حمایت اجتماعی و سلامت عمومی دانشجویان مطالعه دانشجویان کارشناسی دانشگاه علامه- قسمت 22

0 Comments

ـ بین عضویت اجتماعی درگروه ها با افسردگی رابطه معناداری وجود ندارد.
ـ حمایت عاطفی( کارکردهای حمایتی) بیشترین رابطه معکوس ومعنی دار را با افسردگی دارد.
8ـ «بررسی تاثیر حمایت اجتماعی برمیزان سلامت روان کادر درمان بیمارستانی دراستان مازندران». این پژوهش توسط زهرا ناظر جویباری درسال 1391 در رشته مددکاری اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی وارتباطات علامه طباطبایی انجام شده است. جمعیت آماری این پژوهش، کادر درمان بیمارستانهای زارع وامام خمینی دراستان مازندران می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شده بودند. با توجه به نتایج این پژوهش:
ـ جنسیت تاثیر معناداری برسلامت روانی کادر درمان بیمارستانی نداشته است.
ـ بین حمایت عاطفی وسلامت روان کادر درمان بیمارستانی رابطه معناداری وجودناشته است.
ـ بین حمایت اطلاعاتی وسلامت روان کادر درمان بیمارستانی ارتباط معنادار ومثبت وجود دارد.
در این پژوهش درنهایت وجود ارتباط بین حمایت اجتماعی وسلامت روان کادر درمان بیمارستانی مورد تایید قرارنگرفت ونشان داده شد بین حمایت اجتماعی وسلامت روان کادر درمان بیمارستانی رابطه معناداری وجود ندارد.
9ـ « نقش حمایت اجتماعی درمیزان سلامت روان کارمندان جوان شهرداری تهران» این پژوهش توسط خانم سمانه دودمان فیروزسالاری درسال 1388 در رشته مددکاری اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی انجام شده است.
دراین پژوهش پیمایشی 320 نفر ازکارمندان جوان شهرداری تهران با استفاده از پرسشنامه استانداردحمایت اجتماعی کاترونا وراسل ونیز پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ28) به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب ومورد بررسی قرار گرفتند. طبق نتایج این پژوهش:
ـ بین میزان حمایت اجتماعی وسلامت روان کارمندان جوان شهرداری ارتباط معنادار مثبتی وجود دارد.
ـ بین حمایت اجتماعی با ابعاد افسردگی، اختلال کارکرد اجتماعی واضطراب وبی خوابی رابطه معکوس ومعناداری وجود دارد.
ـ بین حمایت اجتماعی با بعد نشانه های جسمانی ارتباط معناداری وجود ندارد.
ـ بین میزان سلامت روان جوانان متعلق به پایگاه های اجتماعی ـ اقتصادی مختلف تفاوت معنی دار وجود دارد.
ـ بین میزان سلامت روان .نیز میزان حمایت اجتماعی جوانان از نظر وضعیت تاهل تفاوت معنی دار وجودندارد.
2-5-2- پژوهش های خارجی:
دربحث پژوهش های انجام شده درجهان به پژوهش هایی که به مبحث سلامت عمومی وحمایت اجتماعی به خصوص آنهایی که به گروه دانشجویان مربوط می شود اشاره میشود. دراین خصوص بایدگفت: پژوهش ومطالعه پیرامون اهمیت نقش روابط فرد با جامعه وارتباط آن باوضعیت سلامت ازهنگام مطالعه معروف دورکیم در زمینه خودکشی مورد توجه قرارگرفت. در شیکاگو، فاریس ودونهام[100] 1939، درکانادا لیتون[101] 1959واسرول[102] 1962 درمنهتن آمریکا، مطالعاتی را درخصوص تبیین ارتباط بیماری های روانی باتضعیف انسجام اجتماعی وگسستگی روابط بین افراد انجام دادند. یافته های این پژوهشگران نشان می داد که جوامعی که دچار نظام گسیختگی هایی شده اند ودر روابط خانوادگی، همسایگی ومحلی شان تغییر ایجاد شده است. براساس این مطالعات، هنگامی که تغییروتحولات اجتماعی، اقتصادی وصنعتی درجوامع پدید آمد وعواملی نظیر تخریب محله ها، تحرکات جغرافیایی و…افراد را از محیط های اجتماعی شان دور کرد، روابط افراد با خویشان، دوستان وهمسایگان دستخوش دگرگونی گردید ودراین شرایط بیماری های روانی در افراد بروز بیشتری نمود. اغلب پژوهش هایی که از دهه 1970 درحوزه مطالعات مربوط به حمایت اجتماعی انجام گرفته است، رابطه آن با حوزه سلامت ودرارتباط با بیماری های مختلف، مورد بررسی قرار داده شده است، که در ذیل به برخی ازآنها اشاره می شود:
1ـ لارسون[103] در سال 1988 مطالعه ای توصیفی روی 151 دانشجوی دانشگاه بوستون ماساچوست انجام داد. هدف مطالعه تعیین ارتباط بین وضعیت سلامت درک شده، جنس، متوسط نمره تحصیلی وتعیین کننده های اصلی مرتبط وغیرمرتبط درسلامت باسبک زندگی ارتقادهنده سلامت آنها بود. دراین پژوهش که بااستفاده ازپرسشنامه HPLP انجام گردید، نتایج به شرح زیربوده است.
ـ وضعیت سلامت درک شده دانشجویان به نحو معنی داری پیش بینی کننده سبک زندگی، ارتقادهنده سلامت، فعالیت جسمانی، مدیریت فشار روحی ورشدروحی بود.
ـ زنان دانشجو به نحو معنی داری درابعاد تغذیه، روابط بین فردی، مسئولیت پذیری درمقابل سلامت وسبک زندگی ارتقادهنده سلامت رفتاربهتری ازمردان داشتند.
ـ کل نمونه دربعد مدیریت استرس نمره پایین تری ازهر گروهی که تابه امروز بررسی شده بود داشتند. (لارسون 1998به نقل از تباری نژاد، 39:1385)
2ـ فاهر وهمکارانش[104] 2005نشان دادند که زنان بیشترازمردان به حمایت اجتماعی نیازدارند وبیشتر نیز حمایت اجتماعی دریافت می کنند. این پژوهش که بر روی زنان انگلیسی انجام شده است، نشان می دهد که زنان نسبت به مردان، بیشتر دوستان نزدیک دارندودرشبکه های اجتماعی گسترده تری زندگی می کنند. این پژوهش نشان می دهد که سطح ازدواج، نوع محل کار وحمایت اجتماعی داخل وخارج ازخانه، می توانند برمیزان افسردگی زنان تاثیربگذارند.
3ـ پژوهش واد وکندلر[105]2005 درحوزه روانشناسی نشان داده که حمایت اجتماعی نقش مهمی درمباحث شغلی وحرفه ای دارد. این پژوهش نمایانگر آن است که افرادی که پیوندهای اجتماعی گسترده تری دارند (تاهل، وابستگان نزدیک، عضویت د
رگروه های علمی وانجمن های دینی و…) بیشتر ازکسانی که ازحمایت اجتماعی کمتری برخوردارند، عمرمیکنند وکمتر ازآنان گرفتار بیماری های ناشی از فشارهای روانی می شوند. حمایت اجتماعی بامتغیرهای زیادی مانند اختلال افسردگی اساسی وسلامت عمومی رابطه دارد.
4ـ سالوکنکس ومتی[106] 1989 به بررسی نقش ارتباطات نزدیک ورفاقتهای صمیمانه براختلالات روانشناختی پرداختند. آنها دریافتند که اختلالات روانی ونشانه های افسردگی درافرادی که ارتباطات زناشویی صمیمی دارند حداقل بوده است، به خصوص درکسانی که اظهارنموده اند میزان هم حسی وهم دردیهایشان باهمسرانشان بالا می باشد. در زوج هایی که دارای مشکلات زناشویی بوده اند، نشانه ای روانپریشی رایج بود. در زنان مجرد رفاقت های صمیمانه، مهم ترین عامل پیشگیری درافسردگی محسوب می گشت. (بهمئی، 33:1387)
5ـ طبق مطالعه برکمن 1984، لازاروس وفوکمن[107] 1984، حمایت اجتماعی می تواند به عنوان عاملی درجهت کاهش پیامدهای فیزیکی وروانی موقعیت های استرس زا عمل نماید واثرات پیشگیرانه ودرمان کننده داشته باشد. کمک گرفتن از منابع رسمی وغیررسمی حمایت اجتماعی، هنگام مواجهه با استرس برتوانایی فرد درمقابله با موقعیت، می تواند اثرگذار باشد.
6-2- چهارچوب نظری پژوهش :
برای آگاهی از رابطه میان حمایت اجتماعی وسلامت عمومی نظریات ودیدگاههای اندیشمندان مختلف درباره موضوع مطرح شد. برخی از این نظریات زیر بنای فرضیات ومتغیرهای مورد بررسی مارا تشکیل می دهند که به طور خلاصه به آنها اشاره می کنیم.
به طور کلی مفهوم سلامت به عنوان متغیر وابسته این پژوهش را می توان باتوجه به نظریه گلدبرگ[108] بررسی نمود که از 4مولفه تشکیل شده که شامل علایم جسمانی،اضطراب واختلال خواب ،اختلال در کارکرد اجتماعی وافسردگی شدیدمی باشد.
ـ علایم جسمانی: بازتاب ناراحتی های برخاسته از ادراک نسبت به اختلال عملکرد جسمی است.این شکایت ها پیرامون قلب وعروق،معده ودستگاه تنفس متمرکز شده است.
ـ اضطراب واختلال خواب: احساس بسیار ناخوشایند واغلب مبهم دلواپسی است که با یک یا چند احساس جسمی همراه می گردد .احساس خالی شدن دل،تنگی قفسه سینه،تپش قلب، تعریق، سردرد ، میل ناگهانی برای دفع ادرارو…دراین مقوله قرار گرفته اند.
بی خوابی نیز اختلالی است که بانشانه هایی نظیر مشکل دربه خواب رفتن ،عصبی وبدحال بودن وبی دلیل از چیزی ترسیدن همراه است.
ـ کارکردهای اجتماعی : گستره توانایی افراد در مقابله با مسائل زندگی روزمره است وچگونگی کنار آمدن آنها را با موقعیت های متداول زندگی نشان می دهد .
ـ افسردگی شدید:علایم ویژه افسردگی از جمله :احساس ناامیدی،احساس بی ارزش بودن درزندگی ، داشتن افکار خود کشی وآرزوی مردن، احساس بی ارزشی وبی کفایتی است.
در بحث متغیر مستقل یعنی حمایت اجتماعی نیز به تئوری هاوس[109] که حمایت اجتماعی را دارای سه بعد حمایت ابزاری، عاطفی واطلاعاتی تقسیم کرده است استناد کرده ایم .
حمایت عاطفی شامل عشق ومحبت وهمدلی است، حمایت اطلاعاتی یعنی انتقال اطلاعات یا راه کارها برای سازگاری یا مقابله با مسائل ومشکلاتی است که فرد با آنها مواجه شده است ودرنهایت حمایت ابزاری به انواع کمک ها وحمایت های محسوس اشاره دارد.
همچنین در بحث مربوط به متغیر مستقل رایج ترین تعریف مربوط به لیندزی است که به در دسترس بودن وکیفیت روابط با افرادی که منابع حمایتی را در در مواقع مورد نیاز فراهم می کنند تاکید دارد. او معتقد است که اقوام ، خانواده، دوستان، آشنایان و…خدمات عینی را فراهم می کنند که موجب می شود یک فرد احساس مراقبت ، دوست داشته شدن، عزت نفس وارزشمند بودن کند وخود را جزیی از شبکه ارتباطی بداند واظهار می دارد که حمایت اجتماعی برای فرد یک ارتباط امن به وجود می آورد که احساس محبت ونزدیکی از ویژگی های اصلی این ارتباط است ونیازهای افراد از طریق منابعی که جامعه در اختیار آنها قرار می دهد تامین می شود که این منابع شکل های متفاوتی دارند که عبارتند از: ابزاری، عاطفی واطلاعاتی افراد بر اساس روابط اجتماعی ونوع پیوندهایی که دارند از منابع حمایتی برای برطرف کردن نیازهایشان استفاده می کنند.به طوری که هر اندازه روابط اجتماعی گسترده تر باشد میزان دسترسی بر منابع حمایتی را بیشتر می کند.
همچنین براساس نظریه های ذکر شده می توان گفت که افراد متاهل به دلیل حضور یک شریک زندگی مطلوب ودوست داشتنی درمقایسه با افراد مجرد، سلامت روانی وعاطفی بهتری دارند. ارتباط زناشویی صمیمانه ومستحکم، از زوجین دربرابر فشارهای خاص زندگی حفاظت می کند. همچنین رابطه تاهلی به علت وجود هنجارهای قانونی واجتماعی توام با علاقه ودلبستگی زوجین، یک منبع بنیادی حمایت اجتماعی محسوب می شود؛ وپیامدهای حمایتی زیر را شامل می گردد:

  • افراد روابط اجتماعی بیشتری برقرار می نمایند وهمین شبکه های اجتماعی، گستره دسترسی به منابع حمایتی را وسعت می بخشد.
  • تاهل، افراد را درمقابل مجموعه بیماری های روانی وجسمانی مقاوم تر می سازد.
  • درمقابله با استرس ها وفشارها همراهی حداقل یک شخص دیگر را برای فرد ایجاد می نماید.
مطلب دیگر :  حمایت اجتماعی و سلامت عمومی دانشجویان مطالعه دانشجویان کارشناسی دانشگاه علامه- قسمت 16