون، t مسقل و رگرسیون همزمان استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین رضایت شغلی و سازگاری با بهره وری شغلی کارکنان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
تحلیل یافتههای پژوهش
در این بخش بر حسب هر مؤلفه اساسی پژوهش یافتههای بدست آمده از پرسشنامهها ارائه شده و سپس نتایج پرسشنامه بررسی و تجزیه و تحلیل شده و در صورت وجود، پژوهشهای مشابه در داخل و خارج از کشور آورده شده است.
بر اساس اطلاعات جدول (۳-۱)، ۷۳/۷۲ درصد از حجم نمونه را کارکنان مرد و ۲۷/۲۷ درصد از حجم نمونه را کارکنان زن تشکیل دادهاند. همچنین بیشترین حجم نمونه مربوط به کارکنان دارای مدرک دیپلم و پایینتر با ۱/۴۹ درصد و کمترین حجم نمونه مربوط به کارکنان دارای مدرک فوق لیسانسو بالاتر با ۳/۷ درصد بوده است.
فرضیه اول پژوهش: بین رضایت شغلی و بهره وری شغلی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
بر اساس اطلاعات جدول (۴-۲)، بین رضایت شغلی و بهرهوری کارکنان در سطح ۰۱/۰> p رابطه مثبت معنادار وجود دارد، که مقدار سطح معناداری در این رابطه برابر با (۰۰۱/۰> p) است که نشان دهنده رابطه بین این دو متغییر میباشد. یعنی با افزایش رضایت شغلی میزان بهرهوری کارکنان افزایش و با کاهش رضایت شغلی کارکنان میزان بهرهوری کارکنان کاهش مییابد.
در راستای تأیید نتایج پژوهش حاضر یافتههای پژوهش صالحی (۱۳۸۷)، رابینز (۱۹۹۵)، آدلر (۲۰۰۲)، پیترسون و وار (۲۰۰۴)، سیسک[۸۱] (۱۹۹۹)، گرگور (۲۰۰۹)مکنیز و اسمیت (۲۰۰۱) و پرووست[۸۲] (۲۰۰۵) در همین راستا میباشد.
، صالحی (۱۳۸۷) دریافت که عوامل مهم انگیزشی و رضایت در کار بر روی عملکرد کارکنان تأثیر خواهد گذاشت. همچنین تحقیقات رابینز (۱۹۹۵) نشان داده که کارکنان با رضایت شغلی بالاتر، از نظر فیزیک بدنی و توان ذهنی در وضعیت بهتری قرار دارند و از نظرسازمانی، سطح بالای رضایت شغلی منعکس کننده جو سازمانی بسیار مطلوب است که منجر به جذب و ماندگاری و کارایی و اثربخشی کارکنان میشود. علاوه بر این آدلر (۲۰۰۲) با انجام مطالعه‌ای دریافت که در سیستم‌هایی که شغل افراد دارای اهمیت است و آنها از آزادی عمل برخوردارند، باز خورد دریافت می‌کنند و شغل آنها مستلزم برخورداری از مهارت‌های متنوع است، کارکنان انگیزه و رضایت شغلی بیشتر و بهره‌وری بالایی دارند. پیترسون و وار (۲۰۰۴) نشان ند که بهره وری سازمان به شدت با جنبه های از جو سازمانی در ارتباط می باشد که همبستگی قوی با رضایت شغلی دارد. سیسک[۸۳] (۱۹۹۹) نتیجه گرفت رضامندی شغلی و انگیزه شغلی تنها دو عامل از میان عوامل متعددی است که می توانند بر بهره وری اثر کنند. همچنین در راستای تأیید نتایج پژوهش حاضر گرگور (۲۰۰۹) نشان داد که بین رضایت شغلی با بهرهوری شغلی رابطه قوی و معنادار وجود دارد.
همچنین لوهر و همکاران (۲۰۰۵) دریافتند که امنیت شغلی و جبران خدمات کارکنان، اهمیت شغل و استقلال در کار منجر به افزایش انگیزه و بهره‌وری کارکنان می‌شود و لاو و ادوارد (۲۰۰۶) در یافتند که آگاهی فرد از نیاز های شغلی،داشتن کنترل بر شغل و برخورداری از شغل با منزلت بالا موجب افزایش بهرهوری کارکنان می شود. همچنین یافتههای موری سون و همکاران (۲۰۰۶) نشان داد که استقلال افراد در شغل منجر به افزایش فرصت‌های رشد و پیشرفت و افزایش مهارت آنان می‌شود و درنتیجه بهره‌وری آنان بهبود مییابد. لذا با توجه به اینکه عوامل مذکور در رضایت شغلی و بهرهوری کارکنان مؤثر میباشند در نتیجه در صورت تحقق این عوامل رضایت شغلی و بهرهوری افزایش و در صورت عدم تحقق رضایت شغلی و بهرهوری کاهش مییابد بنابرای بین رضایت شغلی و بهرهوری رابطه مستقیم و مثبتی وجود دارد.
همان طور که مشاهده میشود به نظر میرسد، رضایتمندی شغلی از جمله تعیین کنندههای اصلی رفتار سازمانی معطوف به هدف یعنی بهرهوری میباشد. در واقع، میزان رضایتمندی مردم از کار و شغلی که دارند از جمله مهمترین متغیرها در حیطه رفتار سازمانی معطوف به افزایش یا کاهش بهره وری به حساب می آید.
هر سازمانی بدنبال روشهایی برای افزایش انگیزه افراد خود بوده که بدین ترتیب، عملکرد آنان را بهبود بخشیده و تعهدشان را به سازمان افزایش دهند. یکی از این تکنیکها، افزایش رضایت شغلی افراد میباشد. اگر رضایت شغلی افراد افزایش یابد، هم افراد و هم سازمان به اهداف خاص خود دست یافته و بنابراین به موفقیت بیشتری نائل خواهند شد. رضایت شغلی به مجموع تمایلات یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند، اطلاق می شود. یعنی هر چه فرد رضایت شغلی بالایی داشته باشد به میزان زیادی شغل خود را دوست داشته، از طریق آن نیازهای خود را ارضا نموده و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به آن خواهد داشت. چنانچه فرد به شغل خود علاقمند باشد و از آن رضایت داشته باشد، عملکرد و کارایی او افزایش مییابد در نتیجه در سازمان د سودآورتر باشد و بهرهوری بیشتری داشته باشد به همین خاطر بین بهرهوری و رضایت از شغل رابطه و همسویی وجود دارد.
فرضیه دوم پژوهش: بین سازگاری با بهرهوری شغلی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
بر اساس اطلاعات جدول (۴-۴)؛ ضریب همبستگی بین ابعاد سازگاری (سازگاری فردی، سازگاری اجتماعی، سازگاری تحصیلی، سازگاری شغلی و سازگاری خانوادگی) با بهرهوری شغلی کارکنان به ترتیب برابر با ۳۷۰/۰:r، ۵۲۳/۰:r، ۳۲۹/۰:r، ۴۴۳/۰:r و ۳۶۹/۰:r می باشد، که در سطح ۰۱/۰>p معنادار میباشد، در نتیجه بین ابعاد سازگاری با بهرهوری شغلی کارکنان رابطه معنادار وجود دارد.
زارعی و همکاران (۱۳۹۱) به این نتیجه رسیدند که سازگاری با خودکارآمدی، انعطافپذیری، خوشبینی و هویت موفق ارتباط دارد. که اینها زمینه را برای بهرهوری در سازمان فراهم میکند. تحقیقات، نشان داده است که کمبود مهارتهای اجتماعی (سازگاری)، باعث بروز اختلالهای رفتاری مانند بزهکاری، نقص در عملکرد و رفتارهای ضد اجتماعی و اختلالهای روانی میشود (نیسی و شهینی ییلاق، ۲۰۰۱) که حکایت از این دارد نبود سازگاری در سازمان مانعی جهت مؤثرتر و موفقتر عمل کردن سازمان میباشد و راه را برای کارا و اثربخش بودن سازمان ناهموار میکند در نتیجه سازگاری عاملی است که میتواند در ایجاد بهرهوری در سازمان نقش داشته باشد.
تبیین یافته ها، میتوان گفت که موضوع سازگاری از آغاز تشکیل نطفه، شروع میشود و تا زمان مرگ ادامه خواهد داشت. انسانهای سازگار، خود را در قبال دیگران مسوول میدانند، سازگاری، توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینهی خاص اجتماعی است. به شکلی که در عرف جامعه، قابل قبول و ارزشمند باشد. اسلوموسکی و دان[۸۴] (۱۹۹۶) این موضوع را فرآیند درک و پیش بینی رفتار دیگران و تنظیم و کنترل رفتار و تعاملات اجتماعی خود می دانند.
در فرآیند سازگاری فرد خود را با محیط اجتماعی، طبیعی و فرهنگی سازمان وفق میدهد. این انطباق مستلزم آن است که فرد خود را تغییر داده یا اینکه فعالانه تغییراتی درمحیط ایجاد نماید و در نتیجه هماهنگی لازم بین فرد و محیط ایجاد شود. با ایجاد هماهنگی بین فرد و محیط، کارکنان خود را با شرایط سازمان وفق داده و میتوانند در سازمان کارایی و اثربخشی بیشتری داشته باشند. سازگاری فرایند پیوسته ای است که طی آن تجربیات یادگیری اجتماعی شخص باعث نیازهای روانی میگردد و امکان کسب توانایی ها و مهارت هایی را فراهم می سازد که از آن طریق می توان به ارضای نیازها پرداخت. با ارضای نیازها شخص احساس رضایت بیشتری میکند و هر چه رضایت کارکنان بالاتر باشد، میزان انگیزه و تلاشآنها جهت انجام کار مؤثرتر بیشتر شده و در نتیجه در سازمان بهرهوری بیشتری خواهند داشت. همانطور که گفته شد، اساساً شخص سازگار شخصی است که بتواند میان خود، محیط مادی و اجتماعی اش ارتباط های سالم و درستی برقرار کند به طوری که نتیجه اش استقرار و ثبات عاطفی برای خود او باشد که این میتواند عاملی جهت بهرهوری در سازمان باشد.
فرضیه سوم پژوهش: : رضایت شغلی و سازگاری قادر به پیشبینی بهرهوری شغلی کارکنان میباشد.
بر اساس اطلاعات جدول (۴-۵) متغیر رضایت شغلی و سازگاری قادر به پیش بینی تغییرات متغیر ملاک در سطح ۰۵/۰P> می باشد، یعنی رضایت شغلی و سازگاری قادر به پیش بینی ۵۷ درصد از تغییرات بهرهوری شغلی کارکنان می باشد.
در راستای نتایج پژوهش حاضر پورکلهر و همکاران (۱۳۹۱) نشان دادند که میزان عملکرد یک فرد تابعی از توانایی و انگیزش و رضایت شغل میباشد. علاوه بر این این یافته با پژوهشهای پیترسون و وار (۲۰۰۴)، لاو وادوارد (۲۰۰۶)، گرگور (۲۰۰۹) و رضایی هرندی(۱۳۸۹) همخوانی دارد.

مطلب دیگر :
مقاله - جایگاه حریم خصوصی در کشف جرم و تحقیقات مقدماتی در حقوق ایران

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است