سامانه پژوهشی – بررسی تاثیر هوش رقابتی بر فروش محصولات بیمه ای مطالعه موردی نمایندگان فروش …

0 Comments

  • درک محیط سیاسی[۱۸]
  • تغییرات در اقتصاد بر شرکتها نیز تأثیر خواهد گذاشت، همانند نرخ سرمایه گذاری کمتر[۱۹]

نرخ بهره بالاتر، رشد اقتصادی کمتر و تغییرات در خرج کردن مصرف کننده تمایلات اجتماعی، جابجایی جمعیت، نوع زندگی و دیگر تغییرات در جامعه که میتواند[۲۰] برسازمان تاثیر بگذارد.

  • تغییرات ناگهانی میتواند با تکنولوژیهای[۲۱] جدید اتفاق بیفتد، مخصوصاً برای آن شرکت های که تکنولوژیشان برای ساخت و توزیع محصولات و خدمات است(بلنخورن و فلیشر،۲۰۰۲).

در مدل STEEPیک E که نشانگر Environment میباشد به حروف اضافه شده و حروف دوباره مرتبط شدند.
۸- نمای روانشناختی
هر سازمان فرهنگ منحصر به فرد خودش را دارد. ما میتوانیم این فرهنگ را همانند اینکه نمای روانی یک شخص را میبینیم، مشاهده کنیم. برای مثال، برخی سازمانها بسیار نوآور و خطرجو هستند در حالیکه بقیه بیشتر با حساب حرکت کرده و ریسک کمتر را انتخاب میکنند.اگر بتوانیم این نمای روانی در سطح سازمان را شناسایی کنیم، آن موقع دارای بینش خوبی برای چگونگی رقابت هستیم
یک راه درک روان شناسی سازمان، بکار بردن روش مایربریگز[۲۲] در سازمان است. مایربریگز یک شاخص پیشگویانه سطح رفتار را به ۴ بعد تقسیم میکند:(MBTI)رفتار روانی در افراد است.شاخص نوع مایربریگز

  1. برونگرا در مقابل درونگرا
  2. احساسی در مقابل شهودی
  3. تفکر در مقابل احساس
  4. قضاوت در مقابل ادراک (استر[۲۳]،۱۹۹۹)

۹- سایه
اگر نیاز دارید که بطور مداوم یکی از رقیبانتان را نظارت کنید، باید افراد مختلفی در سازمانتان را مسئول تعقیب رقیبتان اختصاص دهید.این کار نیازمند تیم کوچکی از خبره ها در رشته های مختلف است:
اقتصاد، مهندسی، بازاریابی، مدیریت، تکنولوژی و….
تیم سایه برای نظارت و درک دقیق و عمقی هر چیز در رقیبان کلیدی تشکیل شده است.این کار میتواند هوش بسیار ارزشمندی از رفتار رقیبان را فراهم کند.
تیم سایه همچنین میتواند کیفیت هوش رقیبانتان را ترفیع دهد.این مسئله وقتی که توابع هوش رقابتی تا حدودی ایستا است و نیاز به برخی از انرژیها و دید جدید در سازمان دارد، میتواند مهم باشد.
به علاوه این مسئله جایی که هیچ هوش رقابتی وجود ندارد اما یک گروه کوچک از افراد هوش رقابتی را بسیار مهم جلوه میدهند،میتواند مهم باشد(حسنعلی وهمکاران ،۲۰۰۴).
۱۰- مهندسی معکوس:
برای خطوط تولید رقابتی، مهندسی معکوس یک رویه عادی از مدیریت و سازماندهی هوش رقابتی است. مهندسی معکوس فرآیند گرفتن محصول یا خدمات موجود، شکستن آن به اجزا، بخشها و دیگر محصولات میباشد و همچنین درک چگونگی ساخت و ایجاد یک مدل یا نمایه هایی از چگونگی کار فرآیند تولید میباشد. مهندسی معکوس در صنعتهای بیشماری همانند مشتری الکترونیکی، تولیدات سینما، طرحهای مهندسی، تولیدات شیمیایی و ساخت اتومبیل امتحان شده است(کامبزومورهد،۱۹۹۳،۷ ).
۷-۲-۲- رابطه هوش رقابتی با هوش تجاری
پرتیماکی و هانولا هوش تجاری را به عنوان فرایند منظم و سازمان یافته توصیف کرده اند که در آن سازمانها اطلاعات مشخصی را برای فعالیتهای تجاری شان کسب، تحلیل و برآورد می کنند. به هر حال این فرایند می تواند به تصمیم گیریهای بهتر و سریعتر حمایتی، تکنیکی و فرایندی کمک کند. بر طبق این توصیف، هوش تجاری همه اطلاعات جمع آوری شده و فعالیتهای پردازشی در یک سازمان را پوشش می دهد. از این رو هوش تجاری، هوش رقابتی را نیز در بر می گیرد. تفاوت میان هوش تجاری و رقابتی، توسط گروم و دیوید بیان شده است که ادعا کرده اند:
هوش رقابتی شامل اطلاعاتی است که تجزیه و تحلیل میشوند و شاخص هایی را برای طراحی استراتژی و تصمیم گیری فراهم می آورند. بنابراین هوش رقابتی به عنوان قسمتی از هوش تجاری، یک نقش استراتژیک دارد و هدف آن، تجزیه و تحلیل اطلاعات متناسب با فرایندهای تصمیمگیری در محیط خارجی یک شرکت است (اوسانکا،پتر و دیاسیکوا،۲۰۰۸).
اوسانکاو دیاسیکوا[۲۴]، شکل ۲ را برای تبیین رابطه هوش رقابتی با هوش تجاری پیشنهاد می کنند.
 
شکل ۳: رابطه هوش رقابتی با هوش تجاری
۸-۲-۲- اهمیت هوش رقابتی
توسعه تکنولوژی و رشد تجارت جهانی، امروزه به این معنی است که: محیط تجاری به سرعت و دایم در حال تغییر است. مدیران بیش از این نمی توانند برای تصمیم گیری های راهبردی به اشراق و شهود تکیه کنند. در بیشتر کارها نتیجه یک تصمیم نادرست غیر قابل چشم پوشی است.
شرکتها برای ارائه ارزشی بالاتر و تأمین رضایت مشتریان در هر زمینه ای، به اطلاعات نیازمندند. آنها باید اطلاعات بسیار زیادی از شرکتهای رقیب، واسطه ها و سایر نیروها و عواملی که در بازار فعال هستند، داشته باشند. اطلاعات به عنوان یکی از اقلام مهم دارایی های استراتژیک و ابزارهای بازاریابی به شمار می آید. (کاتلر و آرمسترانگ،به نقل از پارسائیان، ۱۳۷۹،۱۵۲).
امروزه داشتن توان رقابتی، اساس بقای شرکتهاست. از طرف دیگر، برخورداری و حفظ توان رقابتی، بیش از هر چیزی نیازمند اطلاعات است. در واقع اطلاعات، به عنوان یکی از اقلام مهم داراییهای استراتژیک و ابزار بازاریابی به شمار می رود. بنابراین در این شرایط، هوش رقابتی به شرکتها کمک میکند تا تصمیمات آگاهانه ای پیرامون همه امور خود از قبیل بازاریابی، تحقیق و توسعه، سرمایه گذاری و راهبردهای کسب و کار اتخاذ کنند. هوش رقابتی، فرایند مداومی است که اطلاعات قابل استفاده ای در اختیار تصمیم گیرندگان(مدیران) می گذارد.
هدف اصلی هوش رقابتی دستیابی به داده ها و اطلاعاتی در مورد محیط، رقبا و بازار است. از این رو هوش رقابتی مؤثر نه تنها نیازمند اطلاعاتی پیرامون رقباست، بلکه همچنین نیازمند اطلاعاتی درباره سایر تمایلات محیطی از قبیل تمایلات صنعت، تمایلات قانونی و نظارتی، تمایلات بین المللی، تحولات فناوری، تحولات سیاسی و شرایط اقتصادی است
اگرچه تمرکز هوش رقابتی بر تصمیم گیری است، ولی قلمرو آن گسترده است و در برگیرنده پژوهش پیرامون موضوعاتی از قبیل قابلیت های رقبا، تحلیل اتحاد و یا سرمایه گذاری مشترک با رقبا، برنامه های آتی رقبا، راهبرد های بازار یا خطوط تولید خاص، دلایل دگرگونی در شرکتها یا راهبرد واحدهای کسب وکار و… است. در حال حاضر نه تنها شرکتهای بزرگ، بلکه بسیاری از کسب و کارهای کوچک نیز از مزایای حاصل از هوش رقابتی بهره میگیرند. بسیاری از این شرکتها از هوش رقابتی برای دستیابی به سهمی از بازار و به دست آوردن سهم رقبای ناشناخته استفاده میکنند. آنها از هوش رقابتی بیشتر برای شناخت محیط فعلی بازار، پیش بینی محیط آتی بازار، تحلیل عوامل اقتصادی، سیاسی و فناورانه مرتبط با کسب و کار خود، شناسایی نقاط ضعف و یافتن راه حل برای آنها، تغییر در راهبرد فعلی یا تعدیل آن، بهره می برند. اهداف دیگر هوش رقابتی در یک سازمان را می توان چنین بیان کرد:

مطلب دیگر :
دسته بندي علمی - پژوهشی : بررسی تاثیر هوش رقابتی بر فروش محصولات بیمه ای مطالعه موردی نمایندگان فروش ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.