زيتون دارد و ايستگاه جزاير ناز نيز ميزان بالاتري (به ترتيب 6595/28 و 9418/27 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) را نسبت به پارک زيتون (به ترتيب 0127/26 و 1646/26 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) دارا مي باشد. در رسوبات پيراموني مرجان ها نيز غلظت عنصر نيکل ايستگاه هاي پارک زيتون و منطقه شيب دراز سبب بوجود آمدن اختلاف بين ايستگاه ها شدند که ايستگاه پارک زيتون ميزان بالاتري (9190/27 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) را نسبت به ايستگاه منطقه شيب دراز و ايستگاه جزاير ناز (به ترتيب 5019/25 و 7084/25 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) دارا مي باشد.
نتايج حاصل از تحقيق کنوني نشان داد که غلظت عنصر کادميوم دربافت اسکلتي مرجان هاي خانواده Faviidae، ايستگاه پارک زيتون ميزان بالاتري (033/0 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) را نسبت به جزاير ناز و منطقه شيب دراز دارد و ايستگاه شيب دراز (0151/0 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) نيز ميزان بالاتري را نسبت به ايستگاه جزاير ناز (0089/0 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) دارا مي باشد. در رسوبات پيراموني مرجان ها از نظر غلظت عنصر کادميوم ايستگاه شيب دراز (0237/0 ميکرو گرم بر گرم در وزن خشک) ميزان بالاتري را نسبت به ايستگاه پارک زيتون و جزاير ناز دارد و ايستگاه جزاير ناز (0099/0 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) نيز ميزان بالاتري را نسبت به ايستگاه پارک زيتون (0079/0 ميکرو گرم بر گرم وزن خشک) دارا مي باشد. همچنين غلظت عنصر کادميوم دربافت اسکلتي مرجان هاي خانواده Poritidae، داراي اختلاف معني داري در بين ايستگاه ها نمي باشد.

4-2- ارتباط سطوح فلزات نيکل و کادميوم دربافت اسکلتي مرجان هاي خانواده Faviidae و Poritidae و رسوبات پيراموني آنها در هر ايستگاه و همبستگي هاي معني دار
نتايج حاصل از تحقيق کنوني نشان دهنده عدم وجود همبستگي معني دار به جزء درموارد ذيل مي باشد:
از لحاظ غلظت فلز نيکل در ايستگاه شيب دراز مابين مرجان هاي خانواده Faviidae و رسوبات پيرامونش همبستگي معني دار معکوسي موجود مي باشد(884/0-rSt.1= ).
غلظت فلز کادميوم نيز در ايستگاه هاي پارک زيتون و منطقه شيب دراز دربين مرجان هاي خانواده Faviidae و Poritidae هر ايستگاه از لحاظ آماري داراي همبستگي معني دار (960/0-rSt.1= و 922/0rSt.3=) مي باشد.
شرايط متفاوتي که مرجان ها در آن رشد مي کنند مي تواند در نحوه تجمع فلزات در اسکلت مرجاني منعکس گردد. اين فلزات در نتيجه بکار گيري فلزات محلول، شامل جذب ذرات توسط بافت هاي مرجان يا از راه تغذيه به درون مرجان ها راه مي يابند (Barnard et al., 1974; St. John, 1974; Brown, 1987; Hanna and Muir, 1990).
مرجان ها عناصر نادر را از آب پيراموني شان که در آن رشد مي کنند وارد اسکلت مي کنند. همچنين پيوند شبکيه اي عناصر نادر در ساختار اسکلتي مرجان غلظت هاي آن ها را درون آب سطحي که مرجان رشد کرده است منعکس مي کند (Inoue et al., 2004).
آبسنگ هاي مرجاني در خليج فارس در شرايط نامناسب محيطي از لحاظ شوري و دماي آب و جذر و مد شديد رشد يافته اند که اين مسئله تاثير عميقي را در ساختار جمعيتي و ميزان پايداري و بقا و شمار گونه ها در اين نواحي بر جاي مي گذارد (Coles, 1995).
با مقايسه چند سايت مرجاني مورد مطالعه چنين نتيجه اي قابل فهم است. سايت مرجاني پارک زيتون با قرار گرفتن در مجاورت سيستم آب شيرين کن جزيره قشم و قرار گيري در مجاورت بافت شهري و اسکله شهيد رجايي قشم با 13 گونه در مقايسه با سايت جزيره ناز که در 18 کيلومتري بافت شهري و به دور از هر نوع توسعه فراوان انساني با 17 گونه داراي تنوع بيشتري مي باشد(مرادي، 1389).
سيستم آب شيرين کن به دليل اينکه در حين فرآيند آلاينده هايي از قبيل پساب گرم (دماي بالاي 50 درجه سانتي گراد) و پساب حاوي مواد شيميايي از قبيل کلر، مواد روغني، سولفات و ساير مواد لازم جهت راهبري فرآيند را وارد آب هاي منطقه مي کند و با توجه به فاصله نزديک آن با سايت مرجاني پارک زيتون (2 کيلومتر) بدون شک بر مرجان هاي منطقه تاثير خواهد گذاشت. همچنين در حال حاضر ساخت و تکميل اسکله جديد در مجاورت اسکله بهمن در حال انجام است که اين مسئله نيز بر اهميت ارتباط تنوع گونه اي مرجان با آلاينده هاي انساني خواهد افزود. از مسائل مهم ديگر که مرجان هاي منطقه ايستگاه پارک زيتون را تهديد مي کند کلوپ غواصي مجاور با سايت مرجاني منطقه است. افزايش شمار زياد غواصي هاي تفريحي يکي از مواردي است که در دنيا مناطق مرجاني را تهديد مي کند (Wilkinson et al., 1993).
همچنين وجود طوفان هاي حاره اي که به طور قابل ملاحظه داراي دانه هاي شني با ضخامت زياد و يا ذرات گلي و آهکي مي باشند از فاکتور هاي مهم تاثير گذار در شکل گيري جمعيت مرجاني در خايج فارس هستند که با ايجاد استرس حاصل از رسوب ذرات شن که توسط باد شمال منتقل مي شود در تنوع و آلودگي جمعيت مرجاني منطقه تاثير مي گذارد (Riegl, 1999). البته گزارشي مستند از اين طوفان ها را که منجر به نابودي مرجان ها در قشم و يا جزاير اطراف شده است ثبت نگرديده است.
تغييرات تمرکز عناصر نادر در اين مناطق احتمالاً به علت پديده هايي نظير تغييرات شوري و احتمالاً پراکندگي رسوبات کربناته و ريز دانه است که مي توانند در خليج فارس باعث تغييرات جانبي تمرکز عنصر نادر گردند. به دليل تشکيل کمپلکس هاي کلريدي توسط کادميوم و کمپکس هاي سولفاته و کلريدي توسط نيکل، به واسطه افزايش شوري به ترتيب حدود 24 و 40 درصد به کل ميزان کادميوم و نيکل محلول در آب به صورت غير آلي افزوده مي شود. عملاً به دليل دامنه گسترده تغييرات شوري در سواحل جنوبي خليج فارس(77psu70-40) بيشتر تغييرات تمرکز اين دو عنصر احتمالاً در اين منطقه صورت مي گيرد. از طرفي به دليل جذب عنصر کادميوم بر روي سطوح هيدراته کاني هاي کربناته و تجمع و تشکيل عمده اين رسوبات در سواحل جنوبي انتظار مي رود در آبهاي سواحل جنوبي تمرکز اين عنصر کاهش يابد. در اين مناطق توسعه و گسترش رسوبات ريزدانه در حد گل عامل مهمي در جذب عناصر نادر مي باشد ولي به دليل حجم زياد ورودي اين عناصر به محيط احتمالاً اين عوامل داراي نقش تعديل کننده در ميزان تمرکز در ستون آب بوده و عملاً فاقد نقش کاهنده در تمرکز اين عناصر مي باشد(حائري اردکاني، 1376).
منابع عناصر نادر در اسکلت مرجان مي تواند از فاضلاب هاي تصفيه شده و پسماند هاي صنعتي باشد. برخي از عناصر نادر مي توانند استرس ها را ظاهر ساخته و رشد مرجان ها را در مراحل اوليه زندگي شامل موفقيت در لقاح، مرگ و مير لارو ها و موفقيت لاروها در تثبيت شدن تحت تاثير قرار دهند(Negri and Heyward 2001; Reichelt-Brushett and Harrison, 2004).
به خوبي اثبات شده است که عنصر کادميوم يک رفتار بسيار قوي جهت اتصال و ترکيب با فسفر در آب نشان مي دهد و پراکنش آن به ارتباط با عنصر فسفر بستگي دارد(Knanuer and Martin,1980). همچنين آزمايشات نشان داده اند که عنصر کادميوم يک عنصر پايدار در محيط مي باشد و ترکيب آن با فسفر موجب حلاليت بالاتر کادميوم و در نتيجه قابليت دسترسي زيستي بيشتر مي شود ( Knanuer and Martin, 1980; Venema, 1984; Smith , 2001; Fowler et al., 2007).
آزمايشات متعدد نشان داده اند که تجمع فلزات سنگين در موجودات زنده به غلظت قابل دسترس فلز درآب، مدت زماني که در محيط وجود دارد و ديگر عوامل محيطي مانندpH، شوري، سختي و دما نقش مهم و معني داري را ايفا مي نمايند. نيازهاي اکولوژي، جنس، اندازه و توليد مثل موجودات دريايي نيز بر روي تجمع عناصر سنگين موثر مي باشد (Forstner et al., 1983; Canli and Atli, 2003; Farkas et al, 2003; Langston et al, 2002; Fowler et al., 2007).
احتمالاً تجمع بالاي کادميوم در اسکلت مي تواند در نتيجه جايگزيني Ca2+ با يون هاي Cd2+ با در نظر گرفتن شعاع يوني قابل مقايسه آنها باشد(Shen and Boyle, 1988) .
کادميوم احتمالاً مهم ترين عنصر سمي بيولوژيک مي باشد و به عنوان يک آلوده کننده متقدم از آن ياد مي شود. اين عنصر به طور گسترده اي در صنعت مورد استفاده قرار مي گيرد و در فرآيندهايي از قبيل electro plating رنگدانه ها، تثبيت پلاستيک، باتري ها و آلياژهاي فلزي استفاده مي شود.(Sadiq, 1992).
به دليل تنوع گسترده در استفاده از آن ورودي هاي انساني به محيط دريايي اصلي ترين منبع آلوده کننده مي باشند، بنابراين انتظار مي رود که فعاليت هاي انساني در نواحي دلتايي و ساحلي باعث افزايش ميزان تمرکز کادميوم در اين نواحي مي گردد. به طور کلي کادميوم از طريق نهشت اتمسفري و بواسطه ورود از منابع نزديک به ساحل وارد دريا مي گردد. بنابراين عنصر کادميوم نيز يکي از شاخص هاي آلودگي هاي صنعتي و از منشاء انساني در محيط مي باشد. فعاليت هاي توسعه ي اراضي در نواحي ساحلي يکي ديگر از منابع عمده ورود کادميوم به خليج فارس مي باشد.(Sadiq et al., 1991).
نيکل نيز به طور گسترده اي در محيط زيست پراکنده مي باشد و غلظت آن تابعي از سوخت هاي فسيلي، استخراج آن از معادن و پالايشگاه ها و سوختن مواد زايد است.
علاوه بر آن خليج فارس به دليل دارا بودن منابع عظيم نفت و گاز به يکي از اصلي ترين مسيرهاي تردد کشتي ها و نفتکش ها و فعاليت هاي پالايشگاهي مبدل گشته است. نشت نفت خام به اکوسيستم آبي خليج فارس باعث آلودگي هاي متعدد شده است. از آنجايي که نيکل و واناديوم دو فلز سنگين عمده تشکيل دهنده در نفت خام مي باشند ورود آنها به اکوسيستم هاي دريايي به طرق مختلف مي تواند در موجوداتي نظير دوکفه ايها بواسط? نوع تغذيه شان انباشته شود. ميزان آن در نمونهاي اندازه گيري شده مطالعه کنوني که دليل آن را مي توان به بالا بودن ميزان نيکل در آبهاي ساحلي(آقاجري، 1388)، رسوبات اقيانوسي و پوسته زمين مربوط دانست (قناتغستاني، 1372 و رياحي بختياري و مرتضوي، 1386). طي مطالعاتي که توسط ماشينچيان در سال 1372 در تنگه هرمز و نواحي اطراف خليج فارس صورت گرفته عناصري چون نيکل در اين مناطق داراي معادني در زير پوست? اقيانوسي مي باشند. بنابراين يکي ديگر از دلايل مهم و قابل توجه بالا بودن ميانگين غلظت نيکل منشاء پوسته اي آن مي باشد.
يکي از عمده ترين عناصر نادري که حتي درغلظت هاي پائين داراي تاثيرات سمي بر روي موجودات مي باشند و در ترکيب نفت وجود دارد عنصر نيکل مي باشد. اصولاً ميزان اين عنصر در نفت خام بالا مي باشد و تنها راه ورودي آن به محيط از طريق بهره برداري از منابع نفتي و آلودگي هاي ناشي از آن مي باشد(Shen & Boyle,1988; Sadiq & Zaidi 1984; Sadiq et al.,1992; Bouhamra et al., 1996 ) اين عنصر در حقيقت از شاخص هاي آلودگي نفتي به خصوص در محيط هاي دريايي مي باشند. در آلودگي هاي نفتي چه به صورت لکه هاي نفتي و چه به صورت دود حاصل از اشتعال نفت و حتي آلودگي ناشي از احتراق سوخت وسايل نقليه باعث ورود مقادير زيادي از اين عناصر به آب دريا مي گردد. در آلودگي هاي اخير نفتي در خليج فارس در خلال جنگ خليج فارس و جنگ ايران و عراق مقادير زيادي از نفت هاي ميادين نفتي اين دو کشور به دريا راه يافت.
اما بر اساس نتايج حاصل از تحقيق کنوني و مقايسه اين نتايج با ديگر مطالعات آلودگي فلزات در منطقه، بخش عمده اي از نيکل و کادميوم در فاز انسان ساخت قرار گرفته است(کرباسي، 1376).
به طور کلي اين عناصر پس از ورود به محيط تحت تاثير فرآيندهاي مختلفي جذب مي گردند. عناصر وارد شده به محيط در دو محل تجمع مي يابند: يکي رسوبات و ديگري بافت هاي نرم و اسکلت موجودات زنده و عملاً براي مدت طولاني در ستون آب باقي نمي مانند.
آبسنگ هاي مرجاني در مناطق آسيايي داراي سطوح فلزات سنگين بالاتري از ديگر نقاط جها

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید