دارد، لذا به جاي كوشش در ارائه تعريفي از اين مفهوم، ترجيحاً هدف از كارآيي بيان مي‌شود. بر اين اساس كارايي را مي‌توان معادل با موارد زير دانست:
– براي توليد مقدار معيني از محصول، كمترين مقدار نهاده به كار گرفته شود.
– با مقدار معيني نهاده، بيشترين محصول توليد گردد.
– با كمترين مقدار نهاده، بيشترين مقدار محصول به دست آيد.
مفهوم کارايي با مفاهيم ديگر اقتصادي مثل راندمان، عملكرد، بازده، بهره‌وري و غيره يكي نيست. بلكه مفاهيم اخير يكي از معيارهاي اندازه‌گيري كارايي بوده و در واقع زير مجموعه‌اي از آن را تشكيل مي‌دهند.
به طور كلي كارآيي را مي‌توان در دو شاخه بررسي كرد:
1- كارايي فني (تكنيكي)
2- كارايي اقتصادي70
معيارهاي مربوط به اين دو نوع كارآيي متفاوتند. زيرا ملاك‌هاي اندازه‌گيري كارآيي اقتصادي به ارزش ريالي يا به بعضي از نرخها و درصدهاي مرتبط با كاربرد سرمايه مربوط مي‌شود. در حالي كه معيارهاي كارآيي فني به طور عمده مربوط به نسبت بين ستاده و نهاده است.
برخي از مهم‌ترين معيارهاي كارآيي اقتصادي به شرح زير است:
– نرخ برگشت سرمايه
– بازده هر صد ريال غذاي مصرفي دام
– ارزش محصول زراعي در هر هكتار
– درآمد خالص زراعي در هر هكتار
– هزينه ماشين آلات در هر هكتار
– ارزش توليدات مزرعه به ازاي هر نفر
– درآمد خالص مزرعه به ازاي هر نفر
همچنين پاره‌اي از مهم‌ترين ملاك‌هاي اندازه‌گيري كارآيي فني به صورت زير است:
– متوسط شير توليدي هر گاو
– درصد چربي شير
– درصد گاوهاي شيرده
– درصد گوساله‌زايي گاوها
– تعداد تخم مرغ هر مرغ
– نسب مواد غذايي دام به هر كيلو محصول دامي
– عملكرد محصولات زراعي
همان گونه كه معيارهاي فوق نشان مي‌دهد، كارايي عمده به طور عمده مربوط به محصولات دامي است. در حالت كلي اين نوع كارآيي به توانايي توليد سطح معيني از محصول از طريق به كارگيري حداقل مقدار نهاده‌ها مشروط به ثابت بودن سطح تكنولوژي است. در بعضي موارد براي تمايز بين دو نوع كارآيي فوق از مفهوم ديگري به نام “كارآيي تخصيص”71 استفاده مي‌شود.
مفهوم اخير به اين ترتيب تعريف مي‌گردد كه با ثابت بودن قيمت عوامل توليد، نهاده‌ها به نسبتي در توليد به كار مي‌روند كه از آن طريق سود توليدكننده به حداكثر ممكن برسد. در واقع اين نوع كارآيي به انتخاب تركيب بهينه نهاده‌ها و وقتي قيمت نسبي آن‌ها ثابت است، اشاره مي‌كند.
براساس اين نوع كارآيي و با در نظر گرفتن اين كه كارآيي فني به دنبال توليد حداكثر محصول از مقدار معيني نهاده است، رابطه زير بين كارآيي اقتصادي (كارايي كلي72 ) و فني تعريف شده است:
كارايي تخصيص × كارايي فني = كارآيي اقتصادي (يا كلي)
ممكن است يك مزرعه به طور اقتصادي كارآ عمل مي‌كند وليكن مزرعه ديگر فقط داراي كارآيي فني باشد. به همين ترتيب احتمال وجود دارد كه مزرعه‌اي نه تنها كارآيي فني بلكه كارآيي اقتصادي نيز نداشته باشد.
البته هدف توليدكننده در عمل ممكن است هميشه حداكثر كردن كارآيي نباشد. و در مواردي توليد براي خود مصرفي صورت مي‌گيرد. در واقع گرچه ممكن است در موارد زيادي هدف حداكثر كردن توليد كل و متوسط ميزان محصول هر واحد نهاده باشد ولي فرض بر اين است كه موارد اخير توسط متخصصين زراعي صورت گيرد. به طور خلاصه آن چه كه تحت عنوان تصميمات بهينه در توليد محصولات بررسي مي‌شود با در نظر گرفتن هدف كارآيي اقتصادي است.
يادآوري مي‌شود وقتي يك واحد توليدي نتواند حداكثر محصول را از تركيب مقدار معيني نهاده به دست آورد، به عبارت ديگر وقتي به علت پايين تر بودن محصول آن واحد از حداكثر ممكن، هزينه توليد آن در حداقل مقدار خود قرار ندارد، آن واحد اصطلاحاً داراي “كارايي ايكس”73 است. در واقع در اين وضعيت بالا بودن هزينه‌هاي توليد هر واحد محصول به اين خاطر است كه با مقدار معيني نهاده مقدار محصول كمتري نسبت به حداكثر ممكن آن، توليد شده است.
2-4-5-9-تصميمات توليدي در بخش كشاورزي
در اقتصاد توليد سه سؤال اساسي مطرح است كه عبارتند از:
– چه محصولي توليد شود؟
– چگونه توليد شود؟
– چقدر توليد شود؟
پاسخ به اين سؤالات به معناي تصميم‌گيري است. تصميمات توليدي در رابطه با سؤالات فوق، از طريق ارتباطات فيزيكي بين نهاده‌ها و ستاده‌ها توضيح داده مي‌شود. اين روابط به ترتيب عبارتند از:
1- رابطه ستاده – ستاده
2- رابطه نهاده – نهاده
3- رابطه نهاده – ستاده
رابطه بين محصولات وقتي مطرح مي‌شود كه زارعين بخواهند چندين محصول را توليد كنند. اين كه چه محصولي توليد شود؟ به ميزان در دسترس بودن نهاده‌ها در مزرعه بستگي دارد.
در واقع مسأله انتخاب تركيب مناسب توليد محصولات زراعي و محصولات دامي بستگي به رابطه بين محصولات دارد. اين كه آيا در مزرعه فقط دام و فرآورده‌هاي دامي توليد شد يا محصولات زراعي و يا تركيبي از آن دو محصول؟ آيا گندم توليد شود يا چغندر؟ آيا شير توليد شود يا گوشت؟ و سؤالاتي از اين قبيل با در نظر گرفتن هدف توليد و از جمله ماكزيمم كردن سود، جواب داده مي‌شود. علاوه بر اين مي‌توان گفت تصميمات مربوط به چند محصول به قضاوت درباره تعداد فعاليت‌ها در مزرعه و تعداد روش‌هاي توليدي يك محصول به ميزان رقيب بودن آن محصولات بستگي دارد. به عبارت ديگر رابطه بين محصولات شامل روابط توأم، متمم، مكمل و رقيب مقدار توليد هر يك از آن‌ها را مشخص مي‌كند.
رابطه نهاده – نهاده تعيين كننده آن است كه هر يك از نهاده‌هاي توليدي به چه ميزاني بايد به كار روند. زيرا در يك دوره معين توليد، مثل يك فصل زراعي، بيش از يك نهاده متغير در توليد به كار گرفته مي‌شود.
براي مثال در توليد گندم نهاده‌هايي مثل كود، بذر و نيروي كار را مي‌توان نهاده متغير فرض كرد.
در حالي كه ساير عوامل مثل زمين و ماشين آلات نهاده‌هاي ثابت را تشكيل مي‌دهند. در اين شرايط رابطه بين محصول و مجموعه‌اي از نهاده‌هاي متغير مطرح مي‌شوند به بيان ديگر اين كه چه تركيبي از نهاده‌هاي توليد را بايد به كار برد، در اين قسمت مورد بررسي قرار مي‌گيرد. تعيين تركيب بهينه نهاده‌هاي متغير بستگي به عوامل زير دارد:
– قيمت نهاده‌ها يا قيمت نسبي آن‌ها
– چگونگي جانشيني بين نهاده‌ها
در واقع تصميم‌گيري صحيح در اين رابطه نه تنها به تابع توليد بلكه به هزينه‌هاي توليد بستگي دارد. رابطه بين نهاده‌ها در ارتباط با “چگونه محصولتوليد شود؟” مطرحمي‌شود. زيرا بسياري از محصولات را مي‌توان به روشهاي گوناگون توليد كرد. در واقع يك تصميم‌گيرنده منطقي، تركيبي از نهاده‌ها را در توليد محصول به كار مي‌برد كه كمترين هزينه را براي مقدار معيني از آن محصول در بر دارد.مثلاً محصولات زراعي را مي‌توان يا با استفاده از ماشين آلات بيشتر و نيروي كار كمتر توليد كرد و يا اين كار را با تركيب معكوس آن نهاده‌ها انجام داد.
در رابطه بين نهاده و ستاده به طور ساده يك نهاده متغير در پروسه توليد وجود دارد كه يك محصول را توليد مي‌كند. مبناي اين تصميمات مربوط به تابع توليد مي‌شود. يعني مقدار محصول بستگي به مقاديري از يك نهاده متغير دارد كه با يك سري از نهاده‌هاي ثابت تركيب شده است. با توجه به اين كه مقدار نهاده‌هاي توليد محدود است، بايستي در جريان تصميم‌گيري به سؤال “چقدر بايد توليد كرد؟” توجه شود كه زيرا در شرايط وجود محدويت منابع، توليد يك واحد بيشتر محصول، همراه كاهش توليد ساير محصولات است.
پيشينه تحقيق:
1- پايان نامه کارشناسي ارشد آقاي عليرضا حق نظر کوچک سرايي
استاد راهنما: دکتر مهرداد ايراني استاد مشاور: دکتر يوسف جعفري آهنگري
عنوان: اثر سطوح مختلف روغن ماهي کيلکا بر غلظت اسيدهاي چرب امگا- 3 در دان مرغ از دانشگاه آزاد واحد قائمشهر در سال 1386 که مهمترين اهداف تحقيق عبارتند از:
الف) شناسايي اسيدهاي چرب امگا- 3 در روغن ماهي کيلکا
ب) شناسايي اسيدهاي چرب امگا- 3 در زرده تخم مرغهاي مرغ تخم گذار
ج) بررسي اسدهاي چرب امگا- 3 بر کلسترول و تري گليسريد خون
بر مبناي تحقيقات جديد اسيدهاي چرب زنجيره بلند غير اشباع بخصوص از نوع امگا-3 در جيره غذايي مردم کمتر يافت مي شود لذا از طريق غني سازي جيره غذايي مرغان تخم گذار حتي به ميزان 1% با منابع اسيدهاي چرب امگا- 3 از جمله روغن ماهي کيلکا به سلامتي انسانها کمک شاياني مي کند.
2- پايان نامه کارشناسي ارشد آقاي بهرام باوند سوادکوهي
استاد راهنما: دکتر مهرداد ايراني استاد مشاور: دکتر محمد علي خليل زاده
از دانشگاه آزاد قائمشهر 1387
عنوان بررسي اثر فرآوري با اتانول بر روي کنجاله سويا در تغذيه طيور
مهمترين اهداف تحقيق عبارت است از:
الف) بررسي اثر فرآوري کنجاله سويا با اتانول در تغذيه طيور
ب) بررسي غلظت مناسب الکل اتانول در فرآوري کنجاله سويا
ج) بررسي زمان مناسب فرآوري کنجاله سويا با الکل اتانول
که توصيه هايي به شرح زير ارائه نموده است:
1) در روغن کشي کنجاله سويا از الکل استفاده شود.
2) زمان فرآوري (حرارت دادن) کنجاله سويا افزايش يافته و به 60 دقيقه برسد.
3- پايان نامه کارشناسي ارشد آقاي حسين کرم زاده عمراني
استاد راهنما: دکتر يوسف جعفري آهنگري استاد مشاور: دکتر خسرو قزوينيان
عنوان: اثر افزودن سطوح مختلف ويتامينهاي C و E بر خصوصيات حياتي اسپرم رقيق شده خروس بومي مازندران سال 1387 دانشگاه آزاد قائمشهر که مهمترين اهداف تحقيق عبارت است از:
– مطالعه اثر زمان به همراه ويتامينهاي C و E در طول مدت نگهداري اسپرم رقيق شده بر خصوصيات حياتي اسپرم ها.
نتيجه:
1) غلظت 16 ميکروگرم ويتامين E در هر ليتر رقيق کننده.
2) سطح زماني يک بهترين سطح زماني از لحاظ ميزان جنباني و درصد اسپرم زنده و PH با ديگر سطح زماني مورد آزمايش بود.
4- عنوان: مروري بر سياستهاي حمايتي گوشت مرغ در کشورهاي منختب و تحليلي بر فرآيند تنظيم بازار از مرغ و تخم مرغ در سالهاي 83- 73
تهيه کنندگان: عليرضا جيران، مهدي محمديان، الهه مهربانيان
مؤسسه پژوهشهاي برنامه ريزي و اقتصاد کشاورزي
نمايهها: بازاريابي/ مرغ/ تخم مرغ/ کشورهاي جهان/ قيمتها/ گوشت/ مصرف
خلاصه: با توجه به بررسيهاي صورت گرفته در سالهاي اخير تعيين قيمت تمام شده فرآورده هاي دام و طيور معمولاً از طريق برآورد هزينه توليد انجام مي شود و دولت براي تنظيم بازار قيمت کف و سقف تعيين مي کند و حمايتها در قالب خريد و جمع آوري و ذخيره سازي و باز توزيع به انجام ميرسد. برخي از کارشناسان اين روش را مناسب براي اهداف پيشرو نمي دانند در حاليکه دولتها در بين سياست هاي حمايتي گرايش بيشتري به حمايت قيمتي دارند. سياستهاي قيمتي به دليل تأثير بر قيمت محصول، بهره وري عوامل توليد، توزيع درآمد، تخصيص متابع و مزيت نسبي را تحت تأثير قرار مي دهد. عليهذا بنظر ميرسد اهميت چنين رابطهاي به طور جدي مورد توجه سياست گذاران قرار نميگيرد. همچنين معيار هزينه توليد نمايانگر دفاع در برابر کاهش قيمت هاست و روش برآورد و هزينه توليد معمولاً با ارزش گذاري ساختگي بر نهاده هاي غير نقدي صورت مي گيرد. در اين روش انگيزه براي ارتقاء بهره وري کاهش هزينه ها و … به حداقل مي رسد و معمولاً توليد کنندگان عمده از مزاياي آن بهره مند مي شوند. با مقايسه قميت گوشت مرغ در سالهاي اجراي طرح نسبت به سال هاي گذشته نشان مي دهد که طرح تثبيت و تنظيم بازار گوشت مرغ توانسته است تا حدودي از نوسانات شديد قيمتي جلوگيري نمايد اما به دليل وابستگي صنعت به نهاده هاي وارداتي هر گونه تغييري در نرخ ارز و قيمت جهاني نهاده ها قيمت فرآورده هاي داخلي را متأثر ميسازد. همچنين ويژگيها و پيچيدگيهاي فني توليد، ذخيره سازي و نگهداري تنظيم بارار اين فرآورده

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید