بالاست و زمان استخراج نيز كاهش مييابد. روش کار بدین صورت است که بخار تولیدی را از بستر گياه مورد نظر عبور داده و اسانس موجود در گیاه را استخراج و بعد وارد کندانسور می کند و اسانس روغنی و آب را از هم جدا می سازند و در پایان آب باقیمانده در اسانس را جدا کرده و با استفاده از سولفات سدیم اسانس استخراج شده را خشک می کنند ] چمات و همکاران، 2006 [.29

2-13-5-استخراج روغن هاي فرار توسط آنزيم30:
در صورتي كه روغن فرار گياه گليكوزيد باشد مانند اسانس بادام تلخ وخردل بايد اول توسط انزيم هيدروليز شود سپس روغن فرار آزاد شده و جمع آوری گردد [ اميد بيگي، 1384].

2-14-5-تقطير تجزيه اي: وسيله اي جهت بدست آوردن اسانس هايي است که داراي بوي سوخته مي باشند. هنگامي که چوب و يا رزين گياهان خانواده ي کاج را بدون وجود هوا حرارت دهند، دراثر تجزيه ترکيبات فرار متعددي حاصل مي شود و توده باقيمانده عبارت از زغال خواهد بود ومواد معطر تقطير شده به دو لايه تقسيم مي شود که يه لايه آبکي حاوي الکل متانول (عرق چوب ) و پيرولينو ( اسيد استيک ناخالص) و لايه تيره رنگ ديگر محتوي قطران کاج و ترکيبات ديگر مي باشد که ترکيب آن بستگي به چوب بکار گرفته شده دارد. اين تقطير خشک معمولا در ديگ هاي دوردار انجام ميشود ودر صورتي که چوب بکار گرفته شده خرد ويا31آسياب شده باشد يا سريعا به آن حرارت دهند، مقدار قطران حاصل10درصد چوب به کار برده شده خواهد بود. کميت وکيفيت اسانس ها تحت تأثير روش استخراج آنها قرار مي گيرد [ اميد بيگي، 1384].

2-6-روشهاي جداسازي و شناسائي اجزاي متشكله اسانسها :
براي بررسي اسانسها روش كروماتوگرافي گاز مايع يكي از بهترين روشها مي باشد. با اين روش اسانس از نظر كمي و كيفي مورد تجزيه قرار مي گيرد. امروزه در جهت تعيين ماهيت منوترپن ها و سز كوئي ترپن هاي جدا شده توسط دستگاه كروماتوگرافي گازي به كمك داده هاي حاصل از بازداري ستون كروماتوگرافي نظير حجم بازداري، زمان باز داري، انديس بازداري، استفاده مي شود و حتي با ثبت طيف هاي مادون قرمز، NMR و طيف هاي جرمي، اجزاي جدا شده توسط دستگاه كروماتوگراف را به طور دقيق شناسايي مي گردد.
پيشرفت در جهت تجزيه و تحليل نتايج با استفاده از كامپيوتر دستگاه طيف سنجي جرمي كه داراي حافظه اي از مواد شناخته شده مي باشد، امر تعيين ساختمان مواد را در مقايسه با متدهاي ديگر تسريع نموده است.

2-1-6– كروماتوگرافي
يكي از پركاربردترين و مهمترين روش هاي تجزيه كروماتوگرافي است. اين روش توسط ميخائل چه وت 1اختراع شد. كروماتوگرافي روشي است كه توسط آن اجزاي سازنده يك مخلوط از يكديگر جداسازي و شناسايي مي شود.
در اين روش يك فاز ساكن و يك فاز متحرك وجود دارد و جداسازي بر اساس تفاوت ضريب توزيع اجزاي سازنده مخلوط بين اين دو فاز مي باشد. اجزاي مخلوط بايستي در فاز متحرك قابل حل باشند. از خواص بر هم كنش با فاز ساكن نيز برخور دار باشند. بدين ترتيب در طي جداسازي اجزاي تشكيل دهنده بين دو فاز توزيع مي شوند.

1-1-6-2- روشهاي كروماتوگرافي
الف – روش كروماتوگرافي ستوني:32 در اين روش فاز ساكن درون ستون جا مي گيرد و فاز متحرك با فشار جريان مي يابد.
ب-روش كروماتوگرافي مسطح : فاز ساكن بر روي يك سطح تكيه مي كند و فاز متحرك بر اساس نيروي موئينگي از فاز جامد عبور مي كند. TLC از اين نوع است.

كروماتوگرافي روي لايه نازك33 TLC:
کروماتوگرافی لایه نازک نوعی کروماتوگرافی جذبی جامد – مایع است و اصول آن مانند کروماتوگرافی ستونی است. ولی در این مورد جسم جاذب جامد را به صورت یک لایه نازک در روی یک قطعه شیشه یا پلاستیک محکم پخش میکنند. یک قطره از محلول نمونه یا مجهول را در نزدیکی لبه صفحه می گذارند و صفحه را همراه مقدار کافی از حلال استخراج کننده در ظرفی قرار می دهند. مقدار حلال باید آنقدر باشد که فقط به سطح زیر لکه برسد (شکل الف). حلال به طرف بالای صفحه می رود و اجزاء مخلوط را با سرعتهای متفاوت با خود می برد. در نتیجه ممکن است تعدادی لکه روی صفحه ظاهر شود. این لکه ها روی یک خط عمود بر سطح حلال ظرف قرار می گیرند.
لايه نازک كروماتوگرافي روش انتخابي جهت جدا كردن اكثر تركيبات محلول در چربي مانند چربيها، استروئيدها، كينونها و كلروفيل ها مي باشد.
مزيت TLC بر كروماتوگرافي كاغذي، سرعت و حساسيت و كاربرد آن در موارد گوناگون مي باشد. سرعت حلالهايي كه در كروماتوگرافي لايه نازك مرهون فشردگي ماده جاذب روي صفحه مي باشد. تعداد حلالهايي كه در كروماتوگرافي لايه نازك بكار برده ميشود به مراتب بيشتر از حلال هايي هستند كه در كروماتوگرافي روي كاغذ بكار مي روند. ولي R f اجسام بر روي TLC بر خلاف كروماتوگرافي روي كاغذ هميشه يكي نبوده، از اين رو لازم است كه همراه جسم مورد آزمايش نمونه استاندارد را برروي صفحات قرار داد. TLC اغلب به صورت بالا رونده در داخل تانك TLC كه جدار داخلي آن بوسيله يك ورقه كاغذي صافي كه براي يكنواخت شدن رطوبت حاصل از حلال است، صورت مي گيرد.

شکل2-4-شماي TLC

ج – گاز كروماتوگرافي : GC
با عبور جريان گاز از روي فاز ساكن اجزاي يك مخلوط بر اساس تفاوت توزيع بين دو فاز از يكديگر جدا مي شوند. اگر فاز ساكن از ذرات ريز جامد مانند سيليكاژل باشد، كروماتوگرافي گاز- جامد GSC نام دارد. اگر فاز ساكن مايع باشد، كروماتوگرافي گاز- مايع GLC نام دارد.

طيف وسيعي از فاز مايع با دماهاي قابل استفاده تا 300 درجه سانتيگراد باعث شده كه GLC را به عنوان بهترين شكل كروماتوگرافي بدانند.

2-1-6-2- دستگاه كروماتوگرافي: كروماتوگراف گازي، اساسا از قسمتهاي زير تشكيل شده است:

شکل2-5-دستگاه GC

1 – سيلندر گاز حامل :
گاز حاملي كه بكار مي رود ممكن است هليم، نيتروژن و هيدروژن يا آرگون باشد. انتخاب گاز حامل به عواملي مانند خلوص مورد نياز، ميزان مصرف و نوع دتكتور بستگي ندارد.

2- تنظيم كننده فشار گاز:
انتخاب سرعت گاز حامل بر كارايي ستون تاثير مستقيم دارد. بهترين سرعت گاز حامل را مي توان با استفاده از منحني و ان ديمتر به دست آورد.

3-محل تزريق:
نمونه بايد به سرعت و يك مرتبه تزريق شود. دماي تزريق و مقدار نمونه اي كه تزريق مي شود دو پارامتري هستند كه در درستي روش تزريق موثرند. يك بخش مهم در محل تزريق، سپتوم است كه قطعه اي استوانه اي شكل از جنس سيليكون و تفلون با خاصيت ارتجاعي است كه پس از انجام تزريق، محل سوراخ شده را مجددا مي بندد. از ديگر خواص آن مقاومت تا دماي 400 درجه سانتيگراد كه هيچ گونه تغيير شكلي در آن رخ نمي دهد. البته پس از چندين بار تزريق غير قابل استفاده شده و بايد تعويض گردد.

4-ستون
دو نوع ستون عمومي در كروماتوگرافي گازي مورد استفاده قرار مي گيرد : ستون هاي پر شده و ستون هاي موئين. در هنگام تزريق به ستون پر شده كل تزريق حدود 5-10 میکرو لیتر است و تزريق به صورت توپي و مستقيم به ستون صورت مي گيرد. در حاليكه براي ستون هاي موئين قسمتي از نمونه (حدود0.01 میکرو لیتر ) وارد ستون مي شود. در ستون هاي پر شده در كروماتوگرافي گاز- مايع (GLC) لايه نازكي از مايع ( فاز ساكن) روي بستر جامد تثبيت شده و سپس وارد لوله شيشه اي يا فلزي مي گردد. براي اولين استفاده از ستون در حاليكه انتهاي آن باز است و در دمايي كمتر از دماي ماكزيمم قرار دارد، جريان گاز به مدت 12 ساعت از داخل آن عبور داده مي شود تا ستون پايدار شود. قطر اين 10-2 سانتی متر بوده و طول انها تا حدود 3 متر مي باشد.
در ستون هاي موئين نيز فاز مايع يه صورت لايه نازكي به ضخامت 0.5 میکرو لیتر بر ديوار شيشه يا لوله فلزي تثبيت شده و تشكيل فاز ساكن را مي دهد. طول اين ستون ها نسبت به ستون هاي پر شده و نيز ظرفيت پذيرش نمونه در آنها بيشتر است كه اين عامل موجب افزايش كارائي اين ستون ها مي گردد. قطر ستون ها موئين 1-1/0 میلی لیتر است كه نسبت به ستونهاي پر شده بسيار كم است. چون طول اين ستون ها بين 100-25 میلی لیتر مي باشد. بنابراين تعداد بشقابك هاي تئوري در انها بيشتر بوده و كارايي ستون افزايش مي يابد.
شكل ستون مويين مستقيم يا مارپيچ است. در ستون هاي مارپيچ شعاع بايد حداقل 10 برابر قطر ستون باشد. مواد جامد در ستون به عنوان جسم حامل بايستي بي اثر بوده و ساييده نشود و داراي سطح زياد و اندازه ذرات يكسان باشد. انتخاب فاز ساكن در كروماتوگرافي گازي يك عامل مهم است. فاز ساكن مايع بايد براي اجسام متفاوت داراي ضرايب توزيع متفاوتي باشد و در دمايي كه در ان كار مي شود داراي فشار بخار ناچيز بوده و نمونه در آن حلاليت كافي داشته باشد.
5-اجاق و دستگاه تنظيم دما
انتخاب دماي ستون، آشكار ساز و محل تزريق از پارامترهاي مهم در كروماتوگرافي گاز است. دماي ستون بايد به گونه اي تنظيم شود كه در كوتاه ترين زمان بهترين جداسازي انجام شود.
نمونه هايي كه متشكل از اجزايي با نقاط جوش بسيار متفاوتند با برنامه ريزي دمايي قابل جداسازي اند. دماي اشكار ساز بايستي به اندازه كافي بالا باشد تا ميعان اجزاء نمونه خارج شده از ستون صورت نگيرد، در حاليكه پايين بودن اين دما موجب پهن شدن پيك مي گردد.
دماي محل تزريق نيز بايد به اندازه اي باشد تا نمونه به سرعت تبخير شده ولي آنقدر بالا نباشد تا موجب تجزيه نمونه گردد.

6-آشكار ساز
آشكار ساز كروماتوگرافي وسيله اي است كه مقدار اجزاي جدا شده را در گاز حامل نشان داده و اندازه گيري مي كند. ويژگي هاي هر آشكار ساز عبارت است از حساسيت بالا، پايداري، انعطاف پذيري و زمان پاسخ دهي كوتاه. آشكار ساز هاي متنوعي كه در كروماتوگرافي گازي به كار مي روند: آشكارساز يونش شعله اي (FID) و آشكارساز رسانايي گرمايي ( TCD)، آشكارساز ربايش الكترون(ECD) و آشكارساز يونش گرمايي (TID) و … مي باشند.
در FID بالاي شعله هوا و هيدروژن، يك الكترود با جريان DS قرار مي گيرد كه رسانايي شعله را اندازه گيري مي كند. اين آشكارساز نسبت به اغلب تركيبات آلي حساسيت نشان مي دهد. زيرا تنها به موادي كه پس از سوختن در شعله هيدروژن يونهاي باردار بوجود مي اورند، حساس است.
FID نسبت به گروه-CH2 بسيار حساس بوده و پاسخ آن به بوتان دو برابر اتان است. اين آشكارساز پاسخ خوبي به كربن هاي اكسيد شده نظير كربونيلها و كربوكسيلها نمي دهد و حساسيت آن به گروه هاي آميني و هيدروكسيلي كم است. اين آشكارساز نسبت به آب و گازهايي نظير,NO2, SIF4, SICL4, CO , CO2,CS2,SO2 غير حساس است و نمونه هنگام خروج از آن كاملا از بين ميرود. حساسيت اين آشكارساز بستگي به سرعت گاز حامل، هوا و هيدروژن دارد. اساس كار آشكارساز TCD تفاوت ضريب گرمايي گاز حامل و نمونه است. هيدروژن و هليم بيشترين تفاوت را از اين جهت با مواد آلي دارند. هنگاميكه نمونه از كنار سيم عبور مي كند به علت جذب مقداري از انرژي گرمايي، دماي آن تغيير مي كند و اين تغيير موجب تغييري در مقاومت الكتريكي مي شود. اين تغيير به وسيله پل وتستون اندازه گيري مي شود. از مزاياي اين آشكارساز سادگي، ارزاني، اعتماد پذيري و از بين نرفتن نمونه است. حساسيت كم نيز از معايب آن است.

7- برنامه ريزي دمايي
اين روش عبارت است از تغيير كنترل شده دماي ستون در طي تجزيه است. اين كار براي بهبود و تسريع و جداسازي و شناسايي اجزاي نمونه به كار مي رود. برنامه ريزي دمايي براي تجزيه مخلوط هاي پيچيده نمونه هايي با نقاط جوش بسيار متفاوت بكار مي رود. در تجزيه يك نمونه در دماي ثابت پيكهايي كه ابتدا رسم مي شوند نشان دهنده تركيباتي با نقطه جوش كم مي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید