در هر تن رسيده است ( ?? درصد ذرت و ?? درصد سويا وارداتي است). قيمت جو در سال ???? به ???? ريال در هر كيلو افزايش يافته و سبوس ضمن آنكه از منطق خاصي پيروي نمي كند، قيمت آن به ???? ريال در هر كيلو افزايش يافته است. از دلايل افزايش قيمت نهاده ها در جهان مي توان به موارد زير اشاره كرد:
• افزايش تقاضاي جهاني،
• افزايش قيمت نفت،
• كاهش توليد ناشي از خشكسالي (به خصوص در اوكراين، اروپاي شرقي و استراليا)،
• افزايش نرخ برابري يورو در مقابل دلار،
• افزايش توليد اتانول از دانه ذرت،
• افزايش كرايه حمل دريايي و زميني.
نتيجه اين افزايش تغييرات قيمت ها به شرح زير است:
قيمت دان ذرت آرژانتين از مبلغ 2/113 دلار به ازاي هر تن در شهريور 1385 به 5/188 دلار در آبان 1386 (بدون کرايه حمل)،
به بيان ديگر با استفاده از مفاهيم اقتصاد توليد مي‌توان به سؤالات مربوط به توليد محصولات پاسخ داد. در واقع تعيين ميزان بكارگيري مطلوب نهاده‌هايي مثل زمين، آب، … ساير عوامل توليد در هر يك از محصولات، همچنين مقدار بهينه هر يك از محصولات با در نظر گرفتن محدوديت نهاده‌ها و مسائلي از اين قبيل با بكارگيري اصول اقتصاد توليد صورت مي‌پذيرد.
به ويژه آن كه زارعين عمدتاً با اين مسأله مواجهند كه از يك سو مقدار نهاده در دسترس آن‌ها به ويژه آب و زمين محدود است و از سوي ديگر مايل به توليد چندين محصول هستند.
علاوه بر اين بررسي موضوعاتي مثل اثر تغير ميزان يك نهاده بر توليد، اثر تغيير همزمان كليه نهاده‌ها در توليد محصول نيز با استفاده از اصول اقتصادي توليد انجام مي‌پذيرد.
همچنين تعيين اندازه بهينه مزارع و واحدهاي توليدي كشاورزي، تعيين كارآيي و مقايسه آن در طول سال‌هاي مختلف براي يك واحد توليدي يا مقايسه كارآيي واحدهاي مختلف در طول يك دوره زماني معين، عرضه محصولات و تقاضاي نهاده‌هاي توليد از جمله ساير موضوعاتي است كه در حيطه بررسي اقتصاد توليد است.

2-4-5-عناوين مهم اقتصاد توليد
2-4-5-1-نهاده يا عامل توليد
به طور كلي هر چيزي كه در فرايند توليد به كار برده مي‌شود تا محصولي توليد شود، نهاده يا عامل توليد مي‌گويند. براي مثال در توليد گندم تركيبي از يك سري نهاده مثل زمين، آب، بذر گندم، نيروي كار، كود شيميايي، و غيره به كار مي‌رود.
هر يك از اين منابع را عامل توليد گندم مي‌نامند. در يك تقسيم بندي كلي عوامل توليد شامل زمين، نيروي كار، سرمايه، مديريت مي‌شود. اما برحسب ماهيت تجزيه و تحليل مي‌توان عوامل توليد را به گروه‌هاي زير تقسيم نمود.
2-4-5-2-تقسيم‌بندي عوامل توليد
با در نظر گرفتن معيارهاي متفاوت، نهاده‌هاي توليد به گروه‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شود.
الف – نهاده‌هاي طبيعي و اقتصادي
از اين ديدگاه هر كالاي طبيعي و از جمله هر نهاده طبيعي به صورت آزاد در طبيعت وجود دارد. از اين رو گاهي به آن كالاي آزاد نيز گفته مي‌شود. بنابراين تعريف منابعي مثل نور خورشيد نيز جزو نهاده‌هاي توليد محصولات كشاورزي به حساب مي‌آيد ولي اين قبيل عوامل، اقتصادي نيستند.
زيرا شرط آن كه يك كالا و در اين جا يك نهاده، اقتصادي باشد آن است كه كمياب باشد. محدوديت منبع در دسترس باعث مي‌شود استفاده كنندگان آن حاضر به پرداخت قيمتي در ازاي مصرف آن باشند. بنابراين نهاده اقتصادي هرچند كه به مقدار زيادي نيز در دسترس باشد ولي بالاخره در حدي معين و محدود است.
در اين جا لازم است بين “كميابي”22 و “كمبود”23 تمايز قائل شد. اصطلاح كميابي فقط به معناي محدوديت در عرضه است. بنابراين كميابي نهاده‌ها به اين معني است كه چون منابع در دسترس براي توليد كالاها از نقطه نظر عرضه محدوداست، نمي‌توان تمام خواسته‌هاي انسان را برآورده ساخت. به همين جهت كميابي ضرورت انتخاب را ايجاب مي‌كند. اما كمبود كه در مواردي فقدان يا عدم نيز گفته مي‌شود عمدتاً در مورد نقصان درآمد و عدم كفايت مبلغ پيش‌بيني شده براي اجراي يك امر به كار برده مي‌شود.
علاوه بر اين كه از ديدگاه اقتصاد اسلامي، منابع طبيعي توليد به چهار دسته تقسيم شده است:
1- زمين كه مهم‌ترين ثروت توليدي است و بدون آن هيچ فعاليت طبيعي امكان ندارد.
2- مواد معدني مثل زغال، گوگرد، آهن و غيره.
3- آب‌هاي طبيعي كه هم براي ادامه زندگي انسان و هم براي توليد محصولات كشاورزي ضرورت دارد.
4- ساير ثروت‌هاي طبيعي، مثل پرندگان و حيوانات، جنگل‌ها، نيروهاي آبشار و اكسيژن هوا و غيره.
لازم به توضيح است كه تقسيم بندي اخير بر اين مبنا استوار است كه عوامل توليد به صورت عام شامل نيروي كار، سرمايه و طبيعت بيان گرديده است. و از بين اين‌ها عوامل طبيعي توليد به صورت فوق تشريح گرديده است. بنابراين مقوله نهاده‌هاي آزاد يا طبيعي در مقابل نهاده‌هاي اقتصادي را نبايد با منابع طبيعي توليد به شرح فوق اشتباه كرد.
ب – نهاده‌هاي ملموس و ناملموس
اين تقسيم بندي به طور كلي از ديدگاه تئوري‌هاي مديريت مطرح مي‌شود. بر اين اساس به عوامل توليدي مثل زمين، نيروي كار، بذر و .. و نهاده‌هاي قابل لمس24 يا محسوس گفته مي‌شود.
در مقابل اين‌ها عامل مديريت25 به عنوان يك نهاده غيرقابل لمس يا نامحسوس معرفي مي‌شود كه برحسب تعريف عبارت است از هماهنگي و تركيب ساير عوامل توليد براي دستيابي به يك سري اهدف معين در يك دوره زماني معين است. براساس اين تقسيم بندي رمز موفقيت در مزارعي كه از نظر ميزان كمي و كيفي عوامل توليد قابل لمس شرايط يكساني با ساير مزارع وجو ددارد؛ فقط در اعمال مديريت بهتر است.
البته در مواردي مديريت جزو اقلام نيروي كار به حساب مي‌آيد. با اين وجود براي رعايت تمايز بين اين دو واژه، نيروي كار براي كار جسماني و مديريت براي كار فكري و انجام كارها به وسيله سايرين به كار مي‌رود.
ج – نهاده‌هاي جاري26 و ذخيره‌اي27
برخي از نهاده‌ها مستقيماً در فرآيد توليد با ساير نهاده‌ها تركيب مي‌شوند و به محض به كار رفتن در جريان توليد شكل اصلي خود را از دست مي‌دهند. از جمله اين عوامل، آب، كود شيميايي و سم را مي‌توان نام برد.
ويژگي اين نهاده‌ها اين است كه پس از استفاده شدن نمي‌توان مجدداً آن‌ها را به شكل اوليه خود برگرداند، اما برخي ديگر از نهاده‌ها مستقيماً در جريان توليد به كار نمي‌روند در واقع خدمتي كه از آن‌ها حاصل مي‌شود به عنوان نهاده به مصرف مي‌رسد. از جمله ماشين آلات كشاورزي، انبارها و سيلوها را مي‌توان ذكر نمود. با توجه به اين مطلب برخي از عوامل توليد داراي اين ويژگي هستند كه اگر در يك دوره معين، مثلاً در يك فصل زراعي مورد استفاده قرار نگيرند، خدمتي كه از آن‌ها به دست مي‌آيد را نمي‌توان براي استفاده در دوره بعد ذخيره كرد. براي مثال ساختمان انبارها كه علي‌الاصول عمر مفيدي دارند حتي اگر مورد استفاده واقع نشوند خود به خود مستهلك مي‌شود.
بنابراين اگر در يك دوره معين بدون استفاده باقي بمانند خدمتي كه در اين دوره مي‌توانست به دست آيد، عملاً از دست رفته است. همچنين آب رودخانه كه نهايتاً پس از طي مسير خود از دسترس خارج مي‌شود در صورتي در جريان توليد مفيد است كه در هر دوره توليدي به كار گرفته شود. در غير اين صورت قطعاً نمي‌توان آن مقدار آبي را كه در آن دوره در رودخانه بوده را براي دوره‌هاي بعدي نگهداري كرد. اين قبيل نهاده‌ها را اصطلاحاً نهاده‌هاي جاري يا غيرقابل ذخيره گويند.
در مقابل اين نهاده‌ها يك سري نهاده ديگري وجود دارند كه حتي اگر در يك دوره معين به كار برده نشوند امكان ذخيره كرد آن ها به منظور استفاده در دوره بعد وجود دارد. مثلاً كود شيميايي، سم و امثالهم جزو اين نهاده ها به حساب مي‌آيند. نهاده‌هاي اخير را اصطلاحاً نهاده‌هاي ذخيره‌اي يا قابل ذخيره مي‌گويند.
البته ضروري است كه براي اين نوع تقسيم بندي نهاده‌ها را به درستي تعريف نمود، زيرا براي مثال ساختمان‌ها و سيلوهاي كشاورزي يك عامل قابل ذخيره ولي خدمتي كه از آن‌ها به دست مي‌آيد غيرقابل ذخيره است. همچنين ماشين آلات كشاورزي و ادوات كشاورزي خود يك نهاده قابل ذخيره است ولي خدمت حاصل از آن‌ها در هر دوره غيرقابل ذخيره است.
د – نهاده‌هاي نرمال28 و پست29
اگر در اثر كاهش قدرت خريد توليدكننده مقدار كمتري از نهاده‌ها در توليد محصول به كار رود آن نهاده را نرمال گويند. اما اگر در اين اثر مثلاً افزايش قدرت خريد توليدكننده مقدار كمتري از نهاده در جريان توليد به كار برده شود. آن نهاده را پست گويند.
در واقع برخي از نهاده‌ها را مي‌توان در جريان توليد جايگزين يكديگر ساخت، منتهي در بين آن‌ها يكي لوكس‌تر است. حال با افزايش قدرت خريد، توليد كننده نهاده لوكس را به جاي نهاده قبلي به كار مي‌برد و از اين رو از مقدار به كارگيري نهاده قبلي مي‌كاهد. به نهاده اخير نهاده پست گفته مي‌شود.
هـ – نهاده ثابت30 و متغير31
در صورتي كه نتوان مقدار يك نهاده را در يك زمان معين تغيير داد به آن نهاده ثابت گويند. به بيان ديگر در طول دوره زماني معين مقدار به كارگيري اين قبيل نهاده‌ها بستگي به ميزان توليد ندارد بايد توجه داشت كه برخي از اين نهاده‌ها ماهيتاً ثابت و غيرقابل انتقال هستند (مثل زمين) ولي برخي ديگر را نمي‌توان از نظر مقدار در يك زمان معين تغيير داد.
اما نهاده‌هاي متغير به نهاده‌هايي گفته مي‌شود كه مقدار آن‌ها به طور آزادانه تغيير مي‌كند. به بيان ديگر مقدار به كارگيري آن‌ها بستگي به ميزان توليد دارد. يعني به موازات تغيير در ميزان توليدي بايستي مقدار بيشتري از آن‌ها را در جريان توليد به كار برد. مثلاً هرچه گندم بيشتري توليد شود در شرايط تكنولوژيكي معين الزاماً بذر گندم بيشتري نيز در جريان توليد اين محصول به كار مي‌رود. براساس اين تقسيم بندي مفاهيم كوتاه مدت32 و بلندمدت33 تعريف مي‌شود.
كوتاه مدت به دوره‌اي از زمان گفته مي‌شد كه در آن يك يا چند نهاده قابل تغيير نيست. اما بلندمدت براي يك پروسه توليدي معين، عبارت از كوتاه‌ترين مدت زماني است كه براي تغيير مقدار همه نهاده‌ها لازم است. به بيان ديگر در بلندمدت همه نهاده‌ها متغير و در كوتاه‌مدت لااقل يكي از نهاده‌ها ثابت است.
2-4-5-3-نهاده‌هاي مهم توليد در كشاورزي
در بررسي روابط توليد آشنايي با عوامل توليد از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. در يك نگاه كلي اين عوامل شامل زمين، نيروي كار، سرمايه و مديريت است. در كشاورزي نهاده‌هايي مثل آب، ماشين‌آلات، بذر، سموم و كودهاي شيميايي، كود حيواني و ساختمان‌ها را مي‌توان در قالب سرمايه ذكر كرد. در اين قسمت به معرفي اجمالي اين نهاده پرداخته شده است.
زمين 34
از ديد كلي زمين علاوه بر خاك، شامل منابعي مثل مواد معدني، جنگل‌ها، آب‌هاي زيرزميني و ساير منابعي كه به وسيله‌ي طبيعت داده شده نيز مي‌شود. اين منابع علي الاصول به دو دسته تجديدشدني35 و غيرقابل تجديدشدني36 تقسيم مي‌شود. بنابراين تقسيم بندي خاك سطحي به عنوان يك عامل كليدي غيرقابل تجديد است.
علاوه بر اين زمين به عنوان يكي از عوامل توليد مهم در كشاورزي، غالباً جزو نهاده‌هاي ثابت است. از اين ديدگاه زمين منبع پيچيده‌اي است كه شامل موارد زير مي‌شود:
1- كل اراضي قابل دسترس كه شامل زمين‌هاي زراعي، مراتع، مساحت درختكاري شده و نيز اراضي موات مي‌شود.
2- نوع خاك كه دربرگيرنده عواملي مثل شيب، عمق و رطوبت خاك مي‌شود.
3- ميزان حاصلخيزي خاك.
4- سيستم آبياري و عرضه آب موجود يا پتانسيل توسعه يك سيستم آبياري.
5- عمليات و ساختارهاي مربوط به حفاظت خاك.
6- عوامل آب و هوايي مثل ميزان بارندگي سالانه، فصل رشد و غيره.
نيروي كار37
عامل نيروي كار در برگيرنده تمام خدمات حاصل از اين نهاده در امر توليد است. البته مديريت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید