تابستان و تجزيه ي بيولوژيکي سريع نفت در محيط از مکانيسم هاي شاخص کاهش آلودگي رسوبات و آب در خليج فارس مي باشد(Price, 1993).
به دليل تغييرات سريع نفت در آب ميزان تمرکز نفت در آب به صورت محلول نمي تواند پارامتر مناسبي براي اندازه گيري آلودگي در دراز مدت باشد در حالي که رسوبات مي توانند به عنوان رکوردي در تعيين آلودگي هاي نفتي بکار گرفته شوند و لذا رسوبات ريزدانه (در حد 63 ميکرون) به طور کلي نفت و عناصر نادر را به خوبي جذب کرده و لذا مي توانند مشخص کننده وضعيت آلودگي يک منطقه باشند(حائري اردکاني، 1376).
مطالعات(1993 (Gerges, بر روي رسوبات سواحل کويت و عربستان و قطر بعد از نشت نفت نشان مي دهد که آغشتگي رسوبات به نفت منحصر به لايه ي سطحي اين رسوبات به ضخامت cm5 مي شود، در زير اين لايه تمرکز نفت به ميزان عادي خود مي رسد که ناشي از عدم وجود آشفتگي زيستي در ناحيه مي باشد. از طرفي بيشترين ميزان تمرکز نفت و عناصر نادر در رسوبات ريزدانه مي باشد. بطوري که رسوبات گلي در سواحل کويت داراي بيشترين ميزان تمرکز نفت و عناصر نادر مي باشند. بزرگتر شدن اندازه دانه هاي رسوبات از ميزان تمرکز نفت و عناصر نادر آنها کاسته مي شود. اين پديده احتمالاً بيشتر به علت قابليت بالاي جذب ذرات ريز بخاطر بارهاي الکتروني سطحي آنها باشد.

4-7- آلودگي به وجود آمده در اثر اشتعال چاههاي نفت کويت در جنگ خليج فارس
علاوه بر نشت مستقيم نفت به داخل دريا که يکي از منابع عمده آلودگي هاي نفتي مي باشد ورود نفت به محيط از طريق ريزش هاي اتمسفري نيز يکي از منابع مهم محسوب مي گردد. در جنگ خليج فارس ورودي نفت به دريا از طريق ريزش هاي اتمسفري در کل خليج فارس بيشتر از ورودي نفت از طريق نشت مستقيم آن بوده است(Sadiq and McCain, 1993).
طي جنگ خليج فارس در حدود 700 حلقه از چاههاي موجود در خشکي کويت به آتش کشيده شد. در آتش سوزي مهيب چاه هاي نفت کويت روزانه حدود 6 ميليون بشکه نفت مي سوخت (Horgan, 1991) دود غليظ ناشي از اين آتش سوزي منطقه اي به وسعت 4200 km2 را فرا گرفت.
در اين آتش سوزي به دليل حجم بالاي نفت در حال اشتعال نفت بطور کامل نمي سوزد و در نتيجه مقادير زيادي از نفت بصورت نسوخته به شکل قطرات معلق وارد قسمت هاي تحتاني اتمسفر مي گردد که نهايتاً بصورت بارانهاي سياه در نواحي مجاور ساحلي فرود مي آمدند.
حجم بارش نفت از اين ابرهاي سياه دود تقريباً دو برابر نفت وارد شده بطور مستقيم به دريا بوده است(Ackleson et al.,1992).
مسير حرکت اين ابرهاي ضخيم دود در جهت وزش بادهاي غالب منطقه (باد شمال غربي شمال) بوده است.
علاوه بر نفت گازهاي سمي حاصل از اشتعال نفت که محيط را بشدت آلوده نموده اند، اکسيدهاي سمي SO2، CO، CO2، NOx و کربن بصورت دوده شديداً بر روي سلامت جمعيت منطقه تاثير گذاشته است.
براساس مطالعات صورت گرفته ميزان کل دي اکسيد کربن (CO2)، مونوکسيد کربن(CO) و کربن بصورت عنصري (C)توليد شده به ترتيب 133، 8/0 و 8 ميليون تن بوده است. ميزان دي اکسد سولفور حاصل (SO2) رقمي در حدود 56/2 ميليون تن و نهايتاً اکسيدهاي نيتروژن(NOx) وارد شده به اتمسفر نيز در حدود 80000 تن تخمين زده شده است(Sadiq and MacCain, 1993). از معمولي ترين تاثيرات ورود مقادير بسيار زياد اين گازهاي سمي امکان بارش باران هاي اسيدي در منطقه مسي باشد. علاوه بر اين موارد آناليز کل ذرات معلق در هوا نشان مي دهد که اين آتش سوزي باعث افزايش تمرکز عناصر نادر در اتمسفر گرديده است.
علاوه بر اين جدا از آلودگيهاي مستقيم نفتي، وجود پالايشگاه ها، سکوهاي نفتي و مراکز نفتي متعدد در حاشيه خليج فارس از عوامل بسيار مهم و از طرفي بسيار خطرناک از نظر آلودگي محيط زيست در خليج فارس مي باشد. تمام اين عوامل به نحوي باعث ورود عناصر نادر به محيط دريايي و اتمسفر گرديده که نهايتاً منجر به بالا رفتن ميزان تمرکز اين عناصر در آب دريا و در مطالعه کنوني در منطقه قشم مي گردد.
افزايش ميزان تمرکز عناصر نادر در آب دريا بدون شک بر روي آبزيان در اين محيط تاثير مي گذارد. مرجان ها نيز به عنوان يکي از آبزيان خليج فارس تحت تاثير اين عناصر قرار گرفته و مقداري از اين عناصر را جذب بافت زنده و اسکلتي خود مي نمايند(حائري اردکاني،1376).
4-8- نتيجه گيري نهايي
مسائل زيست محيطي خشکي ها اغلب در مسائل دريايي بازتاب پيدا مي کنند؛ زيرا هر نوع آلودگي در خشکي نهايتاً مي تواند محيط زيست دريايي را نيز تحت تأثير قرار دهد. در دهه گذشته ورود آلاينده ها با منشاء انساني نظير فلزات سنگين به داخل محيط هاي دريايي به مقدار زياد افزايش يافته است که به عنوان يک خطر جدي براي حيات محيط هاي آبي به شمار مي آيند. عدم کنترل ورود فلزات سنگين در محيط زيست خليج فارس مي تواند آسيب هاي خطرناکي را در آبزيان و زيست بوم اين منطقه بر جا گذارد. فلزات سنگين از طرفي سبب تغيير رفتار در آبزيان، تغيير فرآيندهاي فيزيولوژيک موجود و کاهش ذخائر آنها شده و خطرات زيادي را در اکولوژي و رفتار موجودات ايجاد مي کنند.
با توجه به نتايج حاصل از بررسي غلظت عناصر نيکل و کادميوم دربافت اسکلتي مرجان هاي خانواده هاي Faviidae و Poritidae و رسوبات پيراموني آنها بين ايستگاه هاي پارک زيتون، جزاير ناز و منطقه شيب دراز جنوب جزيره قشم مي توان چنين بيان نمود که:
از لحاظ غلظت عنصر نيکل دربافت اسکلتي مرجان هاي خانواده Faviidae و Poritidae بين ايستگاه هاي پارک زيتون، جزاير ناز و منطقه شيب دراز جنوب جزيره قشم اختلاف معني دار آماري وجود دارد.
از لحاظ غلظت عنصر کادميوم دربافت اسکلتي مرجان خانواده Faviidae بين ايستگاه هاي پارک زيتون، جزاير ناز و منطقه شيب دراز جنوب جزيره قشم اختلاف معني دار آماري وجود دارد. هرچند از نظر غلظت عنصر کادميوم دربافت اسکلتي مرجان خانواده Poritidaeبين ايستگاه هاي پارک زيتون، جزاير ناز و منطقه شيب دراز اختلاف معني دار مشاهده نشد.
از لحاظ غلظت عناصر نيکل و کادميوم در رسوبات پيراموني خانواده هاي مرجاني Faviidae و Poritidae بين ايستگاه هاي پارک زيتون، جزاير ناز و منطقه شيب دراز جنوب جزيره قشم اختلاف معني دار وجود داشت.
از لحاظ غلظت فلزات نيکل و کادميوم بطور کلي و با درنظرگرفتن ميانگين آنها در مرجان هاي خانواده Faviidae و Poritidae و رسوبات پيراموني آنها در بين 3 ايستگاه داراي اختلاف معني دار آماري نمي باشد.
از لحاظ غلظت فلزات سطوح فلزات نيکل و کادميوم دربافت اسکلتي مرجان هاي خانواده Faviidae و Poritidae و رسوبات پيراموني آنها در هر ايستگاه همبستگي هاي معني دار خاصي يافت نشد.
همچنين باتوجه باينکه ميزان تمرکز عناصر محلول در آب تحت تاثير عمل اختلاط به شدت تغيير مي نمايد. بنابراين براي ارزيابي محيط از لحاظ آلودگي در مدت زمان طولاني ميزان تمرکز عناصر نادر در ستون آب وسيله مناسبي نمي باشد. لذا مرجان ها با نظر به اينکه از موارد پيش نياز مطلوب زير پيروي مي کنند مي توانند به عنوان موجودات پايشگر زيستي توصيه مي شوند:
مرجان ها داراي اندازه هاي منطقي جهت در اختيار گذاردن بافت اسکلتي و نرم کافي جهت آناليز مي باشند.
به نظر مي رسد که با نمونه برداري هاي بيشتر و در نظر گرفتن تکنيک هاي مقايسه اي روابطي ميان آلودگي مرجان ها و محيط پيرامونشان از جمله آب و رسوبات باشند(Hanna, 1988) .
مرجان ها داراي نوارهاي تاريخي اسکلتي مي باشند که رکورد هايي را از تاريخچه محيط زيست خود در ان را ثبت کرده اند (Goreau, 1977., Hanna, 1988).
مرجان ها گروه معمول و گسترده اي از موجودات دريايي تشکيل دهنده کربنات مي باشند و
نقش حائز اهميتي در مطالعات رسوبي و پالئومتريک دارا مي باشند(Hanna, 1988).

4-9- پيشنهادات
خليج فارس يک درياي نيمه بسته و کم عمق مي باشد که وضعيت گردش و چرخش کند آب در آن از يک طرف و در معرض آلودگي هاي با منشاء انساني قرار گرفتن از سوي ديگر، محيط زيست خليج فارس را به يک مخزن طبيعي براي آلاينده ها تبديل کرده است. با توجه به اهميت بوم شناختي خليج فارس به عنوان يک اکوسيستم دريايي تحت فشار، پژوهش در زمينه تجمع عناصر سنگين در بدن موجودات دريايي امري لازم و ضروري مي باشد. در اين راستا بر مبناي پژوهش کنوني پيشنهادها و راهکارهايي جهت مديريت مناسب مسائل زيست محيطي خليج فارس به شرح زير ارائه مي گردد:

اندازه گيري همزمان فلزات سنگين در آب، رسوب و بافت هاي مختلف مرجان هاي گونه و جنس هاي مختلف خليج فارس و نهايتاً تعيين شاخص بزرگ نمايي زيستي اين آلاينده ها در زنجيره غذايي نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است.
مطالعه کنوني پيشنهاد مي کند که پژوهش بر روي انتقال منطقه اي آلاينده ها و تاثيرات آلوده کننده هاي مختلف (کود ها، فلزات سنگين و غيره) به آبسنگ هاي مرجاني در سطح فرد وجمعيت و جامعه متمرکز شود. و بررسي اينکه آيا ما بين بار فلزات سنگين در موجودات و گرم شدن درياها ارتباطي وجود دارد؟
آناليز و سنجش فلزات سنگين و 81PAHs در نوار هاي رشدي مرجان ها جهت تفسير و توليد داده هاي دقيق و مناسب جهت تشخيص نوسانات مناسب در بازه هاي زماني رشد و حضور مرجانها
با توجه به وقوع حوادث مختلف زيست محيطي در منطقه خليج فارس، بررسي و رديابي آثار سوء زيست محيطي اين گونه حوادث فقط با دسترسي به اطلاعات محيطي زمان هاي قبل از وقوع حادثه ميسر خواهد بود و مي بايست آلودگي هاي زيست محيطي بويژه آلودگي هاي فلزات سنگين منطقه خليج فارس به صورت مستمر همه ساله مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد.
تدوين و يا بازنگري و اصلاح قوانين و آئين نامه هاي اجرايي مربوطه، ضوابط، مقررات و دستورالعمل و استانداردهاي مرتبط با آلودگي دريا و بررسي هاي اکولوژيک آن از ديگر موارد ضروري است.
توسعه آموزش همگاني در کليه سطوح جامعه (اعم از واحدهاي صنعتي و غير صنعتي، سازمان هاي دولتي و غير دولتي و…) و تنوير افکار عمومي در جهت آشنايي هرچه بيشتر با اهميت اکوسيستم هاي دريايي و ضرورت حفاظت آنها نيز بسيار حائز اهميت بوده و مي تواند نقش مهمي بر روي محيط زيست منطقه در دراز مدت داشته باشد.

منابع فارسي و انگليسي

آزادبخت ،ب.، ارمغان، س. (1388). جغرافيايي خليج فارس. انتشارات تهران. 192ص.
اسماعيلي ساري، ع. (1381). آلاينده ها ، بهداشت و استاندارد در محيط زيست. انتشارات نقش مهر. تهران. 767 ص.
آقاجري، ن و اکبرزاده، غ. ع. (1380). گزارش نقش فاکتورهاي فيزيکوشيميايي در استخرهاي آبزي پروري. موسسه تحقيقات شيلات ايران، مرکز تحقيقات آبزيان خليج فارس و درياي عمان. 17 ص.
اميدي، س. (1376). گزارش نهايي پروژه بررسي فلزات سنگين در آبهاي ساحلي استان بوشهر. موسسه تحقيقات شيلات ايران، مرکز تحقيقات شيلات خليج فارس ـ بوشهر. 16 ص.
بِرد کالين، (1378). ترجمه: منصور عابديني، شيمي محيط زيست، مرکز نشر دانشگاهي تهران، 450ص.
جلالي، ب.، آقازاده مشگي، ب. (1385). مسموميت ماهيان در اثر فلزات سنگين و اهميت آن در بهداشت عمومي. تهران. مان کتاب. 140ص.
حافظ نيا، م(1371). خليج فارس و نقشه استراتژيک تنگه هرمز، انتشارات سمت.
حائري اردکاني، ا. (1376). بررسي عناصر نيکل، کادميوم و واناديوم در مرجان هاي خليج فارس به عنوان شاخص آلودگي. پايان نامه کارشناسي ارشد زمين شناسي، گرايش رسوب شناسي و سنگ شناسي رسوبي. دانشگاه تهران. 60، 112 ص.
دانه کار، ا. (1377) ‏. مناطق حساس دريا يي ايران. فصلنامه علمي محيط زيست، پاييز 1377 ‏، شماره 24 ‏، صفحات 28 ‏تا 38 ‏.
دبيري، م. (1379). آلودگي محيط زيست هوا، آب، خاک و صوت. نشر اتحاد. 366ص.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید