حمایت اجتماعی و سلامت عمومی دانشجویان مطالعه دانشجویان کارشناسی دانشگاه علامه- قسمت 16

0 Comments

این مدل عنوان می کند که هرنوع رابطه نوع خاصی حمایت است. شبکه های حمایتی هرکدام بنا به نوع رابطه ای که پیرامون آن رابطه تشکیل می شود حمایتهای خاص را به همراه دارد. از اینرو وظایفی که به نزدیکی صمیمانه نیاز دارد احتمال زیادی دارد که توسط کسی انجام شود که نزدیکترین شخص به فرد است مثل همسرکه وظایف روزانه خانه را انجام می دهد.. حال آنکه حمایتی که مبتنی بر مصاحبت است احتمال بیشتری دارد توسط کسی برآورده شود که با اودوست هستیم؛ دراینجا رابطه ی همسری دربرگیرنده
انجام خدمات خانگی است ورابطه دوستی حامل پشتیبانی ومصاحبت است. نظریه پردازان این مدل اعتقاد دارند که هر رابطه ای نوع خاصی از حمایت را بدنبال دارد. شبکه های حمایتی فرد هرکدام بنابرنوع رابطه ای که پیرامون آن رابطه تشکیل شده اند؛ جمایت ویژه ای را برای فرد فراهم می نماید. (لیتواک[83] 1985)
این مدل درمقابل مدل سلسله مراتبی که به پیوندهای اولیه درتامین حمایت اهمیت می دهد عنوان می کند برخی از روابط نسبت به روابط دیگر برای برآوردن نیازهای حمایتی مناسب تر هستند. دراین مدل پیش بینی اینکه چه کسی احتمال بیشتری دارد که تامین کننده حمایت باشد، نوع ونیز مشخصات پیوند در نظرگرفته می شود. (قدسی، 54:1383)

  • مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی[84]:

این ایده که نوع حمایت نیاز دارد که متناسب با زمینه ونوع استرس تجربه شده باشد، توسط کاترونا وهمکاران اومورد توجه قرار گرفته است. هرنوع حمایتی با هرنوع استرس همخوانی ندارد. استرس های
نامتناسب با نیازهای حمایتی که طلب می کند می باید با حمایتهای متناسب با آنها همخوانی داشته باشند.
کاترونا در مدل همچینی متناسب استرس باحمایت اجتماعی منحصراً به مشخصات استرس به عنوان تعیین کننده مناسب ترین نوع حمایت توجه می کند. ازنظر کاترونا بهترین خصیصه مورد نظر درارتباط بین استرس وحمایت اجتماعی قابلیت کنترل رویداد یا موقعیت های استرس زا است. کاترونا وشور به لحاظ قابلیت استرس دونوع استرس را مشخص می کنند: استرس قابل کنترل، استرس غیرقابل کنترل
استرس قابل کنترل شامل موقعیت هایی اند که درآنها می توان برای جلوگیری، حذف یاکاهش منبع استرس کاری عملی را انجام داد. برعکس استرس غیرقابل کنترل شامل موقعیت هایی است که نمی توان برای جلوگیری، حذف یاکاهش منبع استرس کاری یا عملی انجام داد. در ارتباط با این دونوع استرس کاترونا وشور دونوع حمایت متناسب باآنها را بیان می کنند: حمایت تسهیل کننده، حمایت تشویق کننده.
کاترونا وشور معتقدند که درزمینه رویدادهای قابل کنترل، حمایت تسهیل کننده کنش مناسب ترین نوع حمایت است. دراین نوع حمایت که دربرگیرنده حمایت اطلاعاتی وابزاری است، فرد می تواند بهتر از عهده مواجهه با استرس برآیدوحمایت مربوطه می تواند فردرا در مقابله بااسترس به نحومطلوب تری تجهیز نماید. درزمینه رویدادهای غیرقابل کنترل معتقدند که حمایت تشویق کننده که شامل حمایتهای عاطفی وشبکه ای است مناسبترین نوع حمایت است. دراین نوع حمایت، فردی که درمعرض استرس ونگرانی غیرقابل کنترل قرارگرفته است باهمدلی وعواطف مثبت افراد درگیردر شبکه اش مواجه است وبارمثبت حاصل ازاین حمایت فرد را دربرابر فشارزیاد ناشی از رویداد یا استرس غیرقابل کنترل محافظت می کند. براساس این مدل درزمینه استرسورهای غیرقابل کنترل حمایت تسهیل کننده کنش بیش از همه پیش عامل است ودرزمینه استرسورهای غیرقابل کنترل حمایت تشویق کننده پیش بینی کننده رضایت از تعامل است.
رویداد استرس زا
قابل کنترل
حمایت تسهیل کننده:
حمایت اطلاعاتی
حمایت ابزاری
حمایت تشویق کننده:
حمایت عاطفی
حمایت شبکه ای
رویداد استرس زا
غیرقابل کنترل
شکل4-2- مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی کاترونا

  • مدل تخصیص کارکردی[85]:
مطلب دیگر :
حمایت اجتماعی و سلامت عمومی دانشجویان مطالعه دانشجویان کارشناسی دانشگاه علامه- قسمت 26

ازدیدگاه این مدل روابط درطی زمان وموقعیت به توافق می رسند.(سیمون[86] 1984). وانتظارمیرود نسبت به این موضوع که حمایتهای مختلف توسط چه کسی فراهم می شود، تفاوت وجود داشته باشد. هرپیوندی می تواند بسته به اینکه طرفین رابطه به چه نحوی برروی آن رابطه به توافق رسیده باشند، نوع خاصی از حمایت یا گروهی ازحمایتها را برای فرد تامین نماید. دوستان وهمکاران که براساس مدل تخصیص وظیفه در روابط کارکردهای مصاحبتی ودوستی را دارند، برطبق مدل تخصیص کارکردی می تواند با توجه به توافق دوطرف نسبت به رابطه وتعامل با یکدیگر، دامنه ی وسیع تری از حمایتها را دربرگیرد.

  • مدل کمبود[87]:

این مددل درصدد است تارابطه بین حمایت اجتماعی وتنهایی را برحسب کمبودوکاستی های شخصی که تیاز به حمایت دارد وتوضیح دهد. دراین مدل سه نوع کمبود تشخیص داده می شود. این کمبودها می توانند برتوانایی افراد تنها اثرداشته باشدتا سطح مطلوب حمایت اجتماعی را دریافت نکنند:
کمبودهای اداراکی: این کاستی می تواند موجب شود هنگامی که حمایت اجتماعی واقعاً دردسترس است فردنتواند آنراتشخیص دهد.
کمبود درتامین حمایت برای دیگران: این کمبود می تواند به توانایی شخص تنها در تشکیل رابطه معنی داری اثر داشته باشدکه شکل گیری آنها برای تامین حمایت اهمیت دارد.
کمبود درتوانایی برای حمایت از دیگران: این کمبود تهدیدکننده بودن کسب حمایت برای عزت نفس وپرهزینه بودن کسب حمایت را دربرمی گیرد.
بعضی از افراد می توانند دارای ویژگی های شخصیتی وارتباطی ب
اشند که ممکن است حمایت اجتماعی که آنها برای دیگران تامین می کنند را به حداقل برسانند.این کاستی های شخصیتی ومهارتی می تواند منجربه این شود که افراد تنها ناتوان ازبرقراری رابطه پایداری بادیگران شوند که بتوان درآن حمایت کسب نمود.
(قدسی، 44:1383)
کمبود درتامین حمایت برای دیگران
کمبودهای ادراکی
کمبود درتوانایی کسب حمایت ازدیگران

  • تئوری بانک حمایتی[88]: