ن مي باشند. هرچند، Al-Rousan در سال 2007 غلظت هاي نسبتاً پاييني از فلزات را در خليج Aqaba ثبت کرده است.
نتايج تحقيق حاضر نشان دهنده آن است که جذب هر کدام از فلزات به طور قابل توجهي در هر ايستگاه متفاوت مي باشد. هيچ گونه بر هم کنشي نيز دراين ميان وجود ندارد.
ايستگاه پارک زيتون به دليل موقعيت قرار گيري خود در نزديک اسکله و بندر بدون شک از وجود اين آلاينده هاي طبيعي تاثير خواهد پذيرفت و بر خلاف ايستگاه پارک زيتون، ايستگاه هاي جزاير ناز و شيب دراز در فاصله اي به دور از ايستگاه پارک زيتون قرار گرفته اند.
در اين مناطق به واسطه ي تبخير شديد و ورود انواع آلوده کننده ها که قبلاً در مورد آنها به تفصيل توضيح داده شد ترکيب شيميايي آب به شدت تغيير مي کند و تمرکز عناصر نادر به خصوص عناصر نيکل در اثر ورود نفت و کادميوم در اثر فعاليت هاي انساني در آن بالا مي رود(حائري اردکاني،1376).
روند تغييرات غلظت هاي نيکل و کادميوم در مرجان ها بيشتر به علت اختلاف اندازه کلني و سن آنها مي باشد و از طرفي ميزان فعاليت هاي انساني که سبب کاهش و يا افزايش کادميوم و نيکل موجود در محيط زيست آنها مي شود، بطور مستقيم و غير مستقيم در ميزان جذب فلزات موثر است.
همچنين قرارگيري جغرافيايي نقش بسزايي را در جذب آلاينده ها توسط موجودات آبزي دارند. برخي از تفاوت ها ناشي شده از کاربرد مرجانهاي متفاوت، آناليز قسمت هاي متفاوت مرجانها با استفاده از تکنيک هاي متفاوت، همچنين نمونه برداري مرجان ها از هر دو منابع آلوده و غير آلوده مي باشد.
همچنين اين تفاوت ها مي تواند ناشي از: الف) کارايي متفاوت گونه هاي متفاوت در انتقال فلزات از بافت هاي مرجاني به اسکلت باشند. ب) تفاوت در مقاومت هاي متفاوت گونه هاي متفاوت (که در اين حالت سبب تنظيم غلظت فلزات در بافت ها مي شود) باشد. ج) تفاوت در ميزان زوگزانتله هاي گونه هاي متفاوت در زمان نمونه برداري باشد؛ چرا که زوگزانتله ها معرف جذب فلزات مي باشند (Harland and Nganro, 1990; Harland et al., 1990).
اين تفاوت هاي ميان گونه اي در صورتي که فعاليت زوگزانتله و روش هاي جذب فلزات در طول مکان و زمان تغيير کند، ممکن است پايدار نمانند. با توجه به اينکه تخمک هاي مرجان ها غني از فلزات سنگين مي باشند .(Reichelt-Brushett, 1998) در اين حالت تاثيرات تفاوت هاي ميان گونه اي توسط تفاوت هاي حالات توليد مثلي مرجان ها بعيد مي باشد. (Esselmont et al., 2000).
آزمايشات متعدد نشان داده اند که غلظت عناصر سنگين در بدن موجودات آبزي در مناطق مختلف(خليج فارس، خليج مصر، مرداب هاي نمکي در جنوب ساحل آتلانتيک اسپانيا، خليج ايسکندرون و تالاب هاي کاليفرنيا) به دليل شرايط محيطي متفاوت (دما، شوري، بستر متفاوت و …) و وجود فعاليت هاي صنعتي اختلاف معني دار دارد(Tayel, 1995; Romeo, 1999; Chen, 2002; Dural et al., 2007 ).
ازجمله دلايل احتمالي در خصوص عدم يکسان بودن نيز مي توان به موارد زير اشاره کرد:
1) غلظت هاي متفاوت فلزات درون يک کلني به سمت اطراف کلني که داراي بيشترين رشد مي باشند.
2) ممکن است پراکنش نامنظمي از فازهاي حاوي فلزات درون کلني مرجان ها موجود باشد(به عنوان مثال قرار گيري زوگزانتله در سمتي که روبروي نور باشد). با در نظر گرفتن اولين دليل ممکن، مشاهده مي شود که مرجان ها ترکيبات کلسيم و مواد آلي محلول درون يک کلني را به سمت مناطقي که بيشترين ميزان رشد را دارا مي باشند مانند نوک شاخه انتقال مي دهند (Taylor,1977).
همچنين تفاوت هاي کيفي در ماتريکس آلي به علاوه تفاوت در غذا و خصوصيات تغذيه و فرم هاي رشد کلني (St. John, 1974) مي تواند در تشخيص تفاوت هاي ما بين و درون هر گروه حائز اهميت باشد.
البته غني سازي فلزات درون اسکلت گونه هاي مرجان تنها به اشکال رشدشان مربوط نمي باشد(Jayaraju et al, 2009).
سطوح بالاي آلوده کننده ها در مرجان ها حاکي از آن است که جذب افزايش يافته ممکن است توسط آشفتگي هاي اضافي اکوسيستم تحت تاثير قرار گيرد. اينگونه به نظر مي رسد که تراکم آلوده کننده ها در مجموع با آشفتگي و استرس هاي اضافي اکوسيستم ممکن است داراي اثر هم نيروزادي بر جذب فلزات باشد(Scott, 1990).
تاکنون آلودگي عناصر نادر در رسوبات محيط زيست آبي به دليل صنعتي شدن مناطق، توسط محققان جهان گزارش شده است(Al-Masri et al., 2002 and Coker et al., 1995). ساختار شيميايي رسوبات بستگي به ميزان عناصر موجود در آب، نرخ رسوب گذاري عناصر از آب به رسوب، شرايط فيزيکي و شيميايي عناصر و همچنين ويژگي هاي آب از نظر pH، قليائيت و غلظت اکسيژن دارد. در حقيقت هر فلزي در pH و قليائيت مختلف، نرخ رسوب گذاري متفاوتي را نشان مي دهد.
اما بر اساس نتايج حاصل از تحقيق کنوني و مقايسه با مطالعات صورت گرفته توسط Singah (2001) و Morrison و همکارانش (2001) رسوبات نزديک به منابع اصلي آلودگي تمايل به تجمع غلظت هاي بيشتري از فلزات سنگين را دارند. همچنين اين مطالعان نشان مي دهد که غلظت اين فلزات سنگين با افزايش فاصله از سواحل بطور تدريجي کاهش مي يابد.
مطابق با يافته هاي مطالعات Singah در سال 2001 غلظت هاي پايين مشاهده شده فلزات در نمونه هاي با خصوصيات بيشتر شني به نسبت نمونه هاي حاوي گل به اين دليل است که ذرات با اندازه رس داراي خصوصيات جذبي بيشتري مي باشد. هر چند، تفاوت در داده ها بعلت تفاوت در مکان هاي مطالعه شده و همچنين واقعيتي است که آبسنگ ها جريان هاي اقيانوسي مداومي را دريافت مي دارند.
در مطالعه اي که Mokhtar و همکاران در سال 2001 بر روي غلظت عناصر کادميوم، کروم، منگنز، نيکل، سرب و روي در باند هاي نمونه هاي مرجان Porites lutea جمع آوري شده از آب هاي Pulau Payar, Langkawi انجام دادند نتايج حاکي از آن بود که بين غلظت سرب و کادميوم ارتباط معني دار بالايي وجود داشت0.01)(p. در اين مطالعه آناليز فلزات در مرجان ها با استفاده از اسپکتروفتومتري جذب اتمي (AAS) و اندازه گيري همان فلزات (بجز Cd) در نمونه هاي رسوب با استفاده از اسپکتروفتومتري فلورسانس X-ray (XRF) انجام شد(Mokhtar et al, 2001).
داده هاي به دست آمده از اين مطالعه حاکي از آن بود که سطوح فلزات در مرجان هاي آب هاي Langkawi پايين بود و انعکاس دهنده محيط تميز پارک دريايي Pulau Payar بود.
در تحقيقي که توسط Karbassi و همکاران در سال 2005 بر روي منبع عناصر نادر(مس، روي، سرب، نيکل، کروم و منگنز) در رسوبات خليج فارس انجام دادند نتايجي که به دست آمد بدين صورت بود که غلظت بالاي عناصر مس، سرب، کروم، منگنز و نيکل در اعماق cm26-8 يافت شد بسياري از مطالعات محيطي ژئوشيميايي حاکي از گزارش غلظت هاي بالايي از عناصر کمياب در لايه هاي سطحي نسبت به لايه هاي عميق تر است(Bellucci et al., 2003 and Bertolotto et al., 2003) که اين امر به علت گسترش صنايع و ساير فعاليت هاي انساني است. غلظت فلزات به دست آمده در اين تحقيق به اين صورت به دست آمد:
سرب (40%) روي (18%) آهن (4/2%) نيکل (03/0)
Ali و همکاران در سال 2011 غلظت هفت فلز سنگين( مس، روي، سرب، کادميوم، نيکل، کبالت و آهن) را در آب دريا، رسوبات، بافت اسکلتي و بافت نرم مرجان هاي آبسنگ ساز (Octocorallia : Alcyonacea) در هفت سايت آبسنگي در درياي سرخ جنوبي را اندازه گرفتند. سطوح بالاي فلزات در آب دريا، رسوبات و مرجان هاي جمع آوري شده نشان دهنده افزايش آلودگي محيطي در نتيجه ي وارد شدن آلوده کننده هاي طبيعي و انساني در اين سايت ها بود. گرچه اثرات فلزات سنگين بر روي آبسنگ هاي مرجاني از اثرات ساير استرس هاي ممکن جدا نيست، اما درصد بالايي از مرگ و مير مرجان ها با افزايش غلظت فلزات سنگين ارتباط معني دار بالايي دارد.
همه ي فلزات گزارش شده در تحقيق حاضر تماماً جز سازنده طبيعي نفت، فاضلاب هاي شهري و صنعتي، آب هاي زائد از منابع گوناگون، فرسايش رسوبات، ريزش هاي اتمسفري آلوده کننده هاي صنعتي، رنگ هاي ضد زنگ بر روي بدنه ساختار ها و قايق هاي دريايي، انتقال گردو غبار حاوي فلزات از کوه ها به دريا توسط وزش باد هستند. (Fallon et al., 2002).
در اين مطالعه غلظت هاي بالاي فلزات سرب و کادميوم در رسوبات سايت هاي مورد مطالعه بيانگر استرس هاي ناشي از فعاليت هاي انساني است(Ali et al., 2011). جذب فلزات کادميوم و روي درون مرجان ها مي تواند در نتيجه جذب ذرات ريز توسط بافت مرجان ها و يا جذب از طريق تغذيه باشد(Al-Rousan et al., 2007).
افزايش شوري در آب دريا مي تواند باعث افزايش جذب کادميوم شود (Ramos et al. 2004).
Al-Rousan و همکاران در سال 2007 به بررسي غلظت 6 فلز سنگين (کادميوم، مس، آهن، منگنز، سرب و روي) در نمونه هاي اسکلتي مرجان هاي خانواده Porties با استفاده از دستگاه جذب اتمي شعله(FAAS) در خليج Jordanian در Aqaba پرداختند. اين مطالعه به منظور بررسي تعيين آلاينده ها و اثر بر روي تغييرات زيست محيطي انجام شد. نتايج اين مطالعه مرجان هاي خانواده Porties را به علت تمايل بسيار زياد جهت تجمع زيستي فلزات سنگين در بافت اسکلتي خود و همچنين توانايي بکار گيري به عنوان ابزار شاخص پايش و ثبت آلودگي زيست محيطي (شاخص آلودگي) در خليج Aqaba پيشنهاد مي کند. نتايج اين تحقيق غلظت هاي بالايي از آهن، کادميوم و سرب را در مقايسه با ساير فلزات نشان داد.
Jayaraju و همکاران در سال 2009 به بررسي غلظت فلزات سنگين از جمله نيکل، کادميوم، آهن، سرب و روي در بافت اسکلتي 3 گونه از مرجان ها از جمله Porites در خليج Bengal در هند پرداختند. نتايج آزمايش نشان دهنده غلظت بالاي سرب، نيکل و کادميوم در اسکلت بود. منطقه مورد مطالعه اساساً درجه وسيعي از آلودگي فلزات (طبيعي و انساني) در نتيجه افزايش آلوده کننده هاي محيطي مانند تخليه فاضلاب ها، استفاده از مواد شيميايي آبزي پروري و کودها و فرسايش بالاي خاک را نشان مي دهد غلظت عناصر نادر ضروري مانند مس، روي، منگنز و آهن و عناصر غير نادر سمي مانند کادميوم به مقدار بسيار زيادي درون گونه هاي مرجان وجود دارد.
آبسنگ هاي مرجاني در مناطق آسيايي غلظت هاي بالايي از فلزات سنگين را نسبت به ساير بخش هاي جهان نشان مي دهند.
غلظت هاي فلزات در اين مطالعه به ترتيب FePbCdZnNi بود (Jayaraju et al, 2009).
Madkour و A.Dar در سال 2007 به بررسي و اندازه گيري فلزات سنگين آهن، منگنز، روي، مس، سرب، نيکل و کادميوم در آب دريا و آبسنگ هاي مرجاني در سواحل و مناطق جذر و مدي منطقه کشتي سازي در نزديکي بندرگاه Hurghada پرداختند. غلظت هاي بالايي از اين فلزات در رسوبات و مرجان هايي که در نزديکي تخليه زباله در سواحل بود ثبت شد.
Reichelt-Brushett و McOris در سال 2003 به بررسي غلظت عناصر نادر در بافت نرم و بافت اسکلتي مرجان ها پرداختند. عناصر مورد بررسي در اين آزمايش فلزات آلومينيوم، آهن، آرسنيک، منگنز، نيکل، مس، روي، کادميوم و سرب بود. نتايج اين تحقيق حاکي از اين است تجمع اکثر فلزات در زوگزانتله نسبت به بافت مرجان ها بيشتراست. اسکلت مرجان ها غلظت هاي کمتري از فلزات را نسبت به زوگزانتله، بافت نرم و گامت ها دارا هستند. پيشنهاد شده است که زوگزانتله همزيست ممکن است که نقش مهمي در تجمع و تنظيم عناصر نادر داشته باشد. بعلاوه توسعه گامت ها و توليد موکوس ممکن است در تجمع و يا فقدان فلزات در مرجان ها نقش داشته باشد. هر چند ارتباط بين غلظت فلزات در محيط اطراف مرجان ها و ترکيب شدن اين فلزات درون اسکلت مرجان ها به خوبي شناخته نشده است.
تقريباً تمامي مرجان هايي که در شرايط خوبي بسر مي برند از جمعيت هاي انساني جدا هستند(Done, 1999).
استرس هاي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید