ي و صنعتي
آلودگي ناشي از زباله هاي جامد
در اثر آلودگي هاي نفتي در خليج فارس سواحل کشورهاي عربي نظير کويت و عربستان بيشتر از سواحل ايراني آسيب ديده اند. از ميان سواحل ايراني بوشهر و قشم بيشترين ميزان آلودگي نفتي را دريافت داشته اند.
علاوه بر تاثيرات مستقيم نفت بر اکوسيستم منطقه، حريق چاه هاي نفتي کويت در جنگ خليج فارس و آلودگي هاي ناشي از مصرف سوخت هاي فسيلي در ناحيه منبع عمده ديگري در آلودگي اين ناحيه مي باشد.
ورود حجم بسيار زياد مواد آلوده کننده به خليج و ارتباط محدود آن با درياهاي آزاد باعث گرديده است تا خليج فارس به يکي از آلوده ترين محيط هاي دريايي جهان تبديل گردد، که اين شرايط به همراه شرايط نامساعد آب و هوايي زندگي آبزيان در اين منطقه را به شدت تحت تاثير خود قرار داده است.
يکي از مهمترين فعاليت هاي صنعتي که در خليج فارس عامل تغييرات شديد محيطي مي باشد کارخانه هاي آب شيرين کن مي باشند. اين کارخانه ها عملاً از سه طريق باعث آلودگي محيط مي گردند:
وارد کردن آب فوق العاده شور به دريا (در نتيجه افزايش شوري آب بطور موضعي را در بردارد)
وارد کردن آب گرم به دريا (افزايش موضعي درجه حرارت)
استفاده از مواد شيميايي بسيار سمي براي حفاظت از لوله هاي انتقال آب.

آلوده کننده هاي ديگر پساب هاي مزارع کشاورزي مي باشند که به همراه خود مقادير زيادي از سموم دفع آفات و کودهاي شيميايي را به محيط وارد مي کنند که عملاً باعث ايجاد تغييرات گسترده در اکوسيستم منطقه مي گردد.
زباله هاي جامد نيز يکي از منابع عمده آلوده کننده دريا و سواحل مي باشند. قطعات پلاستيکي، چوب، ظروف فلزي و ديگر زباله هاي جامد که به درون دريا ريخته مي شود شديداً سواحل را تحت تاثير قرار مي دهند. در سواحل جزيره ي قشم و بندرعباس تجمع اين زباله ها به وضوح قابل مشاهده مي باشد.
بطور کلي به دليل تمرکز فعاليت هاي شهري و صنعتي در حاشيه ي خليج فارس چه در سواحل ايران و چه در سواحل کشورهاي عربي مقادير بسيار زيادي از مواد زايد به دريا ريخته مي شود(حائري اردکاني، 1376).

4-5- آلودگيهاي نفتي در خليج فارس
وجود ميدان هاي عظيم نفت و گاز در منطقه خليج فارس اين منطقه را به صورت يک ناحيه استراتژيک از لحاظ سياسي و اقتصادي درآورده است. اين موضوع باعث افزايش ترافيک دريايي اين منطقه و افزايش پتانسيل آلودگي هاي نفتي و غير نفتي در محيط گرديده است.
تاريخچه ي طولاني آلودگي نفتي در خليج فارس در وحله ي اول ناشي از نشت طبيعي نفت به داخل محيط و در مرجله بعد مربوط به عمليات اکتشاف و استخراج نفت در اين ناحيه مي باشد. اين در حاليست که حدود 30%از توليد نفت دنيا و 60% از حمل و نقل دريايي نفت در اين منطقه از دنيا صورت مي گيرد(Reynolds, 1993).
بطور کلي براساس نحوه ي ورود نفت به دريا در خليج فارس مي توان آلودگي هاي نفتي در اين ناحيه را به دو بخش مجزا تفکيک نمود:
4-5-1-آلودگي هاي نفتي حاصل از نشت نفت به محيط حين بهره برداري
اسناد انتشار يافته در ارتباط با ميزان نفت ورودي به خليج فارس نشان مي دهد که در سال 1970 کل ورودي نفت به آب در خليج فارس در حدود 144000 تن بوده است که 79% آن مربوط به دو منبع اصلي آلودگي يعني نفتکش ها و سکوهاي اکتشاف و توليد فلات قاره بوده است. اين مقدار در سال 1980 به رقمي در حدود 164000 تن افزايش مي يابد. تخليه ي آب توازن نفتکش ها که شديداً به نفت آغشته مي باشد و نفت نشتي از خطوط انتقال و ترمينال هاي نفتي که از عمده ترين عوامل آلوده کننده مي باشند به تنهايي سالانه حدود 250000 بشکه نفت را وارد آب مي نمايند، اين حجم از نفت برابر حجم نفت وارد شده به دريا در سانحه ي Exxon Valdez در آلاسکا مي باشد(IOC, 1993).
همانطوري که ذکر شد علاوه بر اين منابع حفاري چاه هاي نفت در فلات قاره يکي از عوامل آلودگي در خليج فارس مي باشد، در اين مورد علاوه بر نشت نفت به محيط، گل حفاري بکار رفته در عمليات حفاري خود باعث آلودگي شديد محيط به نفت و عناصر نادر سمي مي گردد.
در عمليات اکتشاف و توسعه ي حفاري براي نفت و گاز سيالات حفاري براي مقاصدي نظير خروج قطعات حاصل از حفاري به سطح مورد استفاده قرار مي گيرد. در نتيجه بخشي از سيال حفاري با قطعات حاصل از آن به محيط وارد مي گردد. بدليل دامنه ي گسترده مواد معدني و شيميايي استفاده شده در گلهاي حفاري، ورود اين مواد به داخل آب دريا از مواد آلوده کننده به حساب مي آيد.
تشکيل دهنده ي اصلي سيال حفاري مي تواند آب، شوراب يا نفت باشد،که اخيراً استفاده از نفت براي سکوهاي حفاري فلات قاره ممنوع شده است. مواد اصلي اضافه شونده به سيالات حفاري عبارتند از: باريت، بنتونيت و Caustic که در مجموع استفاده از اين سيالات در محيط هاي دريايي باعث بالا رفتن تمرکز هيدروکربورها و عناصر نادر محلولي از قبيلAl ,Ba , Fe, Cd, Cr, Cu, Ni, Pb, As, Zn مي گردد(تمرکز اين عناصر بالاتر از 1 mg.km-1 مي باشد)(Pirie, 1996).
براساس تخمين(Golob and Brus,1984) آلودگي نفتي در خليج فارس 47 مرتبه از متوسط مقدار تخميني براي يک محيط دريايي مشابه بالاتر مي باشد. ميزان متوسط نفت وارد شده به دريا در اثر اين فعاليت ها بطور دقيق مشخص نيست، ولي بطور تقريبي سالانه در حدود 3-5/1 ميليون بشکه نفت در اثر فرآيندهاي عادي حمل و نقل و اکتشاف وارد خليج فارس مي گردد. (; IOC, 1993; Ackleson et al., 1992).

4-5-2- آلودگيهاي نفتي حاصل از سوانح ناشي از جنگ و آسيب ديدن نفتکش ها
در سالهاي اخير از سال 1978 هشت مورد عمده نشت نفت به داخل خليج فارس صورت گرفته است،که هر کدام بيش از 5/0ميليون بشکه نفت خام وارد دريا گرديده است(Ackleson et al.,1992) (جدول 4-2). عمده ترين اين وقايع از جنگ خليج انفجار چاه هاي حوزه ي نفتي نوروز ايران (4 فوريه 1983) در اثر حملات موشکي عراق بود،که در اين واقعه حدود 9/1 ميليون بشکه نفت وارد دريا شد. در مجموع پيش از جنگ خليج فارس مجموعاً در حدود 5 ميليون بشکه نفت در اثر سوانح مختلف وارد خليج شده بود.

جدول 4-2: عمده ترين وقايع اخير نشت نفت در خليج فارس(Ackleson et al.,1992)
تاريخ وقوع
مکان
حجم(ميليون بشکه)
1978
چاه شماره 126، ايران
7/0
1981
نفتکش National Petroleum، کويت
7/0
1983
چاههاي نوروز، ايران
9/1
1983
قطر
3/0
1985
جزيره خارک، ايران
5/0
1986
نشت از تانکر ايراني، جزيره قشم، ايران
8/0
1988
نفتکش سنندج، جزيره خارک، ايران
2/0-1/0
1991
جنگ خليج فارس، کويت
6-4

نشت نفت از چاههاي نوروز براي مدت 10 ماه ادامه داشت، و روزانه حدود 4000 بشکه نفت وارد دريا مي گرديد(IOC, 1993; Sadiq and Zaidi, 1984).
طي جنگ خليج فارس که در روز 19 ژانويه 1991 آغاز گرديد نشت نفت به داخل خليج فارس از طريق تاسيسات پالايشگاهي، ترمينال هاي حمل و نقل و انهدام نفتکش هاي بزرگ و ديگر کشتي ها در سواحل کويت صورت گرفت. ورود نفت به دريا از اين منبع تا اواخر ژوئن سال 1991 ادامه داشت. در اين زمان بطور تقريبي ميزاني در حدود 6-4 ميليون بشکه نفت به دريا ريخته شد(Ackleson et al. 1992).
4-5-3- مسير حرکت لکه هاي نفتي ايجاد شده در حادثه هاي نوروز و جنگ خليج فارس و آلودگي سواحل
حرکت يک لکه نفتي ايجاد شده بر روي آب به عوامل محيطي از قبيل جهت وزش بادهاي غالب منطقه، جهت جريان هاي دريايي و موانعي که در سر راه حرکت آن وجود دارد وابسته است. جهت وزش بادهاي غالب در خليج فارس (باد شمال) شمال غربي مي باشد و از طرف ديگر جريانات دريايي در خليج فارس نيز در خلاف جهت عقربه هاي ساعت مي باشد بنابراين انتظار مي رود هر آلوده کننده اي که از بخش هاي شمال غرب خليج وارد آب شود تحت تاثير وزش باد و جريان، سواحل جنوبي را بيشتر تحت تاثير خود قرار دهد ولي در عين حال بخش هاي شمال خليج در سواحل ايران نيز از گزند اين آلودگي ها مصون نمي مانند(حائري اردکاني،1376).
در حادثه ي انفجار چاه ها نوروز واقع در شمال غرب جزيره ي خارک گرچه ميزان نفت وارد شده به محيط دقيقاً اندازه گيري نشده ولي قطعاً حجم زيادي از اين نفت سواحل ايران، به خصوص سواحل بوشهر را تحت تاثير قرار داده است(IOC, 1993)، ولي عملاً به دليل وضعيت جهت وزش باد و جريانات دريايي بيشتر اين نفت سواحل عربستان سعودي را تحت تاثير قرار داده است(Sadiq and Zaidi, 1984). در حادثه ي جنگ خليج فارس نيز قسمت عمده ي نفت شناور در امتداد سواحل کويت و عربستان به سمت جنوب حرکت کرده و بخش اعظم سواحل سواحل اين منطقه را پوشانده است و اين حرکت به سمت جنوب تا رسيدن به جزيره ي ابوعلي در امتداد ساحل ادامه دارد. در اين ناحيه جزيره ي ابوعلي مانند يک مانع عمل کرده و از پيشروي بيشتر نفت به سمت نقاط جنوبي جلوگيري کرده است. در واقع اين عمل باعث گرديده تا بقيه ي لکه ي نفتي به صورت پراکنده به سمت جنوب گسترش يابد، عملاً پراکندگي لکه ها باعث مي گردد که از جزيره ي ابوعلي به سمت جنوب سواحل قطر، بحرين و امارات متحده ي عربي به شدت قسمت هاي شمالي يعني سواحل عربستان سعودي و کويت تحت تاثير لکه هاي نفتي قرار نگيرند. در عين حال(1991 (Tawfiq, معتقد است که حدود 1 ميليون بشکه از نفت هاي رها شده، سواحل قطر و ايران را نيز آلوده کرده است. به طوري که گلوله هاي قيري حاصل از اين لکه هاي نفتي در سواحل بحرين، قطر و ايران مشاهده شده است. البته بر اساس الگوي چرخش آب در خليج فارس و جهت وزش بادهاي غالب منطقه نحوه ي رسيدن اين لکه هاي نفتي به سواحل ايران بطور واضح مشخص نمي باشد(IOC, 1983; Horgan, 1991).
بطور کلي دو حادثه ي اخير نشت نفت(چاههاي نوروز، جنگ خليج) خليج فارس و تمامي نواحي ساحلي کشورهاي حاشيه آن را تحت تاثير آلودگي مزمن نفتي قرار داده است. به طوري که مطالعات انجام شده بر روي سواحل عربستان حتي قبل از جنگ خليج فارس نشان مي دهد که ميزان تمرکز گلوله هاي قيري در سواحل عربستان بيش از kg/m 28 مي باشد که اين مقدار بالاترين ميزان آلودگي سواحل در دنيا به گلوله هاي قيري مي باشد(Coles and Gunay, 1989)، که اين مقدار طبيعتاً بعد از جنگ خليج فارس به شدت افزايش يافته است. بيشترين ميزان تمرکز اين گلوله ها قاعدتاً بايد در جزيره ي ابوعلي باشد زيرا اين منطقه به صورت مانعي در برابر لکه هاي نفتي قرار گرفته است و انتظار مي رود که سواحل اين ناحيه بشدت به گلوله هاي قيري آلوده باشند.
بنابراين به غير از موارد محلي نشت نفت در خليج فارس (انهدام نفتکش ها، نشت از چاه ها و خطوط لوله) در مواردي که منشاء نفت ورودي به آب در ناحيه ي شمال غرب خليج فارس واقع شده باشد آلودگي هاي ايجاد شده بيشترين خسارت را براي سواحل عربستان و کويت و بطور کلي کشورهاي حاشيه جنوبي بوجود مي آورند و سهم ايران از اين آلودگي ها کمتر مي باشد.
گلوله هاي قيري تشکيل شده از لکه هاي نفتي جنگ خليج فارس را در درياي عمان نيز مشاهده کرده اند(Gupta et al., 1993).
همانند پديده ي تبخير نفت فرآيند انحلال نيز تابع تعداد اتم هاي کربن نفت خام مي باشد. ميزان انحلال نفت خام شديداً به خصوصيات نفت خام بستگي دارد. تحت تاثير اشعه ي ماوراء بنفش خورشيد نفت تجزيه مي گردد و تحت تاثير اکسيداسيون، اسيدهاي چرب محلول و الکل هاي چرب توليد مي گردد. علاوه بر اين مواد عناصر مانند نيکل نيز وارد محيط مي گردند(Sadiq and zaidi, 1984).
4-6- نفت در رسوبات
با وجود حجم زياد نفت وارد شده به خليج فارس ميزان تمرکز هيدروکربورها در آب و رسوب از مقدار قابل انتظار با توجه به حجم نفت بسيار کمتر مي باشد. پراکنده شدن سريع نفت در نواحي دور از ساحل در نتيجه تابش اشعه ي خورشيد و دماي بالاي هواي در

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید