به عنوان عامل مجزا در توليد بررسي مي‌شود. بنابراين در توليد محصولات زراعي نيروي كار شامل مقدار زيادي از اين نهاده است كه در عمليات كاشت، برداشت و داشت به كار مي‌رود.
نيروي كار هم از لحاظ كمي و هم از لحاظ كيفي قابل بررسي است. از نظر كميت غالباً مقدار نيروي كار برحسب تعداد نفرات در واحد زمان مثل نفر – روز (يا روز – نفر) يا نفر – سال و غيره بيان مي‌شود. پس عليرغم آن كه ممكن است زمان كاشت تا برداشت يك محصول چهار ماه باشد وليكن اگر همه روزه دو نفر به طور كامل در اين دوره زماني به فعاليت پيرامون اين محصول مشغول بوده باشند، عملاً 240 روز 2نفر در توليد محصول مورد نظر فعاليت داشته‌اند. زيرا:
240 = (30 روز ) × (2 نفر ) = (4 ماه)
علاوه بر اين قابل توجه است كه بايستي در محاسبه مقدار نيروي كار، كار زنان و كودكان و به طور كلي نيروي كار خانوادگي در نظر گرفته شود. اما غالباً پيشنهاد مي‌شود فعاليت انجام شده به وسيله زنان و افراد زير 16 سال و همچنين بالاي 64 سال تعديل گردد. براي مثال مي‌توان ساعات كار انجام شده توسط زنان را معادل فعاليت مردان و ساعات كار افراد كمتر از 16 سال و بالاي 64 سال را معادل فعاليت مرداني قرار داد كه در محدوده سني فعال هستند. بنابراين علاوه بر كميت كار بايستي كيفيت آن نيز در محاسبات منظور گردد. در رابطه با كيفيت نيروي كار علاوه بر سن و جنس عواملي مثل ميزان مهارت و آموزش نيروي كار را نيز مي‌توان در بعضي موارد در نظر گرفت. در صورت لزوم با عمال ضرايب خاصي امكان تعديل فراهم مي‌شود.
سرمايه 38
در تقسيم‌بندي كلاسيك نهاده‌ها به جز نيروي كار بقيه عوامل توليد تحت عنوان سرمايه محسوب مي‌شود. اما به طور عام سرمايه عبارت از كالاهايي است كه خدمات مفيدي را ارائه مي‌كنند. از اين نقطه نظر هر كالاي سرمايه‌اي داراي دو ويژگي است:
1 – اين كالا مستقيماً در جهت ارضاء خواسته‌هاي مصرف كننده آن به كار نمي‌رود. بلكه از آن در جهت توليد كالاهاي مورد مصرف آن‌ها به كار مي‌رود.
2 – كالاهاي سرمايه‌اي در طول عمر مفيد خود به مصرف مي‌رسند و اصطلاحاً مستهلك مي‌شوند.
در بخش كشاورزي ماشين آلات و ساختمان‌ها از عمده‌ترين كالاهاي سرمايه‌اي هستند. در طول چندين فصل زراعي به كار گرفته مي‌شود. براي مثال تراكتور صرفاً به خاطر توليد محصولات كشاورزي مورد استفاده واقع مي‌شود و به خاطر در طول چندين فصل زراعي به كار گرفته مي‌شود. در اقتصاد توليد معمولاً استهلاك ساليانه ساختمان‌هاي كشاورزي نيز كه شامل كليه سيلوها، انبارها، ساختمان‌هاي دامي و تمامي ساختمان‌هاي موجود در اراضي كشاورزي مي‌شود جزو سرمايه ثابت به حساب مي‌آيند.
آب را نيز به عنوان يكي از مهم‌ترين و محدودكننده‌ترين نهاده‌هاي توليد كشاورزي مي‌توان در اين مقوله جاي داد.
گذشته از آن كه در بسياري از نقاط ايران كمبود نسبي آب مسايلي را ايجاد كرده است و از لحاظ مسايل فني مباحث زيادي پيرامون آن وجود دارد وليكن در بحث اقتصاد توليد، مقدار به كار رفته آن براي محصول مورد نظر همواره به عنوان يك مسأله تلقي مي‌شود.
در حقيقت اندازه‌گيري ميزان دقيق آب مصرفي محصولات به ويژه در شرايطي كه تلفات شديد آب مطرح است غالباً توسط مهندسين آبياري انجام مي‌گردد. با وجود اين در اقتصاد توليد و به ويژه در تخمين تابع توليد يا مقدار آب و يا ارزش آب مصرفي به عنوان نهاده آب به كار مي‌رود.
در صورتي كه مقدار آب مورد نظر باشد مي‌توان با احتساب تعداد دفعات آبياري محصول و ضرب آن در مقدار آب مصرفي در هر نوبت به كل ميزان آب دست يافت. براي اين كار معمولاً ميزان آبدهي منبع تأمين آب معلوم است. بنابراين با آگاهي از تعداد ساعات هر نوبت آبياري از اين منبع مي‌توان به ميزان آب قابل دسترس در هر نوبت دست يافت.
البته تلفات آب را نيز بايستي به حساب آورد، به نحوي كه ميزان آب قابل استحصال در سر مزرعه به عنوان رقم نهايي منظور گردد. اما در صورتي كه ارزش آب ملاك قرار گيرد بايستي علاوه بر محاسبات فوق كليه هزينه‌هاي تأمين آب در واحد زمان را محاسبه نمود.
اين هزينه‌ها شامل مواردي مثل استهلاك چاه، لايروبي، سوخت، موتور و پمپ، تعمير و نگهداري و ميزان حق آبه و هر قلم هزينه‌اي ديگر مي‌شود. با داشتن مجموع هزينه‌ها براي يك واحد زماني معين، مثلاً يك ساعت و همچنين ميزان آب در دسترس در همين مدت زماني به سادگي هزينه هر واحد آب به دست مي‌آيد.
مديريت39
در جريان سازماندهي ساير نهاده‌هاي توليد، تصميم‌گيري درباره اين كه چگونه، چه وقت و چه محصولي توليد شود، جزو مشاغل روزمره كشاورز به حساب مي‌آيد. انجام اين امور نيازمند پذيرش ريسك است. زيرا شرايط آب وهوايي و محيط غيرقابل كنترل كشاورزي از جمله عواملي است كه باعث ايجاد نامطمئني40 در كشاورزي مي‌شود.
با اعمال مديريت صحيح از طريق مثلاً به كارگيري تكنيك‌هاي جديد توليد و سازماندهي سيستم توليد مي‌توان تا حدودي اين شرايط را كنترل كرد. زيرا مديريت را مي‌توان تركيب و هماهنگي ساير عوامل توليد براي دستيابي به يك سري اهداف معين در يك زمان معين تعريف كرد.
البته مديريت از جوانب مختلف قابل ارزيابي است. از جمله در كنار توانايي‌هاي كلي مدير بايستي به مهارت‌هاي تخصصي و آموزش‌هاي مدير نيز توجه نمود. زيرا فقدان اين موارد باعث كارآ نبودن و سودآور نبودن فعاليت توليدي خواهد شد.
به بيان ديگر اعمال مديريت صحيح افزايش عملكرد محصولات و همچنين استفاده كارآ از منابع توليد را به همراه دارد. با توجه به اين مطالب در مباحث اقتصاد توليد ميزان كارآيي توليد را به عنوان ميزان توليد مديريت اعمال شده مي‌توان در نظر گرفت.
2-4-5-4-روابط بين عوامل توليد41
به طور كلي آشنايي به ارتباط بين نهاده‌هاي توليد گام مهمي در مبحث تعيين تركيب بهينه آن‌ها است. اين روابط عبارتند از:
– رابطه مكمل42
– رابطه جانشيني كامل43
– رابطه تقريباً جانشين44
با نگرشي ساده دو نهاده وقتي مكمل يكديگرند كه در فرايند توليد وجود هر دو و استفاده همزمان آن‌ها لازم باشد. براين اساس به كارگيري يكي از آن‌ها محصولي را توليد نخواهد كرد. مثلاً تراكتور و راننده آن به عنوان دو نهاده مكمل در زراعت مي‌باشند.
ويژگي اين قبيل نهاده‌ها اين است كه اولاً يكي را به جاي ديگري نمي‌توان در پروسه توليد به كار برد و ثانياً نسبت آن‌ها براي دستيابي به يك مقدار معين محصول، مشخص و معلوم است. لذا در شرايط ثابت و از جمله با سطح معين تكنولوژي هرگونه تخطي از اين نسبت نه تنها ميزان محصول را افزايش نمي‌دهد بلكه هزينه‌هاي توليد را نيز براي هر سطح معين محصول افزايش خواهد داد. اما افزايش هر دو نهاده به يك نسبت، ميزان محصول را نيز به همان نسبت افزايش مي‌دهد.
نهاده‌هاي كاملاً جانشين به عوامل توليدي اطلاق مي‌شود كه اولاً براي توليد مقدار معيني محصول يكي را مي‌توان به جاي ديگري به كار برد و ثانياً به ازاي صرف نظر كردن از يك نهاده به ميزان معين، بايستي مقدار معلومي از نهاده دوم را جايگزين آن نهاده كرد.
ويژگي مهم اين قبيل نهاده‌ها آن است كه در حد بهينه نهاده‌اي كه ارزان‌تر است، به كار گرفته مي‌شود. از جمله در شرايط ثابت مي‌توان دو نهاده سرمايه و نيروي كار را نام برد. نهايتاً دو نهاده در حالتي تقريباً جانشين هستند كه اولاً مي‌توان در جريان توليد يك مقدار معين محصول، يكي را به جاي ديگري به كار برد و ثانياً به ازاي صرف نظر كردن از واحدهاي معين يكي از نهاده‌ها، هر بار بايستي مقدار بيشتري از نهاده ديگر را جايگزين آن كرد.
تركيب بهينه نهاده‌هاي اخير به عوامل زير بستگي دارد:
1- نرخ معاوضه آن‌ها در بازار، يعني قيمت نسبي آن‌ها.
2- نرخ جايگزيني آن‌ها.
ستاده (محصول)45
به كالا يا خدمتي كه از پروسه توليد به دست مي‌آيد، ستاده يا محصول گفته مي‌شود. به بيان ديگر از تركيب يك سري نهاده در توليد كالا يا خدمتي حاصل مي‌شود. مثلاً با تركيب مقدار زمين زراعي، بذر گندم، آب، كود شيميايي، نيروي كار و … در يك مدت زماني مشخص محصولي به نام گندم به دست مي‌آيد. سپس گندم به عنوان يك نهاده به همراه مقداري از عوامل توليد ديگر مثل ساعاتي از كار ماشين‌آلات و نيروي كار در فرآيند ديگري منجر به توليد محصول ديگري به نام آرد مي‌شود. همچنين در فرآيند توليد مجزايي آرد به عنوان يك نهاده با ساير نهاده‌ها مثل آب و ساعاتي از كار نيروي كار (يا ماشين‌آلات) به محصول ديگري به نام نان تبديل مي‌شود.
بنابراين واژه محصول اصطلاحاً نسبي است. به اين معني كه يك محصول ممكن است خود به عنوان نهاده توليد در فرايند ديگري به كار رود. به همين ترتيب در توليد محصولي مثل شير، گاو شيري يك نهاده است. در حالي كه گاو خود به عنوان ستاده‌اي در فرايند توليد اين نوع دام محسوب مي‌شود.
همچنين كليه دستگاه‌ها و ماشين‌آلات، انواع سموم و كودهاي شيميايي كه در كشاورزي به عنوان نهاده از آن‌ها ياد مي‌شود. ستاده يا محصول كارخانجات سازنده آن‌ها مي‌باشد. به علاوه محصول مراكز تحقيقات كشاورزي، دانشكده‌ها و ساير واحدهاي مشابه در كشاورزي يك نوع سرويس دهي يا خدمت است.
اين خدمات به طور عام به عنوان نهاده توليد در فرايندهاي توليدي ديگر و عمدتاً در قالب نشر و ترويج اصول صحيح توليد به كار مي‌روند.
قابل توجه است كه در بسياري از فعاليت‌ها همراه با محصول اصلي، فرآورده‌ ديگري نيز به دست مي‌آيد كه به آن محصول فرعي46 گفته مي‌شود. در توليد محصولات كشاورزي غالباً اين پديده وجود دارد مثلاً در توليد گندم مقداري كاه گندم نيز به دست مي‌آيد. در توليد گوشت مقداري پشم و پوست و در توليد شير مقداري گوشت نيز توليد مي‌شود. در اقتصاد توليد توجه به اين نكته حائز اهميت است.
انواع ستاده
اصولاً هر كالايي در يكي از دستجات زير قرار مي‌گيرد.
1- كالاهاي سرمايه‌اي47
2- كالاهاي مصرفي48
به طور ساده كالاهاي سرمايه‌اي براي توليد ساير محصولات مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بنابراين چنين كالايي مستقيماً در جهت ارضاء خواسته‌هاي انسان به كار نمي‌رود بلكه به عنوان يك كالاي واسطه‌اي49 يا يك كالاي مولد50 در توليد كالاهاي ديگر به كار برده مي‌شود. در واقع اين قبيل كالاها از طريق فعاليتهاي توليدي به محصولات ديگري تبديل مي‌شوند كه ارزش بيشتري دارند. قابل توجه است كه در چنين پروسه توليدي عملاً ارزش افزوده51 به عنوان محصول شناخته مي‌شود.
مثلاً در تبديل مواد غذايي خام به يك نوع غذا، خود غذا محصول اين پروسه نيست، بلكه اين ارزش افزوده به مواد خام محصول اين فرآيند است.
اما كالاي مصرفي به كالايي گفته مي‌شود كه مستقيماً براي رفع نيازهاي انسان به كار مي‌رود. البته در بعضي موارد اين كالاها پس از توليد در اشكال گوناگون در اختيار مصرف كنندگان قرار مي‌گيرد. مثلاً در كشاورزي لوبيا به صورت خشك و يا كنسرو ارائه مي‌شود. در اين صورت لوبيا در پروسه توليد كنسرو، يك نهاده است.
تمايز بين كالاهاي مصرفي و سرمايه‌اي براساس نوع مصرف موارد استعمال آن‌ها صورت مي‌گيرد. بنابراين اتومبيل اگر به منظور انجام فعاليت‌هاي تجاري مثل حمل و نقل به كار رود، كالاهاي سرمايه‌اي است. اما اگر به عنوان تفريح مورد استفاده قرار گيرد و به عبارت بهتر مستقيماً در جهت رفع نيازهاي انسان به كار رود، كالاي مصرفي است. بنابراين دوام كالا معين كننده مصرفي بودن يا سرمايه‌اي بودن آن نيست.
2-4-5-5-روابط بين محصولات كشاورزي
در تخصيص نهاده‌هاي كمياب توليد بين محصولات گوناگون، آگاهي از روابط بين ستاده‌ها52 مهم و تعيين كننده است.

به طور كلي از اين نقطه نظر محصولات را مي‌توان به صورت زير تقسيم نمود:
1- محصولات با هم (توأم)53
2-

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید